سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی کلمه Toy به فارسی با چند مثال

زمان مطالعه1 دقیقه

Meaning and usage of toy word
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی کلمات انگلیسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Toy به فارسی با مثالهای کاربردی

اسباب بازی، وسیله‌ای است که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند.

دکتر

کودکان عاشق بازی کردن با اسباب‌بازی‌ها هستند.
اسباب‌بازی‌ها به بچه‌ها کمک می‌کنند تا دنیای اطراف خود را بهتر بشناسند.
زمانی که من یک پسر بچه بودم، یک دوربین اسباب‌بازی داشتم.
اسباب‌بازی‌های “تیکر تویز” و “لینکلن لاگز” در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بسیار پرطرفدار بودند.
از دیگر اسباب‌بازی‌های محبوب می‌توان به آجرهای خانه‌سازی، عروسک‌های شخصیت و عروسک‌های معمولی اشاره کرد.
بعضی از پدر و مادرها به فرزندان خود اجازه نمی‌دهند با تفنگ اسباب‌بازی یا هر وسیله‌ای که شبیه اسلحه است بازی کنند.
این روزها، برخی از کودکان به جای اسباب‌بازی‌های معمولی، با دستگاه‌های الکترونیکی مثل تبلت و موبایل بازی می‌کنند.

**کاربردهای دیگر کلمه اسباب بازی (Toy)**
این کلمه گاهی برای اشاره به وسایل گران‌قیمتی که متعلق به بزرگسالان است نیز به کار می‌رود.

اسباب بازی جدید جیسون یک موتورسیکلت هارلی دیویدسون است.
زیرزمین خانه کوئنتین پر از انواع وسایل و گجت‌های الکترونیکی است.
“کسی که در پایان عمرش بیشترین اسباب‌بازی‌ها را داشته باشد، برنده است.” (این یک عبارت است و منظور این است که کسی که در طول زندگی‌اش ثروت و دارایی بیشتری جمع کرده، در مقایسه با دیگران برنده محسوب می‌شود.)

**کاربرد به عنوان صفت**
کلمه “Toy” گاهی به عنوان صفت برای توصیف چیزهای بسیار کوچک استفاده می‌شود.

سارا یک سگ پودل کوچک دارد. (این نژاد از سگ‌ها بسیار ریزجثه هستند.)
نژادهای کوچک و عروسکی سگ‌ها بین افرادی که به دنبال یک سگ کوچک هستند، محبوبیت زیادی دارند.
سگ نژاد چیواوا، یک نوع سگ کوچک و عروسکی محسوب می‌شود.

**کاربرد به عنوان فعل**
وقتی از کلمه “Toy” به عنوان فعل استفاده می‌شود، دو معنی اصلی دارد: اول، اذیت کردن یا سرکار گذاشتن کسی، و دوم، بررسی کردن یک ایده یا امکان به صورت غیرجدی.

جو و سامانتا در حال فکر کردن به این هستند که یک استخر در حیاط پشتی خانه خود بسازند.
باب به این فکر کرده که یک سال را در چین بگذراند، اما حالا دارد یک اقامت یک‌ساله در ویتنام را هم بررسی می‌کند.
رئیس شرکت دوست دارد با کارمندانش بازی کند و مثلاً امید افزایش حقوق را در دل آنها زنده نگه دارد.
هی، من فقط دارم با تو شوخی می‌کنم. (منظورم از حرفی که زدم جدی نبود.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول