سبد خرید
6

جمع جزء: 151,500 تومان

7,848,500 تومان تا ارسال رایگان 1.9

مشاهده سبد خریدتسویه حساب

حساب کاربری

معنی ضرب المثل ” بیلش را پارو کرده” + داستان کوتاه

زمان مطالعه1 دقیقه

ضرب المثل بیلش را پارو کرده
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

این ضرب‌المثل برای توصیف کسی به کار می‌رود که در انجام کاری، زیاده‌روی و افراط می‌کند. وقتی کسی در کارش، در هزینه کردن، یا حتی در خشمش، از حد معمول بسیار فراتر می‌رود، می‌گویند: «بیلش را پارو کرده».

در گذشته، بیل وسیله‌ای برای کندن و جابه‌جا کردن مقدار معمولی خاک بود و پارو برای حجم بسیار بیشتر و کارهای سنگین‌تر استفاده می‌شد. بنابراین، وقتی کسی به جای بیل از پارو استفاده می‌کند، یعنی دارد کاری فراتر از حد لازم و منطقی انجام می‌دهد.

دکتر

مثلاً اگر کسی برای یک خرید کوچک، پول بسیار زیادی خرج کند، یا برای یک مشکل کوچک، عکس‌العمل بسیار شدیدی نشان دهد، در واقع دارد همان کاری را می‌کند که در این ضرب‌المثل بیان شده است. این مثل به ما یادآوری می‌کند که در هر کاری میانه‌روی و رعایت اندازه مناسب، بسیار مهم است.

ضرب المثل بیلش را پارو کرده

در این نوشته، می‌خواهیم معنی و مفهوم اصلی این ضرب‌المثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل بیلش را پارو کرده

۱- وقتی می‌گویند “بیلش را پارو کرده” یعنی کسی فرصت‌های خوب زندگی‌اش را از دست داده است.

۲- این عبارت برای کسی به کار می‌رود که پس از کلی تلاش، در نهایت شکست خورده و تمام آرزوهایش بر باد رفته است.

۳- گاهی هم این اصطلاح را برای افرادی استفاده می‌کنند که پس از رسیدن به پول و مقام، خود را بالاتر از دیگران می‌بینند و تکبر می‌ورزند.

داستان ضرب المثل

مرد سالخورده‌ای بود که در یک دهکده زندگی می‌کرد و از بی‌محصولی زمینش بسیار غمگین بود. یکی از همسایگانش به او گفت: «اگر چهل روز زمینت را با خواندن دعای خاصی شخم بزنی و جلوی خانه‌ات را نیز تمیز کنی، در روز چهلم شخصی خواهد آمد و آرزویت را برآورده می‌کند.»

پیرمرد دست به کار شد و همان توصیه را انجام داد. وقتی روز چهلم فرارسید، او از صبح مشغول کار و دعا بود. اما با فرارسیدن غروب، کسی به دیدارش نیامد. او که ناامید شده بود، بیلش را برداشت و به سمت خانه راه افتاد.

هنوز چند قدمی بیشتر نرفته بود که ناگهان مردی از دور نمایان شد. آن مرد با دیدن چهره غمگین پیرمرد، دلیل ناراحتی‌اش را پرسید. پیرمرد ماجرا را برایش تعریف کرد. مرد غریبه گفت: «فرض کن من همان کسی هستم که منتظرش بودی. حالا آرزویت را با من در میان بگذار.»

پیرمرد با خنده‌ای تمسخرآمیز گفت: «اگر واقعاً او هستی، همین الان این بیل را به یک پارو تبدیل کن!» در یک لحظه، بیل به پارو تبدیل شد و مرد ناشناس نیز ناپدید گردید. تازه آن زمان پیرمرد متوجه شد فرصت را از دست داده است؛ نه تنها به آرزوی واقعی خود نرسید، بلکه تنها دارایی‌اش را نیز از دست داد!

پیشنهادی: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.

اختصاصی – آدینوشاپ

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول