گاهی در زندگی با مشکلاتی روبرو میشویم که حل آنها از عهدهمان خارج است. در چنین مواقعی، عاقلانه این است که سراغ افراد باتجربه و دانا برویم. این دقیقاً همان مفهومی است که این ضربالمثل بیان میکند.
در گذشته، در هر محله یا روستا، یک بزرگتر یا ریشسفید به نام “کدخدا” وجود داشت که مردم برای حل اختلافات و گرفتن راهنمایی به او مراجعه میکردند. این مثل میگوید وقتی کسی حتی از پس یک مشکل کوچک (یکی) هم برنمیآمد، دیگران او را به سراغ کدخدا میفرستادند. چرا که کدخدا با خرد و تجربهاش میتوانست بهترین راهحل را پیدا کند.
این حکایت فقط مربوط به گذشته نیست. در دنیای امروز هم این مفهوم کاربرد دارد. یعنی وقتی خودمان نمیتوانیم مشکل را حل کنیم، بهتر است به جای پافشاری روی روش خود، از راهنمایی افراد آگاه، متخصص و با تجربه استفاده کنیم. مشورت کردن و کمک خواستن از کسانی که دانش بیشتری دارند، نشانه خرد است، نه ناتوانی.

در این نوشته، با مفهوم و معنای یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی آشنا خواهید شد. همراه ما در آدینوشاپ بمانید.
یکی را به ده راه نمی دادند سراغ کدخدا را می گرفت یعنی چه؟
۱- یعنی وقتی کسی از نظر دیگران هیچ ارزشی ندارد، هر چقدر هم درخواست کند فایدهای ندارد. در چنین مواقعی میگویند: “اگر کسی را به ده راه نمیدادند، به سراغ کدخدا میرفتند.”
۲- این ضربالمثل اشاره به پافشاری و درخواست بیجای کسی دارد که هیچ جایگاه و احترامی نزد دیگران ندارد، اما باز هم انتظار دارد به خواستهاش برسد.
۳- فرض کنید یکی از هممحلهایهایتان مراسم عروسی برگزار کرده، اما همسایهی بداخلاقتان را که با او مشکل دارد، دعوت نکرده است. با این حال، همان همسایه شب عروسی پیش شما میآید و با گستاخی دربارهٔ شام عروسی از شما سؤال میپرسد! در این شرایط میتوان این ضربالمثل را برایش به کار برد؛ چون هیچکس حتی حاضر نیست به او اجازهٔ حضور در مراسم را بدهد، چه برسد که در مورد شام با او صحبت کند!
۴- یعنی وقتی دیگران تو را به رسمیت نمیشناسند، زیاد التماس و خواهش نکن.
اگر دوست دارید همهٔ ضربالمثلهای فارسی را یاد بگیرید، کافیست روزی پنج دقیقه وقت بگذارید و با ده ضربالمثل جدید آشنا شوید.
ضربالمثلهای معروف فارسی
نظر شما دربارهٔ این ضربالمثل چیست؟
اختصاصی-آدینوشاپ













