امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Useless به فارسی با مثالهای کاربردی
وقتی چیزی «بیفایده» است، یعنی دیگر به درد نمیخورد، کارایی ندارد، خراب شده یا خیلی قدیمی است.
اطلاعاتی که از آن کتاب قدیمی گرفتیم، منسوخ و بیفایده بود.
چتر در یک توفان سخت همراه با بادهای شدید، هیچ فایدهای ندارد.
این گوشی موبایل بدون باتری، کاملاً بیاستفاده است.
وقتی در اثر یک تصادف، آن مرد از کمر به پایین فلج شد، پاهایش دیگر کارایی نداشت.
بعضیها میگویند اطلاعات جزئی و کماهمیت، دانش بیفایدهای است.
واژهٔ «بیفایده» معمولاً برای توصیف یک وضعیت به کار میرود.
حرف زدن با او بیفایده است چون گوش نمیدهد.
برفروبی در وسط یک کولاک، کار بیهودهای است.
تلاش برای نجات بازماندگان پس از زلزله، بیفایده به نظر میرسید، اما مردم همچنان تلاش کردند.
وقتی سربازان اندازهٔ لشکر دشمن را دیدند، فهمیدند که جنگیدن بینتیجه است و تسلیم شدند.
«بیفایدهبودن» یک اسم است:
بیفایدهبودن کندن زمین با بیل، وقتی به سنگِ سخت رسیدند، خیلی زود آشکار شد.
آن زن پس از نابینا شدن، حس بیفایدهبودن داشت؛ اما بعد یاد گرفت با شرایط جدیدش کنار بیاید.
بیفایدهبودن جنگ در سراسر تاریخ بشر مشهود است، با این حال کشورها همچنان به جنگیدن ادامه میدهند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.













