همچون همه ضربالمثلهای شیرین فارسی، این یکی هم داستان جالبی در پشت خود دارد. این مثل زمانی به کار میرود که ما در صحبتهای کسی، نشانهای از دروغ یا حقه پیدا کنیم و نتوانیم به طور کامل حرفش را باور کنیم. در این موقعیت میگوییم: “باید قسم حضرت عباس را باور کنم، یا دم خروس را؟!” یعنی یک جای کار میلنگد و حرفش اعتبار کامل ندارد.
**داستان کوتاه:**
روزی، مرد کشاورز سادهدلی در روستا زندگی میکرد. همسایه او که آدم حیلهگری بود، یک شب به خانه کشاورز آمد و با چهره ای جدی گفت: “امشب در خواب، حضرت عباس (ع) را دیدم. ایشان به من فرمودند که این گنج پنهان در زمین تو، در حقیقت مال تو نیست و باید آن را به من برگردانی!”
کشاورز که مرد خداوندی بود، با شنیدن نام حضرت عباس بسیار شگفتزده شد. اما در همان لحظه، چشمش به پای همسایه افتاد. لبه لباس او، یک پر قرمز و کوچک از خروس خودش چسبیده بود؛ درست همان خروسی که آن مرد حیلهگر دیشب آن را از خانه کشاورز دزدیده و پنهان کرده بود.
کشاورز با لبخندی گفت: “حرف تو را درباره خواب و قسم حضرت عباس میشنوم، اما این **دم خروس** خودم که به لباست چسبیده، داستان دیگری را تعریف میکند. تو هم خواب دیدهای و هم خروس مرا دزدیدهای!”
از آن روز به بعد، این ضربالمثل میان مردم رایج شد تا زمانی که میان حرف های قشنگ و نشانه های آشکار دروغ، شک کنند.

در این نوشته، با مفهوم و پیشینهی یکی از ضربالمثلهای کهن ایرانی آشنا خواهید شد. با ما همراه باشید.
قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را کنایه از چیست؟
۱- یعنی چیزی که کاملاً آشکار است را نمیتوانی پنهان کنی!
۲- معمولاً این ضربالمثل را خطاب به کسی به کار میبرند که میخواهد خود را بیگناه نشان دهد و واقعیت را از دیگران پنهان کند، در حالی که نمیداند کارش آشکار شده و همه متوجه اشتباه او شدهاند و دیگر جایی برای مخفیکاری باقی نمانده است.
ریشه ضرب المثل دم خروس
یک دزد به روستای آرامی رفت. او همه جا را گشت، اما چیز باارزشی برای دزدیدن پیدا نکرد. خسته و ناامید بود که ناگهان صدای مرغ و خروسهایی را از داخل یک خانه شنید. با خوشحالی از دیوار خانه بالا رفت، یک خروس را برداشت و زیر لباسش قایم کرد و به سرعت فرار کرد.
همان موقع که از دیوار پایین میپرید، صاحب خانه او را دید و فریاد زد: “دزد! دزد!” همه همسایهها به دنبال او دویدند و در یک کوچه بنبست، او را گرفتند. دزد بیچاره شروع کرد به قسم خوردن و گفت: والله، به حضرت عباس قسم که من چیزی ندزدم! آنقدر گریه و زاری کرد تا شاید دل مردم نرم شود.
اما او نمیدانست که دم خروس از زیر لباسش بیرون زده است. مردم گفتند: “قسم حضرت عباس را باور کنیم یا این دم خروس را؟!”
یعنی باید باور کنیم که تو بیگناهی و چیزی ندزدی، یا به این دم خروس که نشانه واضحی از دزدی است اعتماد کنیم؟
دزد وقتی فهمد دیگر چارهای ندارد و آبرویش رفته، خروس را از زیر لباسش درآورد و به صاحبش پس داد و به سرعت از آنجا دور شد.
♦ به همین دلیل، هرگاه کسی دستش رو شود اما باز هم تلاش کند دیگران را نادان جلوه دهد و حقیقت را پنهان کند، این ضربالمثل را به کار میبرند.
پیشنهادی: ضربالمثل با خروس
اختصاصی-آدینوشاپ













