این ضربالمثل قدیمی داستان جالبی در دل خود دارد. همه ما در اطراف خود افرادی را دیدهایم که دوست دارند چیزی باشند که نیستند یا کاری را انجام دهند که در توانشان نیست. این مثل در مورد همین افراد است.
داستان از این قرار است که میگویند روزی خرّی در جنگل با خود فکر کرد که اگر مانند گوزن شاخهای زیبایی داشت، حتماً همه حیوانات او را تحسین میکردند. پس از خداوند درخواست کرد که برایش هم شاخ بگذارد. خداوند که به خوبی میدانست این شاخ به درد خر نمیخورد و حتی ممکن است باعث دردسرش شود، این خواسته را برآورده نکرد.
این حکایت به ما میگوید که هر کس به شکلی آفریده شده و استعدادها و ویژگیهای خاص خود را دارد. تقلید کورکورانه از دیگران و آرزوی داشتن چیزهایی که مناسب ما نیستند، نه تنها فایدهای ندارد، بلکه گاهی میتواند برایمان مشکلساز شود. بهترین کار این است که خود واقعیمان باشیم و قابلیتهای ذاتی خود را پرورش دهیم.
این مثل به زیبایی یادآوری میکند که آفرینش هر موجودی حساب شده است و خردی بالاتر از درک ما در این نظم وجود دارد.

در این نوشته، میخواهیم مفهوم و معنای واقعی این ضربالمثل ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با آدینوشاپ همراه باشید.
خدا خر را شناخت شاخش نداد
حتماً دیدهاید که گاهی یک الاغ لگد میزند! بعضی وقتها آرام میایستد و سرش پایین است، ولی اگر کسی نزدیکش باشد، ناگهان لگدی محکم پرتاب میکند که واقعاً فقط از یک الاغ برمیآید! حالا فکر کنید اگر این الاغ که اینطور لگد میزند، شاخ هم داشت، چه میشد؟ مطمئناً باید از او فاصله میگرفتیم، چون با موجودی روبهرو میشدیم که از یک گاو هم کمتر خطرناک نبود.
در نتیجه، این داستان را به صورت یک ضربالمثل درآوردهاند و برای افرادی به کار میبرند که شایستگی نعمت تازهای را که به آنها رسیده، ندارند.
معنی ضرب المثل
1- با توجه به گذشتهٔ ناموفقش، بهتر است وضعیتش بهبود پیدا نکند، چون فرد لایقی نیست.
2- به کسی گفته میشود که اگر قدرتمند شود، زندگی دیگران را تباه میکند، یا اگر ثروتمند شود، حتی خدا را هم فراموش میکند.
3- این ضرب المثل در پاسخ به افرادی به کار میرود که دید محدودی دارند و در موقعیتهای گذرا، وقتی نعمتی به دست میآورند، رفتارهای نسنجیده از خود نشان میدهند.
پیشنهادی: ضرب المثل “موش تو سوراخ نمیرفت…”
اختصاصی-آدینوشاپ





