خلاصه داستان سریال داریوش | شخصیت ها + عکس

خلاصه داستان سریال داریوش | شخصیت ها + عکس

 سریال داریوش

کارگردان : هادی حجازی‌فر
نویسنده :‌ هادی حجازی‌فر
بازیگران سریال داریوش : هادی حجازی‌فر 7_ مهرداد صدیقیان _ ژیلا شاهی _ سحر دولتشاهی _ محسن قصابیان _ علیرضا کمالی _ عباس جمشیدی‌فر _ رامین راستاد _ امیر نوروزی _ رایان سرلک
ژانر : درام
انتشار اولیه : ۲۷ تیر ۱۴۰۳
تاریخ انتشار هر هفته : چهارشنبه ها

سریال داریوش چند قسمت است ؟ ۱۳قسمت

دکتر

 ************خــریــد قـانـــونــی ســریــال داریـوش************

فصل یک | قسمت 1 | قسمت 2 | قسمت 3 | قسمت 4| قسمت 5 | قسمت 6 | قسمت 7 | قسمت ۸ | قسمت ۹ |‌قسمت ۱۰ |

خلاصه داستان سریال داریوش

داریوش _ بهرام _ سیروس که ۳ دوست هستند باهم به دزدی ۱۵ کیلو گرم طلا میروند بعد از برداشتن طلاها درهنگام فرار سیروس میمیرد و این قتل به گردن داریوش می افتد .
داریوش بعد از این اتفاق به ترکیه فرار کرده و حالا بعد از سالها با تلاش های بهرام خانواده رضایت دادند و این سریال ماجرای زمانی که داریوش به ایران بازمیگردد را روایت میکند.

معرفی شخصیت های سریال داریوش

داریوش : با هنرمندی هادی حجازی فر در نقش داریوش ، داریوش مشکوک به قتل … است و چون شخصیتی ترسو دارد نتوانست بماند و ثابت کند که قاتل نیست بنابراین پس از متهم شدن به ترکیه فرار میکند و حالا بعد از سالها که خانواده مقتول رضایت دادند به ایران بازمیگردد.

بهرام : محسن قصابیان در نقش بهرام ، یکی از شریک های دزدی ۱۵ کیلو طلا،شخصیت بهرام به عنوان یک خلافکار با اوباهت _جدی _خشن به تصویر کشیده میشود وی با تلاش های فراوان رضایت خانواده پسر خاله اش(سیروس) را برای بخشش داریوش گرفته است اما به چه نیتی؟!

لیلا : ژیلا شاهی در نقش لیلا ، دختر داریوش که در نبود پدر با یک مرد لا اوبالی ازدواج کرده و حاصل این ازدواج پسری به نام سینا است . اما با هر بدبختی که بوده موفق شده طلاق بگیرد و سینا را کنار خودش نگه دارد . درحال حاضر در رابطه عاطفی با وحید است.

وحید : مهرداد صدیقیان در نقش وحید ، پسر همسایه که عاشق دختر داریوش است و به داریوش کمک میکند .

کاظم : عباس جمشیدی فر در نقش کاظم ، رفیق مورد اعتماد داریوش که به یکباره آفتابه دزدی را کنار گذاشته و صاحب یک زندگی نرمال شده است . این قضیه یکم مشکوک است !

سهراب : رامین راستاد درنقش سهراب ، برادر سیروس که مدام رامین را تحریک به گرفتن انتقام از داریوش میکند.

سحردولتشاهی در نقش لیلا !

رامین : کیوان ساکت اف درنقش رامین ، پسر سیروس که قصد انتقام خون پدرش از داریوش را دارد .

سینا : رایان سرلک بازیگر کودک با استعداد در نقش سینا ، نوه داریوش است.

سیفی : وحید حجازی فر در نقش سیفی، نوچه بهرام که همسر سابق لیلا ، پدر سینا بوده است .

زمانی : سعید امیر سلیمانی در نقش زمانی ، صاحبخانه لیلا با یک شخصیت آدم فروش است .

مرتضی : علی صالحی درنقش مرتضی ، دوست داریوش در ترکیه.

علیرضا : امیر نوروزی در نقش علیرضا ، برادر مرتضی که حالا با معشوقه برادرش ازدواج کرده است.

 ادامه مطالب حاوی اسپویل است ، لطفا با “مجله آدینو شاپ ” همراه باشید .

خلاصه داستان سریال داریوش | شخصیت ها + عکس
خلاصه داستان سریال داریوش | شخصیت ها + عکس

قسمت اول سریال داریوش

شروع سریال

دیدار داریوش و کاظم :

میبینید داریوش زمانی که در راه تهران است کابوس مردی به نام بهرام را میبند که قصد جانش را دارد و او فرار میکند . مشخص است که در حالت عادی به شدت از بهرام میترسد .
در بدو ورود به تهران اولین کاری که میکند به دیدار کاظم میرود .
کاظم که قبلا آفتابه دزدی بیش نبود حالا دم و دستگاهی بهم زده و صاحب یک ریختگری است. مثل اینکه تنها کسی که به بی گناهی داریوش اطمینان کامل دارد همین کاظم است .

دیدار داریوش و منیژه

پس از اتهام قتل ، داریوش همسرش منیژه و دختر نوجوانش لیلا را بی پناه و تنها راه میکند و به ترکیه فرار میکند . منیژه بیمار و رنجور است و با یک دختر به تنهایی از پس زندگی بر نمی آید بنابراین بهرام حمایتشان میکند. پس از مدت کوتاهی منیژه تاب نمی آورد و فوت میکند حالا داریوش به دیدار منیژه خوابیده در قبرستان آمده که آنجا بهرام را با یک سبد گل بر سر مزار منیژه درحال گریه میبیند!

دیدار داریوش و لیلا

داریوش پس از سالها به تهران برگشته و حالا دوست دارد دخترش لیلا را ببیند اما به این سادگی ها نیست!
داریوش با شناختی که از بهرام دارد مطمعن است الکی و خشک و خالی رضایت نداده اند و احتمالا قصد تسویه حساب شخصی دارند .بنابراین با پوآرو بازی تمام قرار دیدر با دخترش را میگذارد و او را به بازاری شلوغ میکشاند ، همانجا با دیدن رامین که لیلا را تعقیب میکند مطمعن میشود که کاسه ای زیر نیم کاسه است. اما در نهایت بدون مزاحم دختر و نوه اش را می بیند.

رابطه وحید و لیلا

وحید پسری مجرد که همسایه لیلا است و به تنهایی زندگی میکند ، در موارد کوچک به لیلا کمک میکند مثلا مسولیت رفت و آمد سینا به مدرسه بعهده وحید است شغل خاصی ندارد و ساقی مواد است اما با این وجود معلومه که عاشق و شیفته لیلا شده و با هم رابطه عاطفی دارند وحید مانند ساقی های لات و ارازل نیست ، لفظ قلم صحبت میکند و مودب است و برای لیلا گل و هدیه میگیرد ! درکل وصله آن محل و ساقی بودن نیست .

تحقیقات داریوش درمورد وحید

داریوش از ترس بهرام به صورت مخفیانه شبها برای استراحت به خانه دخترش لیلا میرود و کسی از آمدنش خبر ندارد، یکشب ” وحید ” پسرِ همسایه با سنگ ریزه به شیشه میزند تا لیلا را پای پنجره بکشاند اما داریوش که بی خبر است و فکر میکند نوچه های بهرام پیدایش کردند آرام پرده را کنار میزند و با دیدن وحید متوجه میشود رابطه ای بین لیلا و پسرهمسایه است.

لیلا یک ازدواج ناموفق داشته و داریوش این موضوع را بخاطر بی عرضگی خودش که بالای سر دخترش نبوده تلقی میکند.

بنابر این صبح اول وقت به تعقیب وحید میپردازد و متوجه میشود که وحید ساقی مواد و احتمالا لااوبالی است. او که نمیخواهد دخترش دوباره انتخاب اشتباه کند شبانه به منزل وحید میرود و پسرک را تهدید میکند تا در اولین فرصت دُمَش را روی کولش بگذارد و از زندگی لیلا برود . “این موضوع با کمی طنز همراه است”.

رابطه بهرام با داریوش و خانواده اش

بهرام و داریوش و منیژه از کودکی هم محل و هم بازی بودند بعد ها بهرام عاشق منیژه میشود اما قبل از ابراز علاقه متوجه میشود داریوش زرنگ تر بوده و منیژه را به دست آورده ، بهرام این موضوع را در یکی از دیالوگ ها اینگونه بازگو میکند :
“بچه بودیم با منیژه توی بازار میگشتیم یهو از یه گل سر خوشش اومد ولی نتونست بخره چون پولشو نداشت ، خب منم نداشتم… چند روز بی وقفه کارگری کردم تا با دستمزدش بتونم اون گل سر رو براش بخرم ولی یهو فهمیدم تو براش گرفتی ،اونم با دزدی! از همون موقع فهمیدم راه دزدی بهتره، سریع تره… از همون موقع به بعد هم عشق منیژه رو توی قلبم خاکش کردم گفتم اون مال داریوشه ،چون تو زودتر گفتی… ”

بعد از فرار داریوش ،بهرام چون عاشق منیژه بود با هر مکافاتی که بود نگذاشت آب در دل منیژه تکان بخورد و کمک حالش بود و درنهایت منیژه قبل از مرگش لیلا را به دست بهرام میسپارد ، در یکی از سکانس ها نگاه بهرام به لیلا جوری است که انگار صورت عشقی که نتوانست بدستش بیاورد را در صورت لیلا دخترِ منیژه میبیند!

دیدار داریوش و بهرام

پس از اینکه رامین و سهراب و نوچه هایش برای انتقام به خانه لیلا میریزند ،داریوش که در حمام است از شدت ترس با حوله یواشکی فرار میکند و به خانه وحید میرود.

پس از این اتفاق خودش را حسابی سرزنش میکند که باز هم ترسید و دخترش را تنها گذاشت چون جرعت روبرویی با مشکلات را نداشته ، بنابراین تصمیم میگیرد دل و جرعتش را به دست بیاورد و به دیدار بهرام برود چون معتقد است همه چیز تحت امر بهرام اتفاق افتاده!

قبل از رفتن پیش بهرام ، طی یک نقشه حسابی ابتدا کاظم را مسول کشیک دادن جلوی مغازه سهراب و رامین میکند تا هم عکسشان را بگیرد و برایش بفرستد هم اینکه اگر خبردار شدند وحرکت کردند سمت مغازه بهرام متوجه شود.

سپس این عکس را برای ” علیرضا ” که به او گفته بود ” هرکمکی خواست انجام میدهد مخصوصا اگر شر باشد ”

میفرستد تا او و نوچه هایش هم جلوی مغازه بهرام کشیک دهند و به محض سر رسیدن رامین و سهراب یک کتک حسابی مهمانشان کنند و همینطور هم میشود.

ولی با تمام این حرفا ها ، با تمام کمک های مرتضی که در ترکیه به داد داریوش رسید و برادرش هم که در تهران کمکش کرد ، داریوش یک حرف خیلی عجیب و غریب به بهرام گفت!

داریوش خطاب به بهرام :

+”اون ور که بودم یه دوستی داشتم به نام مرتضی ، خیلی به دادم میرسید خیلی هوامو داشت… وضعشون توووپ بودا تووووپ … میگفت تهران توی خونشون خیلی طلا و جواهر دارن ، میخوام خونه اونارو بزنم سهم سیروس از دزدی رو بدم به رامین تا دست از سرمون برداره ! ”
_ ” تو دیگه چه حیوونی هستی ! ”

 ************خــریــد قـانـــونــی ســریــال داریـوش************

فصل یک | قسمت 1 | قسمت 2 | قسمت 3 | قسمت 4| قسمت 5 | قسمت 6 | قسمت 7 | قسمت ۸ | قسمت ۹ |‌قسمت ۱۰ |

admin
ارسال دیدگاه