سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

جواب نگارش هفتم درس هفتم ؛ صفحه ۸۲ ، ۸۳ ، ۸۴ ، ۸۵ و ۸۶

زمان مطالعه2 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**پاسخ تمرین‌های درس هفتم نگارش پایهٔ هفتم**
**صفحه‌های ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۵ و ۸۶**
**راهنمای گام‌به‌گام درس ۷ کتاب نگارش هفتم**

جواب نگارش هفتم درس هفتم ؛ صفحه ۸۲ ، ۸۳ ، ۸۴ ، ۸۵ و ۸۶

دکتر

**عنوان درس: روشی برای منظم کردن افکار و نوشته‌ها**
**موضوع: آموزش مرحله به مرحله**
**پایه هفتم**

در این درس، یاد می‌گیریم چگونه افکار و نوشته‌های خود را منظم کنیم. با دنبال کردن مراحل ساده و گام به گام، می‌توانیم ایده‌های خود را به شکلی واضح و مرتب روی کاغذ بیاوریم. این روش به ما کمک می‌کند تا بهتر بنویسیم و دیگران هم راحت‌تر متوجه منظورمان شوند.

گام به گام درس ۷ نگارش هفتم

انتخاب سریع صفحه‌ها:
راهنمای گام‌به‌گام درس ۷ نگارش هفتم
پاسخ تمرین صفحه ۸۲ درس ۷ نگارش هفتم
پاسخ صفحه ۸۳ درس هفتم نگارش هفتم
پاسخ صفحه ۸۴ درس هفتم نگارش هفتم
پاسخ بخش درست‌نویسی صفحه ۸۵ درس هفتم نگارش هفتم
پاسخ بخش تصویرنویسی صفحه ۸۶ نگارش هفتم

پاسخ‌های درس هفتم نگارش هفتم: صفحات ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۸۵ و ۸۶
درس هفتم: راهی برای منظم کردن ذهن و متن

جواب فعالیت صفحه 82 درس 7 نگارش هفتم

**موضوع: آشنایی با زندگی سهراب سپهری**

**سوالات:**

۱. سهراب سپهری در چه تاریخی و در کدام شهر متولد شد؟
۲. دوران مدرسه و دانشگاهش را چگونه و در کجا گذراند؟
۳. به چه چیزهایی علاقه داشت و آثارش چه ویژگی‌های بارزی دارند؟
۴. شعرهای او از نظر محتوا و زبان چه مشخصه‌های خاصی دارند؟
۵. او در چه تاریخی درگذشت و آرامگاهش در کجا قرار دارد؟

جواب صفحه 83 درس هفتم نگارش هفتم

ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ ایرانی، در سال ۳۱۹ خورشیدی در منطقه‌ی خراسان دیده به جهان گشود. نام کامل او ابوالقاسم حسن منصور بن محمد بن اسحاق شرفشاه است و در روستای باژ، از نواحی طابران طوس، در زمان حکومت سامانیان زاده شد.

او آموزش‌های اولیه را نزد پدرش و در مکتب‌خانه‌های باژ و طوس فرا گرفت. سپس برای ادامه‌ی تحصیل به مدرسه‌ای در شهر طوس رفت و از همان نوجوانی به مطالعه‌ی داستان‌های تاریخی علاقه‌مند شد.

فردوسی در سفری که به همراه دوستش دقیقی به روستای کشمهین داشت، با دختری به نام رودابه آشنا شد و دلباخته‌ی او گشت.

فردوسی نوشتن شاهنامه را در ۳۰ سالگی، یعنی سال ۳۴۹، آغاز کرد و اثر خود را بر اساس کتابی به نام شاهنامه‌ی منصوری پایه‌ریزی نمود. پس از مدتی، حامی مالی او، ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، درگذشت و فردوسی با مشکلات مالی زیادی روبرو شد. به همین دلیل و با توصیه‌ی اطرافیانش، تصمیم گرفت شاهنامه را به سلطان محمود تقدیم کند تا از حمایت او برخوردار شود.

🔹 ابوالقاسم فردوسی در چه تاریخی و کجا به دنیا آمد؟
🔹 تحصیلات ابوالقاسم فردوسی چگونه بود؟
🔹 ابوالقاسم فردوسی نوشتن شاهنامه را از چه سنی آغاز کرد؟
🔹 چرا ابوالقاسم فردوسی تصمیم گرفت شاهنامه را به سلطان محمود پیشکش کند؟

جواب صفحه 84 درس هفتم نگارش هفتم

هر گروه باید یکی از متون نوشته‌شده توسط گروه دیگر را انتخاب کند. سپس، بر اساس معیارهای مشخصی که از قبل تعیین شده، آن متن را به دقت بررسی و تحلیل کند و نقاط قوت و ضعف آن را بیان کند.

جواب صفحه 84 درس هفتم نگارش هفتم

متن حاضر از کیفیت مطلوبی برخوردار است. هیچ گونه اشتباه املایی در آن مشاهده نمی‌شود و قوانین نشانه‌گذاری و پاراگراف‌بندی به درستی رعایت شده است. ساختار نوشته از نظم منطقی و ذهنی خوبی پیروی می‌کند و دارای ابتدا، وسط و پایان مشخصی است. ایده‌های اصلی متن با پرسش‌های مناسب و مرتبط، به خوبی سازماندهی شده‌اند. همچنین، خواندن متن به صورت روان و صحیح انجام می‌پذیرد.

جواب درست نویسی صفحه 85 درس هفتم نگارش هفتم

سوار از راه رسید، در حالی که بر اسب سوار بود؛ او پیاده بود و ما سوار بودیم.

کار، گوهر و ماهیت انسان است. شغل من خواندن و نوشتن است؛ من قدرتمند و صاحب‌اختیار همه چیز نیستم.

جواب تصویر نویسی صفحه 86 نگارش هفتم

یک شهر پر ازدحام را در ذهن خود مجسم کن. خیابان‌ها پر از ماشین‌هایی است که به سختی حرکت می‌کنند و بوق‌های پیاپی آن‌ها، صدایی آزاردهنده ایجاد کرده است. هوا سنگین و آلوده است و آدم‌های بسیار زیادی در رفت و آمد هستند. این صحنه، تصویری از یک کلان‌شهر بزرگ و پرجمعیت را نشان می‌دهد. شهری پر از آدم‌هایی که غریبه‌اند، اما همه زیر یک آسمان زندگی می‌کنند. یکی خوشحال و خندان است، یکی دیگر ناراحت، یکی عصبانی و پریشان به نظر می‌رسد و دیگری آرام و بی‌خیال. چقدر عجیب است که اینجا این همه احساسات گوناگون وجود دارد. اما من در این میان چه حسی دارم؟ من تقریباً هیچ حسی ندارم. احساس می‌کنم بی‌طرف و تقریباً بی‌عاطفه هستم. این حس، درک‌نشدنی است و وقتی به آن فکر می‌کنم، وجودم سرد و یخ‌زده می‌شود، انگار از سنگ شده‌ام. مثل این است که در فضا معلق باشم. چقدر ناراحت‌کننده است که فقط با نگاه کردن به یک عکس از یک شهر بزرگ و سرد، این همه انرژی منفی به من منتقل شده است.

در میان جنگلی سرسبز و پر از درختان قشنگ قدم می‌زنم. همه جا را درختان کاج و صنوبر پوشانده‌اند. پرنده‌های خوش‌صدا با آواز دلنشین خود، گوش‌هایم را نوازش می‌دهند. از دور، پروانه‌های رنگارنگی را می‌بینم و به سمتشان می‌دوم. یکی از آن‌ها توجه مرا جلب می‌کند. آنقدر دنبالش می‌روم تا بتوانم آن را بگیرم. او مرا به این سو و آن سو می‌کشاند و ناگهان بالا می‌رود و از چشمم ناپدید می‌شود. وقتی به اطراف نگاه می‌کنم، باور نمی‌کنم که آن پروانه کوچک و زیبا، مرا تا کنار دریا آورده است. نسیم ملایمی موهایم را تکان می‌دهد. به آسمان نگاه می‌کنم و می‌بینم خورشید در حال غروب کردن است. آسمان که حالا به رنگ قرمز درآمده، با آبی دریا ترکیب زیبایی ساخته است. روی ماسه‌های خنک ساحل می‌نشینم و به نقاشی زیبای خدا خیره می‌شوم و به عظمت و بزرگی پروردگار پی می‌برم.

چه تصور جالبی! هرگز فکر نمی‌کردم به سفری بروم که این‌قدر سرسبز و زیبا باشد. حتی درختان هم انگار با من حرف می‌زدند و رودخانه با صدای شرشر خود، آهنگی گوش‌نواز می‌ساخت. خانه‌ام میان کوه‌ها بود. وقتی از خانه بیرون می‌رفتم، گنجشک‌ها روسری به رنگ خورشید روی سرم می‌انداختند و وقتی وارد جنگل می‌شدم، نسیم ملایمی صورت مرا نوازش می‌داد. جنگل در تابستان، رنگ طلایی به خود می‌گرفت؛ چون خورشید مانند یک تشت طلا بر زمین می‌تابید.

صفحه ۸۶ نگارش هفتم با جواب
❤همگام درس❤

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول