گاهی در زندگی با افرادی روبرو میشویم که ادعاهای بزرگی دارند، اما وقتی زمان عمل فرا میرسد، نمیتوانند از عهده کارها برآیند. ضربالمثل “از اسب افتاده از نسل که نیفتاده” دقیقاً اشاره به همین افراد دارد.
این مثل برای کسی به کار میرود که بسیار لاف میزند و دربارهٔ مهارتها و موفقیتهای خود بزرگنمایی میکند، اما در عمل، حتی از سادهترین کارها نیز ناتوان است. این شخص مانند کسی است که ادعا میکند سوارکار ماهری است، اما وقتی اسبی در کار نیست و حتی زمین هم صاف است، خود به خود میافتد!
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که ادعا به تنهایی ارزشی ندارد. آنچه مهم است، داشتن توانایی واقعی و عمل کردن است. در مقابل این افراد، انسانهای متواضع و توانمندی هستند که کمتر حرف میزنند، اما بیشتر و بهتر کار میکنند.

در این نوشته میخواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی از اسب افتاده از نسل که نیفتاده یعنی چه؟
1- این درست است که ممکن است فردی در زندگی شکست بخورد و به اهدافش نرسد، اما این باعث نمیشود که شخصیت واقعی و ارزش درونیاش از بین برود.
2- در ادبیات فارسی، اسب نشاندهندهٔ نجابت، زیبایی و قدرت است. وقتی میگوییم کسی “از اسب افتاده”، منظور این است که قدرتش را از دست داده یا شکوه سابق را ندارد. اما از دست دادن این ویژگیها به این معنی نیست که ذات و اصالت آن فرد زیر سؤال برود؛ چون چیزهایی مثل زیبایی و قدرت همیشگی نیستند و ممکن است روزی از بین بروند. حتی گاهی به دست آوردن کامل آنها از توان انسان خارج است.
پس اگر کسی این صفات را از دست داد، اتفاق عجیبی نیفتاده، چون قرار نبوده همیشه پایدار بمانند. بنابراین، منطقی نیست که شخصیت و ارزش افراد را بر اساس ویژگیهای ناپایدار قضاوت کنیم.
3- به جای عبارت “از نسل افتادن”، گاهی از “از اصل افتادن” هم استفاده میشود. یعنی آنچه مهم است، اصالت و ریشهٔ انسان است و بقیه چیزها گذرا و فانی هستند.
4- هر انسانی ممکن است مرتکب اشتباه شود یا با ناکامیهای بزرگی روبهرو گردد، اما این دلیل نمیشود که شخصیتش را نادیده بگیریم یا به او با دید تحقیر نگاه کنیم؛ چون در نهایت، او هم مانند ما انسانی با ارزش ذاتی است.
پیشنهاد: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-آدینوشاپ













