سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

تحقیق در مورد زندگی ناصرالدین شاه قاجار

زمان مطالعه1 دقیقه

زندگی ناصرالدین شاه قاجار
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

ناصرالدین شاه، چهارمین پادشاه سلسله قاجار، از طولانی‌ترین دوره‌های پادشاهی در تاریخ ایران برخوردار بود. او در سال ۱۲۴۷ هجری قمری به دنیا آمد و از شانزده سالگی و پس از مرگ پدرش محمدشاه، زمام امور کشور را در دست گرفت.

دوران حکومت او که نزدیک به پنجاه سال به طول انجامید، دوره‌ای پر از فراز و نشیب بود. از یک سو، با سفرهای متعدد به کشورهای اروپایی، ایده‌ها و فناوری‌های جدیدی را به ایران آورد. نخستین عکس‌ها، تاسیس دارالفنون (که یک مرکز آموزشی مدرن بود)، و ورود تلگراف از جمله اتفاقاتی است که در زمان او رخ داد.

دکتر

اما از سوی دیگر، حکومت او با مشکلات مالی فراوان، اعطای امتیازات گسترده به بیگانگان و نارضایتی عمومی همراه بود. او اگرچه در ابتدا تحت تاثیر صدراعظمی به نام امیرکبیر، اصلاحاتی را آغاز کرد، اما پس از مدتی مسیر دیگری در پیش گرفت.

در نهایت، ناصرالدین شاه در آستانه جشن پنجاهمین سال پادشاهی خود، در حرم شاه عبدالعظیم و به دست فردی به نام میرزا رضای کرمانی ترور شد و به زندگی او پایان داده شد. او شخصیتی پیچیده داشت؛ هم حامی هنر و ادبیات بود و هم حکومتی استبدادی را رهبری می‌کرد که در نهایت به نارضایتی‌های گسترده انجامید.

زندگی ناصرالدین شاه قاجار

در این نوشته با زندگی ناصرالدین شاه قاجار بیشتر آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.

از میان پادشاهان قاجار، نام ناصرالدین شاه قاجار از همه شناخته‌شده‌تر است. او که به «سلطان صاحبقران» معروف بود، به مدت پنجاه سال بر ایران حکومت کرد و به همین دلیل، دومین پادشاه ایران از نظر طول دوران سلطنت به شمار می‌رود. همین موضوع باعث شد که خود را «سلطان صاحبقران» بنامد.

ناصرالدین شاه تنها به خاطر مدت حکومتش مهم نبود؛ او اولین پادشاهی بود که خاطرات روزانه خود را نوشت. همچنین نخستین شاه ایران بود که به کشورهای اروپایی سفر کرد و این سفرها تأثیر زیادی بر فرهنگ و سبک زندگی مردم ایران گذاشت. این تأثیرات در زمینه‌های مختلفی مانند معماری، هنر و حتی نوع پوشش مردم دیده می‌شد.

یکی از شخصیت‌های مهم دوران او، صدراعظمی به نام امیرکبیر بود. امیرکبیر از چهره‌های بزرگ تاریخ ایران است و تلاش‌های او باعث رشد هنر و دانش در کشور شد.

در زمان ناصرالدین شاه و با دستور امیرکبیر، اولین روزنامه ایران چاپ شد و مدرسه‌های زیادی مانند دارالفنون ساخته شد. به همین دلیل، دوره حکومت ناصرالدین شاه یکی از دوره‌های مهم و اثرگذار در تاریخ ایران است. در ادامه، زندگی‌نامه او را با جزئیات بیشتری مرور خواهیم کرد.

زندگی نامه ناصرالدین شاه

ناصرالدین میرزا در سال ۱۸۳۰ میلادی، که برابر با سال ۱۲۴۶ هجری قمری بود، در روستای کهنو نزدیک اسکو چشم به جهان گشود. مادر او، ملک جهان خانم، به علت شیوع بیماری وبا به آن روستا پناه برده بود. ناصرالدین سومین پسر محمد میرزا بود. وقتی او به دنیا آمد، پدرش به همراه عباس میرزا در جنگ خراسان به سر می‌برد. وقتی ناصرالدین تنها چهار سال داشت، دو برادر بزرگ‌ترش از دنیا رفتند و در همان سن کم، مقام ولیعهدی به او رسید.

در سال ۱۲۵۹ قمری، محمد شاه، ولیعهد را به پایتخت دعوت کرد. در آن زمان ناصرالدین میرزا سیزده سال داشت. پدرش به او دستور داد با دخترعمویش، گلین، ازدواج کند. با این ازدواج، ناصرالدین میرزا به طور رسمی و قانونی و بدون نیاز به تأیید نایب‌السلطنه، جانشین پدرش، محمد میرزا، شناخته شد.

آغاز دوران سلطنت

با درگذشت محمدشاه در سن ۴۱ سالگی، ایران درگیر بی‌نظمی و آشفتگی گسترده‌ای شد. ناصرالدین شاه که در آن زمان فقط ۱۷ سال داشت و در تبریز زندگی می‌کرد، به دلیل جوانی، با شورش‌های زیادی از سوی مدعیان قدرت روبرو شد.

در این شرایط، مادرش ملک جهان، که اکنون با عنوان “مهدعلیا” شناخته می‌شد، کنترل امور را به دست گرفت و با سرکوب شورش‌ها، ناصرالدین شاه را به تهران دعوت کرد. ناصرالدین شاه نیز پیش از ورود به پایتخت، میرزا تقی خان امیر نظام را به سمت صدراعظم و با لقب امیرکبیر منصوب کرد.

پس از رسیدن به تهران، ناصرالدین شاه با حمایت مهدعلیا تاجگذاری کرد و بر تخت سلطنت نشست. تا زمانی که امیرکبیر صدراعظم بود، وضعیت کشور و حکومت ناصرالدین شاه رو به بهبود و ثبات بود.

امیرکبیر با انجام اصلاحات نظامی، اجتماعی و سیاسی، گام‌های بزرگی برای پیشرفت کشور و بهتر کردن زندگی مردم برداشت. از کارهای مهم او می‌توان به راه‌اندازی روزنامه، تأسیس دارالفنون، ساختن مدرسه‌ها، استخدام معلمان خارجی برای آموزش نظامیان و دانش‌آموزان، سامان دادن به وضعیت بهداشت عمومی و واکسیناسیون مردم در برابر بیماری آبله اشاره کرد.

اما با دسیسه‌چینی مهدعلیا و دیگر درباریان، ناصرالدین شاه دستور قتل امیرکبیر را صادر کرد. پس از مرگ او، “آقاخان نوری” به مقام صدارت عظمی رسید.

ترور نافرجام شاه

چند سال پس از کشته شدن امیرکبیر، هنگامی که شاه برای شکار رفته بود، گروهی از بابیان به او حمله کردند. این افراد، پیروان جنبشی بودند که در دوران صدارت امیرکبیر سرکوب شده و رهبرشان اعدام شده بود. آنها برای گرفتن انتقام به شاه حمله کردند، اما تنها توانستند زخم کوچکی به او بزنند و کاری از پیش نبردند. پس از این سوءقصد نافرجام، شاه دستور داد همه بابیان را دستگیر کرده و به قتل برسانند.

ناصرالدین شاه چند سال قبل، در سال ۱۲۶۶ قمری، پسر بزرگش محمود میرزا را که ولیعهد اول بود از دست داده بود. تنها دو هفته پس از این ترور ناموفق، او پسر دیگری را به عنوان ولیعهد جدید انتخاب کرد. نام این پسر معین‌الدین میرزا بود و در آن زمان بسیار کودک بود. اما چند سال بعد، حدود سال ۱۲۷۳ قمری، همزمان با رسیدن خبر فتح هرات، شاه شنید که این ولیعهد جوان نیز درگذشته است.

شاه آرزو داشت پسر دوم معشوقه محبوبش، جیران، را به مقام ولایتعهدی برساند. اما چون جیران اصالتاً قاجار نبود و ازدواجشان نیز به صورت رسمی ثبت نشده بود، شاه از این کار منع شد. جیران با زیرکی، با تهدید به افشای خطاهای صدراعظم نزد شاه، او را تحت فشار گذاشت. او از صدراعظم خواست که مهدعلیا (مادر شاه) را راضی کند تا پسر جیران به ولیعهدی برسد. سرانجام محمد قاسم میرزا، با لقب امیر نظام، به عنوان ولیعهد جدید انتخاب شد، اما متأسفانه تنها یک هفته بعد به دلیل بیماری از دنیا رفت.

جیران، صدراعظم را متهم کرد که ولیعهد را مسموم کرده است. او آنقدر بر این ادعا پافشاری کرد و گناهان صدراعظم را برای شاه فاش نمود تا اینکه شاه او را از مقامش عزل کرد. در نهایت، ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۸ قمری، مظفرالدین میرزا را به عنوان چهارمین ولیعهد خود برگزید.

سفر به اروپا

در سال ۱۲۹۰، پادشاه ایران تصمیم گرفت به کشورهای اروپایی سفر کند. او از روسیه، آلمان، بلژیک، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و سوئیس بازدید کرد. اگرچه این سفرها هزینه‌های بسیار زیادی داشت، اما باعث شد تغییرات بزرگی در سیستم حکومتی و شیوه مدیریت کشور به وجود بیاید. همچنین پیشرفت‌های مهمی در زمینه فناوری و بهبود زندگی مردم حاصل شد.

خرید دستگاه‌های ضرب سکه، راه‌اندازی ضرابخانه دولتی در پایتخت، چاپ تمبر و گسترش خدمات پستی، ورود دوربین عکاسی به ایران و شروع به کار سینما، از جمله دستاوردهای این سفرهای پادشاه بودند.

پایان سلطنت ناصرالدین شاه

در سال‌های پایانی حکومتش، ناصرالدین شاه دیگر توجه چندانی به اوضاع کشور نداشت. بیشتر اوقات را در حرمسرا سپری می‌کرد یا به شکار می‌رفت. فساد اخلاقی او به حدی آشکار شده بود که مردم به اعتراض برخاستند.

در جشن پنجاه‌مین سال تاجگذاری ناصرالدین شاه، میرزا رضا کرمانی ـ که از پیروان سید جمال‌الدین اسدآبادی بود ـ با شلیک تیری، شاه را کشت.
او در توجیه عمل خود گفت: “کشور را فساد و فقردر برگرفته بود و شاه هیچ کاری نمی‌کرد.”
به او گفتند: “شاه از این موضوع اطلاع نداشت.”
میرزا رضا در پاسخ گفت: “شاهی که از اوضاع مملکتش بی‌خبر است حقش مرگ است.”

پیکر ناصرالدین شاه در کفنی از جنس زربافت، در حرم شاه عبدالعظیم به خاک سپرده شد و به این ترتیب، پنجاه سال فرمانروایی او به پایان رسید.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول