پاسخ تمرینهای درس پنجم کتاب نگارش پایه هفتم
صفحههای ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵ و ۶۶
راهنمای کامل درس پنجم نگارش هفتم

**عنوان درس: بخشهای میانی جمله**
**موضوع: یادگیری مرحلهبهمرحله**
**پایه هفتم**
در این درس با بخشهای میانی جمله آشنا میشویم. این بخشها به جمله کمک میکنند تا کاملتر و واضحتر باشد. در واقع، آنها اطلاعات بیشتری به جمله اصلی اضافه میکنند.
جملهها معمولاً از بخشهای اصلی و بخشهای میانی تشکیل شدهاند. بخش اصلی جمله، معنای کلی را میرساند و بخشهای میانی جزئیات بیشتری را بیان میکنند. برای مثال، در جمله “علی، که دوست مهربانی است، به من کمک کرد”، بخش “که دوست مهربانی است” یک بخش میانی است و اطلاعات بیشتری درباره علی ارائه میدهد.
بخشهای میانی معمولاً بین ویرگول قرار میگیرند و میتوانند شامل توضیحات، مثالها یا جزئیات بیشتری باشند. این بخشها به خواننده کمک میکنند تا بهتر متوجه منظور جمله شود.
در این درس، یاد میگیریم چگونه این بخشها را در جمله تشخیص دهیم و از آنها برای نوشتن جملات بهتر استفاده کنیم. با تمرین و توجه به مثالهای مختلف، میتوانیم مهارت خود را در نوشتن جملات کامل و روان افزایش دهیم.
گام به گام درس 5 نگارش هفتم
انتخاب سریع صفحه:
راهنمای درس پنجم نگارش هفتمپاسخ تمرینهای نگارش صفحه ۶۲ نگارش هفتمپاسخ انشای صفحه ۶۳ درس پنجم نگارش هفتمپاسخ بخش بررسی و داوری صفحه ۶۴ نگارش هفتمپاسخ تمرینهای درستنویسی صفحه ۶۵ نگارش هفتمپاسخ بخش حکایتنویسی صفحه ۶۶ نگارش هفتم
راهنمای نگارش هفتم / درس پنجم نگارش هفتم :: بخشهای میانی یک نوشته / صفحات ۶۲، ۶۳، ۶۴، ۶۵ و ۶۶
جواب فعالیت نگارشی صفحه 62 نگارش هفتم
جمله موضوع: سخن گفتن در برابر جمع ، برای خیلی ها با هیجان و هراس، همراه است.
جمله های کامل کننده:
ریشه این هیجان و هراس در دوران کودکی این افراد، نهفته است. این هیجان و هراس، با آنها به دنیا نیامده است. این گونه، یاد گرفته اند یا از دیگران به آنها منتقل شده است. روانشناسان می گویند: « بیشتر مشکلات در بزرگسالی، به دوران کودکی بر می گردد ». اگر این سخن روانشناسان درست باشد، پس هیجان و هراس، از سخن گفتن در برابر جمع هم، به تربیت و آموزش دوران کودکی ما بر می گردد.
جواب انشاء صفحه 63 درس 5 نگارش هفتم
درباره کفش:
همه ما در طول زندگی دوستانی داریم. برخی از این دوستان خوب و برخی دیگر کمتر خوب هستند، اما در نهایت بیشتر آنها پس از مدتی از خاطرمان میروند و فقط خاطرهای از آنها باقی میماند. یکی از این دوستان که معمولاً کسی به آن به چشم رفیق نگاه نمیکند، کفش است. از همان کودکی، کفشها به ما انگیزه راه رفتن میدهند و در هر قدم کنارمان هستند تا مسیر زندگی را ادامه دهیم و از حرکت بازنمانیم. وقتی بزرگتر میشویم و پا به مدرسه میگذاریم، چه حس زیبایی دارد داشتن کفش نو، معلمهای تازه و دوستان جدید. کفش همچون رفیقی وفادار، پابهپای ما پیش میآید و تا رسیدن به قلههای موفقیت، همراهمان است. پس از دوران تحصیل، نوبت به تشکیل خانواده میرسد. باز هم این کفش است که کمکمان میکند تا کار کنیم، درآمد داشته باشیم و زندگی مشترک را شروع کنیم. چه لذتی دارد طعم اولین دستمزدی که با تلاش به دست آوردهای! این دوست مهربان بار دیگر ما را به سوی مرحله بعدی زندگی هدایت میکند. سرانجام، این مسیر به پایان میرسد. کفش تا آخرین قدم در کنار ما بوده است. چه زیباست وقتی برای فرزندان و نوههایمان کفش میخریم و شادی آنها را میبینیم. اما حالا وقت جدایی است. انسان به خانه ابدی خود میرود و کفش از او جدا میشود. بهتر است گاهی به کفشهایمان هم توجه کنیم. این رفیق فداکار، خود را برای ما قربانی میکند تا به پایان راه برسیم، اما ناعادلانه است که پس از پشت سر گذاشتن مسیر، آنها را فراموش کنیم و به سراغ کفشهای جدید برویم. باید رفاقت را از کفشها بیاموزیم.
درباره ناخن:
ناخنها بخشی از بدن انسان هستند که روی انگشتهای دست و پا رشد میکنند. غذای اصلی آنها از طریق ویتامینها و کلسیم تأمین میشود. همانطور که گفته شد، ناخن عضوی است که روی انگشتان قرار دارد و به کمک آنها میتوانیم اجسام را برداریم و جابهجا کنیم. در طراحی بدن انسان، برای هر بخشی فکر شده و ناخن هم یکی از این اعضای مهم است. اگر ناخن نباشد، کار کردن با انگشتان سخت یا حتی غیرممکن میشود. اما باید همیشه از ناخنهایمان مراقبت کنیم و بهداشت آنها را رعایت کنیم. چون دست و ناخن مستقیماً با دهان در تماس هستند و وقتی غذا میخوریم، ممکن است میکروبهای روی دست و زیر ناخنها وارد بدنمان شوند. بسیاری از بیماریها از این طریق منتقل میشوند. بنابراین باید به نظافت ناخنها توجه کنیم، هر هفته آنها را کوتاه کنیم و قبل از خوردن غذا دستهایمان را بشوییم. ناخن علاوه بر کاربردهای عملی، به زیبایی انگشتان هم کمک میکند و این نشاندهنده دقت و توجه پروردگار به جزئیات است. برای داشتن ناخنهای سالم و زیبا، علاوه بر رعایت بهداشت، بهتر است از شیر و لبنیات استفاده کنیم.
درباره درد دندان:
اواخر اسفندماه بود و کمکم به سال نو و عید نوروز نزدیک میشدیم. من خودم را برای خوردن تنقلات عید مثل پسته و بادام آماده کرده بودم و بیصبرانه منتظر بودم تا عید برسد و در دیدوبازدیدها همهچیز بخورم. عید نوروز رسید و سال نو شروع شد. حدود ساعت هشت شب، خوردن پسته و فندق را شروع کردم. حتی شام نخوردم و مستقیم سراغ سفره هفتسین رفتم. پدر و مادرم مدام به من گوشزد میکردند که کمتر بخورم تا دندانهایم خراب نشوند، اما من فکر میکردم آنها خسیس هستند و نمیخواهند من پسته و فندقهای روی سفره را بخورم. اما من دست بردار نبودم و مدام در حال خوردن بودم. حتی جیبهایم را پر از خوراکی کردم و به اتاق رفتم. در حالی که مشغول کار با گوشی بودم، پسته و تنقلات میخوردم. تا اینکه دست در جیبم کردم و دیدم فقط دو تا پسته و فندق باقی مانده که هر دو سفت هستند و با دست باز نمیشوند. یکی از پستهها را در دهانم گذاشتم و با دندانهایم فشار دادم تا بشکند. در همان لحظه، دندانم شکست و درد شدیدی تمام وجودم را فراگرفت. نصف دندانم خرد شده بود. تازه فهمیدم چرا پدر و مادرم میگفتند کمتر بخورم و تمام این حرفها برای خیر خودم بود. آن شب تا صبح از درد دندان به خودم میپیچیدم. بالش را روی دندانم میگذاشتم، اما فایده نداشت. مدام مسواک میزدم شاید درد کمتر شود، اما باز هم بیفایده بود. حتی با روسری دندانم را بستم، اما درد تسکین پیدا نکرد. بالاخره به هر شکلی که بود، شب را سپری کردم و صبح سریع ماجرا را برای پدرم تعریف کردم. پدرم هم بدون این که مادرم بفهمد، مرا پیش دندانپزشک برد و دندانم را مثل روز اول ترمیم کرد. حالا دیگر تصمیم گرفتم از دندانهایم بیشتر مراقبت کنم تا آسیب نبیند.
جواب نتیجه برسی و داوری صفحه 64 نگارش هفتم
هر یک از نوشتههای دوستانتان که در جلسه قبل در کلاس خوانده شد را با معیارهای زیر بررسی کرده و نظر خود را بیان کنید.

نوشته دوستم ویژگیهای زیر را دارد:
– هر جمله دارای موضوع و مطالب کاملکننده است.
– از پیشنویس استفاده شده است.
– علائم نگارشی به درستی رعایت شده است.
– به اصول درستنویسی توجه شده است.
– هیچ غلط املایی ندارد.
– متن روان، شیوا و قابل فهم است.
– حاشیهگذاری صفحات به خوبی انجام شده است.
نوشته دوستتان را با این معیارها بررسی کنید تا بتوانید پاسخ بخش نتیجهگیری و داوری صفحه ۶۵ کتاب نگارش هفتم را بنویسید.
جواب درست نویسی صفحه 65 نگارش هفتم
مادرم خانه را تمیز کرد، فرشها را پهن کرد و وسایل را مرتب چید.
بازیکن مهاجم همپای توپ حرکت کرد، از مدافعان حریف گذشت، به سمت دروازه رفت و گل را به ثمر رساند.
جواب حکایت نگاری صفحه 66 نگارش هفتم
مردی خانهای اجاره کرده بود. چوبهای سقف خانه دائماً صدا میدادند و این مسئله او را آزار میداد. بنابراین نزد صاحبخانه رفت و درخواست کرد که سقف را تعمیر کند.
صاحبخانه در پاسخ گفت: “این صداها، ذکر و عبادت چوبهاست که خدا را به یاد میآورند.”
مستاجر گفت: “حرفت درست است، اما من میترسم این ذکرها به مرحلهای برسند که چوبها به سجده بیفتند!”








