سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری

زمان مطالعه1 دقیقه

ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

بین ضرب‌المثل «یک کلاغ و چهل کلاغ» و موضوع «امانت‌داری» چه رابطه‌ای هست؟

این ضرب‌المثل به ما می‌گوید وقتی یک نفر خبری را می‌شنود و آن را به دیگری می‌گوید، آن نفر هم آن را به چند نفر دیگر می‌رساند و همین‌طور ادامه پیدا می‌کند تا جایی که اصل ماجرا کاملاً تغییر می‌کند و چیزی که در نهایت به گوش می‌رسد، با حقیقت اولیه فرق زیادی دارد.

دکتر

این موضوع کاملاً با امانت‌داری در ارتباط است. امانت‌داری فقط مربوط به پول یا وسایل نیست، بلکه در انتقال حرف و خبر هم خیلی مهم است. وقتی کسی حرف یا خبری را به ما می‌سپارد، ما باید آن را درست و بدون کم و زیاد کردن به فرد بعدی برسانیم. اگر هر کس در این میان چیزی اضافه یا کم کند، یا نظر خودش را به آن بیافزاید، در واقع خیانت در امانت کرده است.

پس این مثل به ما یادآوری می‌کند که در گفتگوها و نقل خبرها باید دقیق و امین باشیم و مراقب باشیم حرف دیگران را بدون تحریف به دیگران منتقل کنیم.

ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری

در این بخش، رابطه بین این ضرب‌المثل کهن و پرمعنی را با مفهوم امانتداری برای شما روشن می‌کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

ارتباط ضرب المثل با امانت داری

امانت به این معناست که وسیله‌ای برای مدتی نزد کسی گذاشته می‌شود تا در وقت معین پس داده شود. این وسیله می‌تواند پول، کتاب، لباس یا هر چیز دیگری باشد. یکی از مهم‌ترین امانت‌هایی که مردم نزد ما می‌گذارند، حرف‌هایشان است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:
المجالس بالأمانة؛
یعنی آنچه در گفت‌وگوهای میان افراد گفته می‌شود، امانت است. پس وقتی کسی با ما صحبت می‌کند، باید رازش را حفظ کنیم. اگر حرفی را که شنیده‌ایم به دیگری بگوییم، او هم آن را به نفر بعدی می‌رساند و همین طور ادامه پیدا می‌کند. ممکن است در این میان، حرف اصلی تغییر کند و تبدیل به دروغ شود.

این اتفاق دقیقاً شبیه داستان “یک کلاغ، چهل کلاغ” است. اگر حرفی که بین دو نفر رد و بدل می‌شود، فقط بین خودشان بماند و پخش نشود، نه کسی غیبت می‌کند و نه شایعه‌ای ساخته می‌شود. در این صورت کسی هم از دست کسی دلخور نمی‌شود.

پس حرف دیگران نزد ما مانند یک امانت است و اگر در نگهداری آن کوتاهی کنیم، در واقع به آن خیانت کرده‌ایم.

داستان یک کلاغ چهل کلاغ

در روزگاران گذشته، کلاغی در یک جنگل زندگی می‌کرد که جوجه‌ای داشت. با گذشت زمان، جوجه بزرگ شد، اما هنوز به خوبی پرواز بلد نبود.

یک روز بهاری، مادر کلاغ برای پیدا کردن غذا از لانه بیرون رفت. قبل از رفتن به جوجه‌اش گفت: «از آنجا که هنوز پرواز را به طور کامل یاد نگرفته‌ای، وقتی من نیستم از لانه خارج نشو.»

اما جوجه که فکر می‌کرد پرواز کردن ساده است، از خانه بیرون پرید و همین که خواست پرواز کند، بین شاخه‌ها افتاد و آسیب دید.

جوجه از درد ناله می‌کرد و خودش را می‌پیچید. کلاغ دیگری او را دید و سعی کرد کمکش کند، اما موفق نشد. پس با خود گفت بهتر است برود و این اتفاق ناگوار را به دیگران اطلاع دهد.

در راه، گروهی کلاغ را دید که روی زمین راه می‌رفتند. به آن‌ها گفت: «جوجه‌ای روی شاخه‌ها افتاده و بال‌هایش شکسته. نمی‌تواند پرواز کند.» آن کلاغ‌ها هم بلافاصله به سمت او پرواز کردند تا به بقیه نیز خبر برسانند.

خیلی زود، همه کلاغ‌های جنگل از ماجرا باخبر شدند. دور هم جمع شدند و هر کسی نظری می‌داد. یکی گفت نوک جوجه شکسته، یکی گفت بالش آسیب دیده و دیگری حتی گفت که جوجه مرده است. در نهایت، همگی تصمیم گرفتند برای نجات او اقدام کنند.

وقتی به آنجا رسیدند، دیدند که مادر جوجه، خودش بال‌های او را گرفته و دارد از میان شاخه‌ها نجاتش می‌دهد.

از آن زمان به بعد، وقتی خبری نادرست بین مردم پخش شود و هر کسی چیزی به آن اضافه کند، از ضرب‌المثل «یک کلاغ، چهل کلاغ» استفاده می‌کنند.

پیشنهاد: راه‌های مقابله و جلوگیری از شایعه‌پراکنی

اختصاصی-آدینوشاپ

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول