حتما! در ادامه متن بازنویسی شده آمده است:
**آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل “همه کاره و هیچ کاره”**
این ضرب المثل به افرادی اشاره دارد که در زمینههای مختلف، اطلاعات و مهارتهای سطحی و کمی دارند. در ظاهر به نظر میرسد که این شخص از خیلی چیزها سر در میآورد، اما وقتی پای کار تخصصی به میان میآید، نمیتواند کاری را به درستی و به صورت اصولی انجام دهد.
میتوان اینطور مثال زد: فردی را در نظر بگیرید که ادعا میکند میتواند کمی نجاری کند، کمی برقکاری بلد است، کار با کامپیوتر هم تا حدی میداند و حتی در آشپزی هم دستی دارد. اما وقتی از او میخواهید یک قفسه چوبی درست کند، کارش بیدقت و ناپایدار است. وقتی میخواهد یک پریز برق را تعمیر کند، کارش خطرناک و ناقص است. در واقع، او در هیچ یک از این کارها به اندازه کافی مهارت و تخصص ندارد که بتواند نتیجه قابل قبولی ارائه دهد.
پس این ضرب المثل به ما یادآوری میکند که بهتر است به جای دانستن کمی از همه چیز، در یک یا چند زمینه خاص، مهارت و تخصص عمیق و واقعی پیدا کنیم. ارزش یک متخصص واقعی که کارش را به بهترین شکل انجام میدهد، بسیار بیشتر از کسی است که در بسیاری از کارها فقط اطلاعاتی سطحی دارد.

در این نوشته، میخواهیم معنی، پیشینه و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی همه کاره و هیچ کاره چیست؟
1- به کسی گفته میشود که خودش را با کارهای گوناگون سرگرم میکند، اما در هیچکدام از آنها استاد و ماهر نیست. انگار که هیچ کاری انجام نداده است!
2- بعضی افراد ادعا میکنند در هر زمینهای مهارت دارند، اما وقتی زمان عمل میرسد، مشخص میشود حرفهایشان پوچ و بیاساس بوده و فقط ادعا داشتهاند.
3- گاهی این عبارت را کسانی به کار میبرند که در موقعیتهای مختلفی فعالیت کردهاند، اما در نهایت شکست خوردهاند. مثلاً میگویند: “همه جور کاری کردیم، سالها عمرمان را در فلان راه گذاشتیم، اما در آخر به جایی نرسیدیم! فقط زمانمان هدر رفت… شدیم همهکاره و هیچکاره…”
4- این ضربالمثل معمولاً بار منفی دارد و برای افرادی به کار میرود که وقت خود را صرف یادگیری سطحی کارهای مختلف میکنند، بدون اینکه در هیچکدام متخصص شوند. فقط انبوهی مدرک جمع میکنند که ظاهر قشنگی دارد!
متأسفانه در جامعهای که مدرک مهمتر از مهارت است، گاهی همین افراد به خاطر مدرکهای زیاد، شغلهای مهمی میگیرند. نتیجه این کار هم که مشخص است! اگر چنین کسی معلم شود، چه دانشآموزی را میخواهد آموزش دهد؟ در حد همان معلومات ناقص خودش.
اگر دکتر شود، چگونه میخواهد بیماران را درمان کند؟
اگر به مقام مدیریتی برسد، چه تصمیمهایی خواهد گرفت؟
شاید حتی ضرر چنین افرادی بیشتر از فایدهشان باشد. ممکن است پزشکی شود که با تشخیص اشتباه، جان کسی را بگیرد.
یا معلمی شود که آینده یک دانشآموز را ناخواسته خراب کند.
پس مدرک به تنهایی ارزشی ندارد. مدرکی که همراه با تخصص باشد، باارزش است. تخصص هم زمانی به دست میآید که فرد به جای پراکندهکاری، روی یک یا دو زمینه تمرکز کند و در آنها به مهارت واقعی برسد.
حدیث امام علی علیه السلام درباره این ضرب المثل
این مفهوم را به خوبی میتوان در سخن گهربار امام علی (علیه السلام) مشاهده کرد:
مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ: کسی که به کارهای گوناگون و نامرتبط روی آورد، تدبیرها و نقشههایش او را ناامید میکنند.
أَوْمَأَ: اشاره کردن (یعنی خواستن و طلب کردن).
الْمُتَفاوت: ناهمگون و دور از هم.
خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ: چارهاندیشیهایش او را تنها گذاشتند.
**توضیح:**
در زندگی روزمره با افرادی روبرو میشویم که به یک یا چند شغل مشخص بسنده نمیکنند. گاهی کارهای کاملاً متفاوت و حتی متضادی را همزمان دنبال میکنند. با وجود آنکه ممکن است از توانایی و استعداد خوبی برخوردار باشند و حتی جزو افراد بااستعداد محسوب شوند، اما میبینیم که به موفقیت چشمگیری دست نمییابند.
علت این موضوع روشن است: هر کاری، برنامهریزی و روش خاص خود را نیاز دارد. کارهای متفاوت، راهکارهای متفاوتی میطلبند و جمع کردن بین روشهای متضاد، کاری بسیار دشوار است. به همین دلیل افرادی که تمام انرژی خود را روی یک مهارت متمرکز میکنند، معمولاً به دستاوردهای بزرگی میرسند. در مقابل، کسانی که چندین کار متفاوت و گاه متضاد را همزمان انجام میدهند، معمولاً در همهی آنها نتیجهی کامل نمیگیرند یا به موفقیت قابل توجهی دست نمییابند. [شرح نهج البلاغه – مکارم شیرازی]
همه کاره و هیچ کاره به انگلیسی
آدم همهکاره و هیچکاره
این ضربالمثل به کسی اشاره دارد که در زمینههای مختلفی مهارت دارد، اما در هیچ یک از آنها به استادی و تخصص کامل نرسیده است. مانند کسی که کمی نقاشی بلد است، کمی موسیقی میداند و کمی هم کارهای فنی انجام میدهد، اما در هیچ یک از این کارها یک متخصص واقعی به شمار نمیآید.
این عبارت معمولاً برای توصیف افرادی به کار میرود که دانش و تجربهشان در موضوعات گوناگون، سطحی و عمومی است و در یک زمینه خاص، عمق و تبحر ندارند.













