فیلم سینمایی عامه پسند
کارگردان : سهیل بیرقی
تهیهکننده : سهیل بیرقی
نویسنده : سهیل بیرقی
بازیگران فیلم سینمایی عامه پسند : فاطمه معتمدآریا _ هوتن شکیبا _ باران کوثری
تاریخهای انتشار : ۱۷ آبان ۱۴۰۲
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ (اکران آنلاین)
مدت زمان : ۹۱ دقیقه
خرید و دانلود قانونی عامه پسند
(دانلود با کیفیت 480P قیمت 12000 تومان)
(دانلود با کیفیت 720P قیمت 13000 تومان)
(دانلود با کیفیت 1080P قیمت 15000 تومان)
(دانلود با کیفیت 1080hq قیمت 18000 تومان)
(دانلود با کیفیت Bluray قیمت 20000 تومان)
پخش آنلاین رایگان با اینترنت ایرانسل
نقد:
“عامه پسند” فیلمی جسورانه و اجتماعی است که به موضوعاتی مانند طلاق، تنهایی زنان در جامعه، قضاوتهای مردم و حسادت میپردازد.
نقاط قوت:
- بازیهای درخشان بازیگران، به خصوص فاطمه معتمدآریا که به خوبی نقش زنی رنجدیده و در عین حال قوی را ایفا میکند.
- فیلمنامهای که به خوبی شخصیتها و روابط آنها را به تصویر میکشد.
- پرداختن به موضوعات مهم اجتماعی که کمتر در سینمای ایران به آنها پرداخته میشود.
- کارگردانی خوب سهیل بیرقی که فضایی واقعگرایانه و ملموس را در فیلم ایجاد میکند.
نقاط ضعف:
- فیلم در برخی از سکانسها کمی شعارگونه میشود.
- شخصیت میلاد، مربی یوگا، به طور کامل پرداخته نشده است.
- پایان فیلم کمی ناامیدکننده است.
در مجموع، “عامه پسند” فیلمی قابل تأمل و دیدنی است که به مخاطب خود اجازه میدهد تا به فکر فرو برود و در مورد مسائل اجتماعی مختلف تأمل کند.
نکات قابل توجه:
- این فیلم در جشنواره فیلم فجر 38 حضور داشت.
- “عامه پسند” به عنوان یکی از فیلمهای برگزیده تماشاگران در این جشنواره انتخاب شد.
- این فیلم در گیشه نیز به موفقیت نسبی دست یافت.
امتیاز:
4 از 5
آیا این فیلم را به تماشاگران پیشنهاد میکنید؟
بله، “عامه پسند” فیلمی است که به دلیل بازیهای خوب، فیلمنامه قوی و پرداختن به موضوعات مهم اجتماعی، ارزش دیدن دارد. این فیلم میتواند برای کسانی که به دنبال فیلمی متفاوت و تأملبرانگیز هستند، جذاب باشد.
معرفی بازیگرها :
فهیمه میربد : فاطمه معتمد آریا در نقش فهیمه ، نقش زنی میانسال را ایفا میکند که در میان سالی پس از ۲۸ سال زندگی مشترک و فدا کردن خود برای خانواده متوجه خیانت همسرش میشود و حالا تصمیم به جدایی گرفته و میخواهد چند سال باقی مانده زندگی اش را مطابق میل خود و البته با عزت و احترام زندگی کند .
میلاد بِداغی : هوتن شکیبا در نقش میلاد، یک مربی یوگا که بطور تصادفی وارد زندگی فهیمه میشود و در راستای مستقل شدن فهیمه به وی کمک میکند.
افسانه شیر خدایی : باران کوثری در نقش افسانه ، یکی از آشنایان فهیمه که رابطه تنگاتنگی باهم دارند وی در ابتدا قصد کمک به فهیمه را دارد اما از یکجا به بعد حسادت رهایش نمیکند و بخاطر حسادتی که دارد به فهیمه ضربه میزند.
خلاصه داستان :
داستان زنی را روایت میکند که در اواسط دهه پنجم زندگی اش تصمیم به جدایی گرفته و برای ادامه زندگی و رها شدن از شر افسردگی بعد از طلاق به شهر مادری خود میرود تا شاید کمی آرامش بگیرد و زندگی جدیدی مطابق میل خود شروع کند.
اما مشکلات پی در پی گریبان گیرش میشود و درنهایت تسلیم میشود
در واقع قصد به تصویر کشیدن مشکلات یک زن مطلقه در جامعه را دارد.
ادامه مطالب حاوی اسپویل است ، با ” مجله آدینو شاپ ” همراه باشد .
فیلم با سکانس زنی که درحال تزریق بوتاکس است شروع میشود. فهیمه یک لبخند ژکوند برلب دارد و انگار میخواهد این احساس را به بیننده منتقل کند که از زیبا و جوان ماندن در سن بالا کاملا رضایت دارد و درون قلبش حس و حال خوبی دارد. زنی که دوست دارد مطابق میل خودش زندگی کند.
چرا فهیمه بعد از ۲۸ سال زندگی مشترک جدا شده؟
با اینکه زندگی مجللی داشته اما همسرش بار ها و بارها به او خیانت کرده و به همین دلیل تصمیم گرفته برای یکبار هم که شده خودش را اولویت زندگی اش قرار دهد و تا زنده است طعم خوشبختی را بچشد.
مشکلات فهیمه بعد از طلاق
اولین مشکل تهیه مسکن بود.
حالا که جداشده و دلش نمیخواهد درکنار فامیل زندگی کند و سربار باشد مجبور به اجاره خانه مستقل است ولی هیچ کجا به زن تنها خانه اجاره نمیدهند و مدام تکرار میکنند ” بگو آقاتون بیاد ” و فهیمه هربار با استرس _ نگرانی و ناراحتی که قصد پنهان کردنش را دارد اما از رفتار بدنش کاملا پیداست میگوید ” آقامون نیست، من خودتم تنهام کسی را ندارم! ”
وقتی اصرار میکند میگویند : ” نه خانم این چیزا اینجا رسم نیست، اجاره نمیدیم ”
فهیمه : ” مگه اینجا کجاست؟ من خودم اهل همینجام! ”
دومین مشکل مالی بود .
برای تامین مخارج زندگی باید یک راه کسب درآمد داشته باشد تا این مسئله را بازگو میکند با استقبال گرم افسانه روبرو میشود، افسانه پیشنهاد میدهد که در مغازه خودش بعنوان فروشنده مشغول بکار شود اما فهیمه فکر های بزرگتری دارد .
و حالا مشکلات بزرگتر شروع میشود .
نحوه آشنایی فهیمه و میلاد
فهیمه قصد خرید یک مبل تمیز و قیمت مناسب برای منزلش را دارد در همین حین آگهی یک مبل زیبا و منحصر بفرد با قیمتی عالی را میبند پس خیلی سریع برای خرید مبل به منزل فروشنده میرود و با میلاد آشنا میشود و همین آشنایی بعدها باعث در هم شکستن انگیزه برای اوج گرفتن فهیمه میشود.
فهیمه قصد دارد یکی از شغل های پردرآمد تهران را در این شهر پیاده کند مثل کافه
برای تامین سرمایه به سراغ افسانه میرود و از همین ابتدا افسانه سرِ ناسازگاری میگذارد و بنا میکند به تخریب روحیه فهیمه با گفتن اراجیفی مثل : مردم چی میگن؟ توومطلقه ای! تو نمیتونی پیشرفت کنی! تو نمیتونی شغل خودتو داشته باشی! نگاه من نکن موفقم تو مثل من نمیتونی باشی…
و همه این مزخرفات فقط یک دلیل داشت : ” حسادت ”
فهیمه زمانی که از کمک افسانه نا امید شد چون دوست داشت بعد از طلاق حداقل یک کار مورد علاقه اش را انجام داد و احساس سرزندگی و کامل بودن و موفقیت را تجربه کند پس به سراغ میلاد رفت و این مسعله را با او درمیان گذاشت میلاد که گویی خودش هم یک انسان ترد شده از سمت اطرافیان بود تصمیم گرفت با فهیمه شریک شود .
شایعات
فهیمه و میلاد پس از تاسیس کافه باغ مهمانی افتتاحیه تدارک دیدند.
در این مهمانی هر خاله زنکی حرفی میزد و میگفتند احتمالا بین میلاد و فهیمه سری وجود دارد، افسانه که ادعای دوستی میکرد بجای دفاع و افشای حقیقت از روی حسادت شروع کرد به بدگویی و مهرتایید زدن پای تمام اراجیف و مدام میگفت :” من میدونم، واقعیت همینه و… ”
از فردا همان روز در محل تمام این شایعات پخش شد و مرم محلی شروع به جمع آوری امضا جهت پلمپ کافه کردند و درنهایت کافه پلمپ شد .
پایان فیلم
عد از پلمپ کافه ، میلاد کاملا ناپدید شد و فهیمه را تنها گذاشت حالا فهیمه مانده بود و یک عالمه قسط و بدهی و کافه ای که پلمپ شده!
پس برای کمک به سراغ افسانه رفت، افسانه با قصاوت تمام کمکی نکرد که هیچ بلکه کلی بدو بیراه هم گفت و درنهایت گفت: ” به من چه؟ برو ماشینتو بفروش”
فهیمه ماشینش را فروخت و کمی از بدهی خود را پرداخت کرد و در قبال مابقی بدهی کافه را با تمام وسایل و مجوزش به افسانه فروخت!
درواقع هم نان فهیمه را آجر کرد هم ایده اش را از او دزدید هم ماشین زیر پایش را فروخت ، فقط از روی حسادت … چون نمیتوانست کسی را موفق تر از خودش ببیند
حالا فهیمه یک زن شکست خورده به تمام معنا بود که درسکانس آخر برای تزریق بوتاکس رفت و اما سریع کلینیک را ترک کرد و گفت همینجوری که هستم خوبه!
دیگر دلش نمیخواست مطابق میل خودش زندگی کند چون بارها تلاش کرد و نشد، حالا کاملا تسلیم حرف مردم شد.













