با هم نگاهی به گذشتهٔ زبان فارسی بیندازیم و ببینیم این زبان کهن چه سرگذشت پرفراز و نشیبی داشته است.
زبان فارسی که امروزه ما به آن سخن میگوییم، حاصل گذر هزاران سال و دگرگونیهای بسیار است. این زبان، فرزند زبان فارسی میانه است و فارسی میانه خود وارث زبان فارسی باستان میباشد. فارسی باستان، زبان روزمرهٔ مردم در زمان فرمانروایی هخامنشیان بود.
پس از ورود اسلام به ایران، زبان فارسی دوران نوینی را آغاز کرد. اگرچه خط آن از الفبای عربی برگرفته شد، اما هسته و ساختار زبان همچنان فارسی باقی ماند. این زبان با پذیرش شمار زیادی وامواژه از عربی، نه تنها از میان نرفت، بلکه توانست با نیرومندی به زندگی خود ادامه دهد و یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی باشد.
در سدههای سوم و چهارم هجری، با سروده شدن نخستین سرودهها و نوشتهها به فارسی نو، این زبان دوباره جان تازهای گرفت و به یکی از زبانهای بزرگ و پراهمیت ادبی در جهان تبدیل شد. بزرگانی مانند فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی، با آفرینش آثار بیهمتای خود، بنای استواری برای این زبان بنا نهادند که تا امروز پابرجاست.
امروزه زبان فارسی، نه تنها در ایران، بلکه در کشورهایی مانند افغانستان و تاجیکستان و نیز در میان بسیاری از ایرانیان پراکنده در سراسر جهان، زبانی زنده و گویاست و میراث ارزشمند فرهنگی و ادبی خود را به نسلهای آینده منتقل میکند.

زبان فارسی یکی از کهنترین زبانهای جهان است که مانند میراثی ارزشمند از گذشتگان به ما رسیده و بخش مهمی از هویت و فرهنگ مردم ایران به شمار میآید. این زبان دارای ادبیات بسیار پربار و سرشار از اشعار زیبا و نغز است. فارسی، زبان اصلی مردم ایران و همچنین بخشهایی از کشورهایی مانند افغانستان، تاجیکستان، پاکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان و عراق است.
در سال ۱۸۷۲، گروهی از زبانشناسان و ادیبان اروپایی در نشستی در شهر برلین، چهار زبان فارسی، لاتین، یونانی و سانسکریت را به عنوان «زبانهای کلاسیک جهان» برگزیدند. این عنوان به زبانی داده میشود که تاریخی طولانی و ادبیات غنی داشته باشد و در طول هزاران سال تغییرات کمی کرده باشد.
زبان فارسی از نظر داشتن واژههای فراوان، مثلهای زیبا و آثار ادبی بینظیر، یکی از غنیترین زبانهای جهان شناخته میشود. آثاری مانند دیوان حافظ، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، پنج گنج نظامی، نوشتههای مولوی، رباعیات خیام و منطقالطیر عطار از برجستهترین گنجینههای ادبیات فارسی هستند.
تاریخچه زبان فارسی
ریشه و اصل زبان فارسی به زبان پهلوی یا همان فارسی میانه برمیگردد و زبان فارسی میانه نیز خود از فارسی باستان سرچشمه گرفته است.
واژه «فارسی» در واقع شکل عربیشده کلمه «پارسی» است. از آنجا که در زبان عربی حرف «پ» وجود ندارد، این تغییر صورت گرفته است. در زبان فارسی میانه، به فارسی واژه «پارسیگ» گفته میشد که از ترکیب «پارس» و پسوند «یگ» ساخته شده و به معنای «زبان مربوط به پارس» است. در فارسی باستان نیز این زبان با نامهای «پارسه» یا «آریَه» شناخته میشده است.
زبان پارسی باستان
پارسی باستان یکی از قدیمیترین زبانهای خانواده زبانهای هند و اروپایی است.
این زبان، زبان اصلی قوم پارس بود. وقتی این قوم به بخش جنوب غربی فلات ایران مهاجرت کردند و سلسله هخامنشی از میان آنان برخاست، پارسی باستان به عنوان زبان رسمی و اداری تمام قلمرو تحت فرمانروایی امپراتوری هخامنشی گسترش یافت.
دستور زبان این زبان بسیار پیچیده بود و قواعد صرف و ساختارهای گوناگونی داشت. به تدریج و با رواج یافتن آن در میان مردمان غیرپارسیزبان، شکل سادهتری پیدا کرد. در اواخر دوره هخامنشی، این زبان تقریباً به صورت اولیه زبان پارسی میانه درآمده بود.
خط مورد استفاده برای نوشتن پارسی باستان، خط میخی بود. این خط در میان عموم مردم رایج نبود و فقط برای نوشتن بر روی سنگها و کتیبهها به کار میرفت. سنگنوشته بیستون و کتیبههای باقیمانده در تخت جمشید، نمونههای ارزشمندی از میراث فرهنگی ایران هستند که به این خط نوشته شدهاند.
زبان پارسی میانه
از حدود سیصد سال قبل از میلاد مسیح تا حدود هفتصد سال پس از آن، مردم ایران به زبانی به نام فارسی میانه صحبت میکردند. این زبان نسبت به فارسی باستان، واژهها و قواعد سادهتری داشت، اما شباهت بیشتری به فارسی امروزی پیدا کرد که پس از اسلام رایج شد. در واقع، تغییراتی که برای تبدیل فارسی باستان به فارسی میانه رخ داد، بسیار گستردهتر از تغییراتی بود که بعدها فارسی میانه را به فارسی جدید تبدیل کرد.
فارسی میانه، زبان رسمی حکومت ساسانیان بود. در آن زمان، مردم در گفتگوهای روزمره از این زبان استفاده میکردند، اما در شهرها و مناطق مختلف، لهجههای گوناگونی وجود داشت. گاهی تفاوت این لهجهها به قدری بود که افراد در درک سخنان یکدیگر دچار مشکل میشدند. دلیل اصلی این تفاوتها، نبود یک زبان نوشتاری یکپارچه برای فارسی میانه (که پهلوی نامیده میشد) بود.
در دوران ساسانیان، تنها دو گروه توانایی خواندن و نوشتن داشتند: «دبیران و دهقانان» که برای نامههای اداری، تجاری و متون رسمی از آن استفاده میکردند، و «روحانیون» که متون دینی مینوشتند. کاربرد زبان نوشتاری فقط به این محدوده ختم میشد.
این وضعیت تا زمان حکومت امویان ادامه یافت، تا اینکه آنان استفاده از زبان عربی را اجباری کردند. با این وجود، تا قرنهای نهم و دهم میلادی، دبیران ایرانی در مناطقی مانند ری و مازندران، هنوز از هر دو زبان پهلوی و عربی برای نوشتن اسناد و متنها استفاده میکردند.
فارسی نو
در دوران خلافت عباسیان، زبان فارسی نو به تدریج جایگزین فارسی میانه شد. خط این زبان، بر اساس الفبای عربی و با افزودن چهار حرف «گ، چ، پ، ژ» شکل گرفت؛ البته تفاوتهای دیگری نیز میان خط فارسی و عربی وجود دارد.
پس از پایان حکومت عباسیان، در دوره فرمانروایی طاهریان، صفاریان و سامانیان، مردم ایران به فارسی نو سخن میگفتند و شعرهای بسیاری به این زبان سروده شد. حتی پس از فتح ایران به دست اعراب، روند گسترش فارسی ادامه یافت و بازرگانان و سربازان، این زبان را به سرزمینهای همسایه مانند افغانستان بردند. اعراب نیز برای تبلیغ اسلام از زبان فارسی استفاده کردند و همین موضوع باعث شد فارسی جایگزین زبانهای محلی شود.
«رودکی» نخستین شاعر بزرگ ایرانی است که در روزگار سامانیان به فارسی شعر سرود. او در دربار، هم شاعر بود، هم نوازنده و هم خواننده.
گسترش زبان فارسی تا قرن نوزدهم ادامه داشت و به دلیل ساختار سادهاش، وسیلهای برای آشنایی ترکان آسیای میانه با اسلام و فرهنگ شهرنشینی شد.
از نظر سبک ادبی، فارسی در این دوره سه سبک اصلی داشت که نویسندگان بزرگی مانند فردوسی، سعدی و حافظ آن را پدید آوردند: سبک خراسانی (از سده چهارم تا ششم)، سبک عراقی (از پایان سده ششم تا سده نهم) و سبک هندی (از سده نهم به بعد).
از زمان قاجار، شاعران کمکم سبک هندی را کنار گذاشتند و به سبکهای گذشته، به ویژه سبک عراقی، روی آوردند.
در این دوره، فارسی به عنوان زبان ارتباطی میان سرزمینهای گوناگون بسیار گسترش یافت؛ تا جایی که مارکوپولو تنها زبان هندواروپایی که میدانست و در دربار قوبلای خان و در سفر به چین از آن استفاده میکرد، فارسی بود.
از دوره مشروطه به بعد، زبان فارسی دگرگونیهایی را تجربه کرد. در سال ۱۳۱۳، نخستین «فرهنگستان ایران» بنیان گذاشته شد و کار پالایش زبان فارسی از واژهها و عبارتهای عربی را آغاز کرد و برای حدود ۲۰۰۰ واژه بیگانه، معادل فارسی انتخاب شد.
در سال ۱۳۴۷، فرهنگستان دوم تشکیل شد و برای ۶۶۶۵ واژه بیگانه، معادلهای فارسی پیشنهاد داد.
سپس در سال ۱۳۶۸، فرهنگستان سوم کار خود را شروع کرد و تا امروز به فعالیتش ادامه داده است. این فرهنگستان در سال ۱۳۹۸ اعلام کرد که بیش از ۶۰ هزار واژه معادلیابی شده است.
در سدههای اخیر، گسترش زبان فارسی با دشواریهایی روبرو شده است. انگلیسیها با تسلط بر هند و استعمار آن، زبان انگلیسی را جایگزین فارسی کردند و از سوی دیگر، روسها با چیرگی بر سمرقند، بخارا و مرو، کوشیدند گویش فارسی را در آن مناطق از بین ببرند.
با این همه، فارسی همچنان زبان گفتاری بسیاری از مردم در ازبکستان، افغانستان و تاجیکستان است و ایران نیز با تولید کتاب، ترجمه، موسیقی و فیلم به گسترش و پخش این زبان ادامه میدهد.













