**همه چیز درباره قالب شعری قطعه و نمونههایی از آن**
قالب شعری «قطعه» یکی از انواع شعر فارسی است که معمولاً برای بیان پند، اندرز، مسائل اخلاقی یا اجتماعی به کار میرود. در این قالب، شاعر پیام خود را به صورت مستقیم و روشن به مخاطب منتقل میکند.
ساختار قطعه شبیه به قصیده است، اما برخلاف قصیده که با ستایش و مدح شروع میشود، قطعه معمولاً بدون مقدمه و با یک پیام اخلاقی یا آموزشی آغاز میگردد. در این قالب، همه بیتها میتوانند مصرع مستقل داشته باشند و لازم نیست مانند غزل، حتماً قافیه در بیت اول بیاید.
قالب قطعه از نظر تعداد ابیات محدودیتی ندارد و میتواند کوتاه یا بلند باشد. موضوعات آن نیز اغلب آموزشی، انتقادی یا پندآمیز است.
**نمونههایی از قطعه:**
*نمونه اول:*
به دنیا نتوان دل بست و بس
که دنیاست پر از درد و بلا
چو باد است ثروت و نعمت او
نگهدار دلت از مهر دنیا
*نمونه دوم:*
نصیحت کنم ای دوست اگر بشنوی
که در تحصیل علم و هنر بکوشی
چراغ راهت است دانش و آگاهی
به تاریکی جهل هرگز ننشینی

در این بخش، میخواهیم شما را با سبک شعری به نام «قطعه» آشنا کنیم. در ادامه همراه آدینوشاپ بمانید.
قطعه چیست؟
قالب شعری است که از چند بیت با وزن یکسان تشکیل شده و مصراعهای دوم هر بیت، قافیهای مشترک دارند. در برخی موارد، مصراع اول نیز با مصراعهای دوم همقافیه میشود. برای اینکه این ساختار را بهتر متوجه شوید، به الگوی زیر دقت کنید:
——————— ———————✖
——————— ———————✖
——————— ———————✖
موضوع قالب قطعه
قطعه معمولاً برای بیان داستانهای کوتاه و جذاب، پندهای اخلاقی، خاطرات آموزنده، بحث و گفتوگو، نامهنویسی، تبریک، تسلیت، ستایش یا طنز به کار میرود و همهٔ بیتهای آن دربارهٔ یک موضوع مشخص صحبت میکنند.
دلیل نامگذاری این سبک شعری به «قطعه» این است که انگار بخشی از یک قصیدهٔ بلند بوده که شاعر آن را انتخاب کرده است.
شعر گفتن به شکل قطعه از همان آغاز شعر فارسی رواج داشته و نمونههای زیبایی از رودکی (پدر شعر فارسی) در این قالب باقی مانده است. مانند این قطعه:
آی دریغا! که خردمند را
باشد فرزند و خردمند نی
ور چه ادب دارد و دانش پدر
حاصل میراث به فرزند نی
غیر از رودکی، شاعران زیادی از این سبک برای بیان مقصود خود بهره بردهاند، اما هیچ یک به عنوان «قطعهسرای برجسته» شناخته نمیشوند. یعنی در ادبیات فارسی، شاعری که قالب اصلی آثارش قطعه باشد، وجود ندارد.
شاعرانی مانند ابوسلیک گرگانی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی، دقیقی توسی، کسایی مروزی، ناصر خسرو، سنایی، انوری، خاقانی، سعدی، ابن یمین فریومدی، پروین اعتصامی، ایرج میرزا، ملکالشعرای بهار و… در کارهای خود از این قالب شعری استفاده کردهاند.
پیشنهاد: شعرهای خواندنی از سعدی.
تفاوت قالب شعری قطعه با قالبهای دیگر شعر
گاهی یک قطعهٔ شعری، بسیار شبیه به دیگر قالبهای شعر میشود. در چنین مواقعی، میتوان با دقت در یک یا چند تفاوت کوچک و ظریف، قالب اصلی شعر را تشخیص داد. به این نکات دقت کنید:
1- تفاوت در شکل قالب
در قالب شعری قطعه، مصراعهای دوم، چهارم، ششم و به طور کلی مصراعهای زوج، با هم همقافیه هستند. این روش در بیشتر قطعهها دیده میشود.
در قالب مثنوی، هر بیت به تنهایی قافیهدار است؛ یعنی مصراع اول و دوم یک بیت با هم قافیه دارند و این قافیه در بیت بعدی عوض میشود.
اما در قالبهای دیگری مانند قصیده، غزل، دوبیتی، رباعی و چهارپاره، مصراع اول با تمام مصراعهای زوج بعدی همقافیه است.
یاد بگیریم: قالب شعری دو بیتی
2- تفاوت در موضوع
قطعه معمولاً درباره مسائل اخلاقی، اجتماعی یا آموزشی است و همهٔ بیتهای آن به یک موضوع واحد میپردازند.
مثنوی بیشتر برای روایت داستانها به کار میرود و محتوای آن میتوانند آموزنده، اخلاقی، عاشقانه یا عارفانه باشد.
قصیده غالباً برای ستایش و مدح افراد سروده میشود و در دوران جدیدتر، در موضوعات عارفانه و سیاسی نیز کاربرد دارد.
غزل معمولاً حال و هوایی عاشقانه و احساسی دارد و هر بیت آن میتواند به طور مستقل به موضوعی خاص بپردازد.
دوبیتی، چهارپاره و رباعی هم بیشتر دربردارندهٔ مفاهیم عارفانه، عاشقانه و فلسفی هستند.
3- تفاوت در وزن
قالب قطعه از یک وزن ثابت تشکیل شده است و تمام بیتهای آن از این وزن یکسان تبعیت میکنند.
در قالب مثنوی، چند وزن مشخص و معروف وجود دارد که هر یک از شعرهای این قالب میتواند از یکی از آن وزنها استفاده کند.
وزن شعری دوبیتی به این صورت است: «مفاعیلن مفاعیلن فعولن».
اما وزن رباعی با عبارت «لاحول ولا قوة الا بالله» مشخص میشود.
4- تفاوت در تعداد ابیات
قطعه معمولاً از دو تا پانزده بیت تشکیل میشود.
قالب مثنوی دستِ کم دو بیت دارد و برای تعداد ابیاتِ آن، حد بالایی در نظر گرفته نشده است. به همین دلیل، مثنوی در دستهی شعرهای بلند قرار میگیرد.
قالب قصیده نیز حداقل چهارده بیت دارد و از آنجا که پایان مشخصی برای تعداد ابیاتش تعریف نشده، آن هم یکی از انواع شعر بلند محسوب میشود.
5- شیوه بیان
شیوهٔ نگارش این بخش، بیشتر به زبان ساده و روزمره نزدیک است و از داستانها و مثالهای روشن برای رساندن مقصود استفاده میکند. با این حال، در قالبهای شعری مانند قصیده و غزل، هرگز از این روش بیان استفاده نمیشود.
نمونه قطعه
دو نمونه از سرودههای «پروین اعتصامی» در ادامه میآید:
قطعه «امروز و فردا»
بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنایی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر تو را نیز چنین رایی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشایی هست
گر که منظور تو زیبایی ماست
هر طرف چهرة زیبایی هست
پا به هرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنایی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفایی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همهجا ساغر و صهبایی هست
نه ز مرغان چمن گمشدهایست
نه ز زاغ و زغن آوایی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پایی هست
هیچکس را سر بدخویی نیست
همه را میل مدارایی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیدة بینایی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردایی هست
قطعه «بام شکسته»
بادی وزید و لانه خردی خراب کرد
بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری
لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی
افتاد مرغکی و ز خون سرخ شد پری
از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی
از دستبرد حادثهای، بسته شد دری
از هم گسست رشته عهد و مودتی
نابود گشت نام و نشانی ز دفتری
فریاد شوق دیگر از آن لانه برنخاست
و آن خار و خس فکنده شد آخر در آذری
ناچیز گشت آرزوی چند سالهای
دور اوفتاد کودک خردی ز مادری













