سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

گفت‌وگوی احساسی مجید واشقانی با ایرج نوذری + لینک پخش و خلاصه رک

زمان مطالعه1 دقیقه

گفت‌وگوی احساسی مجید واشقانی با ایرج نوذری + لینک پخش و خلاصه رک
تاریخ انتشار : 18 اکتبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : اخبار
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

گفت‌وگوی متفاوت مجید واشقانی با ایرج نوذری در برنامه «رُک»

در جدیدترین قسمت برنامه گفتگو محور «رُک» با اجرای مجید واشقانی، میهمان برنامه کسی نبود جز ایرج نوذری، بازیگر، دوبلور و فرزند استاد فقید منوچهر نوذری. این قسمت با فضایی صادقانه، پر از احساس و البته لحظاتی فلسفی همراه بود؛ جایی که ایرج نوذری با صداقت همیشگی‌اش از تجربه‌های زندگی، نگاهش به ترس، عشق، و مسیر هنری سخن گفت.

لینک پخش کامل مصاحبه در یوتیوب

دکتر

زندگی و فلسفه نگاه ایرج نوذری به ترس

در آغاز برنامه، بحث میان مجید واشقانی و ایرج نوذری با مبحث ترس گره خورد. نوذری با نگاهی فلسفی توضیح داد که «ترس یک انتخاب است نه واقعیت». او گفت: «ترس وجود ندارد مگر آن‌که خودت انتخابش کنی. من فقط از بی‌عشقی می‌ترسم؛ چون هر کار و زندگی بدون عشق، ترسناک است.»

او تفاوت میان ترس و نگرانی را توضیح داد و تأکید کرد بسیاری از مردم ترس را با نگرانی اشتباه می‌گیرند. «نگرانی نشانه دلسوزی است، اما ترس نشانه ضعف.» گفت‌وگو در ادامه به نحوه تربیت و منش پدرش، استاد منوچهر نوذری، رسید که او را به نترسی و مقاوم بودن در برابر فشارها عادت داده بود.

دوران کودکی، انقلاب و مسیر تحصیل

ایرج نوذری در بخشی از گفت‌وگو با دقتی مثال‌زدنی از دوران تولدش گفت: «من در هفتم اسفند ۱۳۴۲ در بیمارستان نصرت تهران متولد شدم. پدرم همان روز اخبار تولدم را در رادیو ضبط کرد و همیشه آن را نگه داشت.» او توضیح داد که چگونه طی سال‌های انقلاب و تغییرات پس از آن، خانواده‌اش به علت مشکلات سینمایی و کاری، مدتی به مصر و سپس اسپانیا مهاجرت کردند.

او در اسپانیا به مدت چند سال تحصیل کرد و رشته سینما را برگزید. ایرج نوذری تأکید کرد که در همان زمان با پیشنهادهایی از سازمان ملل مواجه شده، اما به دلیل عشق به وطن از اقامت دائم در خارج از کشور صرف‌نظر کرده است: «دوست داشتم در کشور خودم کار کنم، حتی اگر شرایط سخت‌تر باشد. خاک ایران برای من آرامش دارد.»

پدر و تأثیر منوچهر نوذری بر مسیر زندگی

در بخش دیگری از گفت‌وگو، مجید واشقانی از او پرسید آیا پدرش با ورود او به سینما موافق بوده است؟ نوذری پاسخ داد: «نه هرگز. پدرم می‌دانست من روحیه حساسی دارم و از حاشیه‌های این کار رنج می‌برم. همیشه می‌خواست من مسیر علمی و دانشگاهی‌ام را ادامه دهم.» با این حال، پس از پخش سریال معروف «پدر خاک»، استاد منوچهر نوذری از زندان با بغض و عشق به پسرش گفت: «دوست نداشتم بیای، ولی حالا که آمدی، خوب آمدی و افتخار می‌کنم.» این جمله برای ایرج نوذری یکی از احساسی‌ترین لحظات زندگی‌اش بود.

نقد تند ایرج نوذری به بازی و برنامه مافیا

در ادامه گفت‌وگو، صحبت به حضور ایرج نوذری در بازی مافیا کشیده شد. او بدون تعارف گفت که از همان ابتدا تمایلی به حضور در این برنامه نداشته است اما به احترام سعید ابوطالب که سال‌ها از او برای همکاری دعوت کرده بود، پذیرفته است. نوذری با صراحت گفت: «من به خاطر پول نرفتم، بلکه به احترام دعوت او رفتم، اما از این بازی خوشم نیامد.»

او سپس انتقاد تندی از روند و تأثیرات اجتماعی این برنامه مطرح کرد: «مافیا دیگر از حالت بازی خارج شده، به درگیری و خشونت لفظی و خانوادگی رسیده است. این بازی می‌تواند دوستی‌ها را تخریب کند. مثل گاوبازی است که هرچند هیجان دارد، اما از نظر انسانی پذیرفتنی نیست.»

نوذری در ادامه با آوردن مثالی از واژه «پدرسوخته» گفت: «بعضی الفاظ در فرهنگ ما اگر با لحن درست گفته شوند، توهین‌آمیز نیستند، ولی در مافیا واژه‌ها و برخوردها از کنترل خارج شده‌اند.» این بخش از گفت‌وگو بازتاب زیادی در فضای مجازی داشت و بسیاری از کاربران از صداقت و جسارت او تمجید کردند.

فلسفه زندگی از نگاه ایرج نوذری

در جمع‌بندی صحبت‌ها، ایرج نوذری بار دیگر بر اصول فکری خود تأکید کرد: عشق، صداقت، احترام به مردم و دوری از ترس. او گفت: «من هیچ‌وقت از چیزی نترسیدم، چون باور دارم انسان وقتی عاشق کارش باشد، شکست برایش معنا ندارد.»

گفت‌وگوی مجید واشقانی با ایرج نوذری فراتر از یک مصاحبه هنری بود؛ سفری احساسی بین خاطرات شخصی، نگاه فلسفی به ترس، عشق به میهن و نقد اجتماعی صریح یک هنرمند آگاه.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول