سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را …

زمان مطالعه2 دقیقه

غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را …
تاریخ انتشار : 11 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : دسته‌بندی نشده
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین آثار شعر فارسی به شمار می‌رود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژه‌ای هستند.

غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی

آنچه در این نوشته می‌خوانید

غزل شماره ۶۹

چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را

دکتر

سخت‌رویی می‌شود سنگِ فِسان شمشیر را

سینه‌صافان بی‌خبر از رازِ عالم نیستند

هست در پردازِ جوهرها نهان شمشیر را

سیل در معموره‌ها دادِ خرابی می‌دهد

صید فربه می‌کند مطلق عنان شمشیر را

ترکِ خونریزی نکرد آن غمزه در ایامِ خط

کی شود پیچیده از جوهر، زبان شمشیر را

گرچه صیدِ لاغرِ من قابلِ فِتراک نیست

می‌توان کردن به سوزن امتحان شمشیر را

می‌پذیرد زود لوحِ ساده نقشِ همنشین

کرد جوهردار آن مویِ میان شمشیر را

ماهیان را موجهٔ دریا دعایِ جوشن است

بی‌زبانی می‌کند حِرزِ امان شمشیر را

جوی شیر از بازوی فرهاد می‌بخشد خبر

در جراحت می‌شود جوهر عیان شمشیر را

بوی گلزارِ شهادت هر‌که را بی‌تاب کرد

چون لبِ پان‌خورده می‌بوسد دهان شمشیر را

جوهرِ مردی نمی‌داند فریب و مکر چیست

دامِ پیدا، دانه می‌باشد نهان شمشیر را

در سرشتِ سخت‌جانان قناعت حرص نیست

قطرهٔ آبی کند رَطب اللسان شمشیر را

داس دایم در کمینِ خوشه‌های سرکش است

آسمان دارد پی گردنکشان شمشیر را

غمزه دارد از دلِ سنگینِ او بر کوه پشت

می‌دهد بی‌رحمیِ جلاد، جان شمشیر را

حرصِ ظلمِ آهنین‌دل از کهنسالی فزود

مانع از خون نیست قد چون کمان شمشیر را

هر که را از چار‌دیوارِ عناصر دل گرفت

می‌شمارد سبزهٔ آبِ روان شمشیر را

بختِ خواب‌‌آلوده‌ای دارم که در خونریز من

می‌شود جوهر رگِ خوابِ گران شمشیر را

بس که تلخی دیده‌ام صائب ازان بیدادگر

تلخ می‌گردد ز خونِ من دهان شمشیر را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، به زبان ساده و با توضیحات مناسب به شرح زیر است:

▎توضیحات شعر

1. چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را: شمشیر با نرمی و چرب‌زبان بودن خود، به راحتی می‌تواند کارش را انجام دهد. اینجا شمشیر به عنوان نمادی از قدرت و خشونت معرفی می‌شود.

2. سخت‌رویی می‌شود سنگِ فِسان شمشیر را: شمشیر در برابر سختی‌ها مقاوم است و مانند سنگی محکم عمل می‌کند.

3. سینه‌صافان بی‌خبر از رازِ عالم نیستند: کسانی که دل صاف و بی‌غل و غش دارند، از رازهای عمیق زندگی آگاه هستند.

4. هست در پردازِ جوهرها نهان شمشیر را: در عمق وجود شمشیر (نماد قدرت)، جوهر و حقیقتی نهفته است.

5. سیل در معموره‌ها دادِ خرابی می‌دهد: سیل به شهرها آسیب می‌زند و خرابی به بار می‌آورد.

6. صید فربه می‌کند مطلق عنان شمشیر را: شکارچی با مهارت کامل، قدرت شمشیر را به دست می‌گیرد و آن را به کار می‌برد.

7. ترکِ خونریزی نکرد آن غمزه در ایامِ خط: غمزه (چشمک زدن) در زمان‌های خطر، خونریزی را متوقف نمی‌کند.

8. کی شود پیچیده از جوهر، زبان شمشیر را: زبان شمشیر (قدرت آن) هرگز نمی‌تواند پیچیده و پنهان باشد.

9. گرچه صیدِ لاغرِ من قابلِ فِتراک نیست: اگرچه شکار من ضعیف است، اما می‌توانم آن را امتحان کنم.

10. می‌توان کردن به سوزن امتحان شمشیر را: قدرت شمشیر را می‌توان با دقت و ظرافت سنجید.

11. می‌پذیرد زود لوحِ ساده نقشِ همنشین: شمشیر به سرعت تأثیر دیگران را بر خود می‌پذیرد.

12. کرد جوهردار آن مویِ میان شمشیر را: موی میان شمشیر (نماد زیبایی) نشان‌دهنده جوهر واقعی آن است.

13. ماهیان را موجهٔ دریا دعایِ جوشن است: ماهیان در دریا به دعا و نیایش وابسته‌اند؛ اینجا به قدرت روحانی اشاره دارد.

14. بی‌زبانی می‌کند حِرزِ امان شمشیر را: بی‌زبانی و سکوت، قدرت دفاعی شمشیر را افزایش می‌دهد.

15. جوی شیر از بازوی فرهاد می‌بخشد خبر: قدرت فرهاد (شخصیتی افسانه‌ای) خبر از توانایی و قدرت می‌دهد.

16. در جراحت می‌شود جوهر عیان شمشیر را: در جراحت‌ها، حقیقت و جوهر واقعی شمشیر نمایان می‌شود.

17. بوی گلزارِ شهادت هر‌که را بی‌تاب کرد: بوی گلزار شهادت کسانی را که شجاعت دارند، تحت تأثیر قرار می‌دهد.

18. چون لبِ پان‌خورده می‌بوسد دهان شمشیر را: مانند لب‌های زخمی، شمشیر نیز در برابر آسیب‌ها واکنش نشان می‌دهد.

19. جوهرِ مردی نمی‌داند فریب و مکر چیست: مردان واقعی فریب و نیرنگ را نمی‌شناسند؛ آن‌ها راستگو و صادق هستند.

20. دامِ پیدا، دانه می‌باشد نهان شمشیر را: دام‌ها و تله‌ها، حقیقتاً دانه‌های پنهان هستند که باید کشف شوند.

21. در سرشتِ سخت‌جانان قناعت حرص نیست: افراد مقاوم و سخت‌جان هرگز قناعت نمی‌کنند و همیشه بیشتر می‌خواهند.

22. قطرهٔ آبی کند رَطب اللسان شمشیر را: حتی یک قطره آب نیز می‌تواند قدرت و تأثیر شمشیر را تغییر دهد.

23. داس دایم در کمینِ خوشه‌های سرکش است: داس (ابزار برداشت) همیشه در انتظار خوشه‌های سرکش است؛ یعنی همیشه در کمین فرصت‌ها هستیم.

24. آسمان دارد پی گردنکشان شمشیر را: آسمان نشان‌دهنده‌ی قدرت و نظارت بر کسانی است که ظلم می‌کنند.

25. غمزه دارد از دلِ سنگینِ او بر کوه پشت: غمزه (نگاه) او بر دل سنگین کوه تأثیری عمیق دارد.

26. می‌دهد بی‌رحمیِ جلاد، جان شمشیر را: بی‌رحمی جلاد (کسی که مجازات می‌کند) جان شمشیر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

27. حرصِ ظلمِ آهنین‌دل از کهنسالی فزود: حرص و ظلم کسانی که دلشان آهنی است، با گذر زمان افزایش می‌یابد.

28. مانع از خون نیست قد چون کمان شمشیر را: قد و قامت شمشیر نمی‌تواند مانع خونریزی شود.

29. هر که را از چار‌دیوارِ عناصر دل گرفت: هر کسی که از دنیای مادی دل بکند، به حقیقت نزدیک‌تر خواهد شد.

30. می‌شمارد سبزهٔ آبِ روان شمشیر را: آب روان نشان‌دهنده زندگی و حرکت است؛ اینجا اشاره به قدرت زندگی دارد.

31. بختِ خواب‌‌آلوده‌ای دارم که در خونریز من: بخت من خواب‌آلود است و در خونریزی من تأثیری ندارد.

32. می‌شود جوهر رگِ خوابِ گران شمشیر را: خواب سنگین بر جان شمشیر تأثیر دارد و آن را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

33. بس که تلخی دیده‌ام صائب ازان بیدادگر: صائب (شاعر) به تلخی‌های زندگی اشاره دارد که ناشی از ظلم و بیدادگری است.

34. تلخ می‌گردد ز خونِ من دهان شمشیر را: خون من بر طعم شمشیر تأثیر گذاشته و آن را تلخ کرده است.

این شعر به نوعی درباره قدرت، خشونت، حقیقت و تأثیرات زندگی بر انسان‌ها صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات انسانی و چالش‌های زندگی را بیان کرده است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را …

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول