سید مجتبی میرلوحی، که به نواب صفوی شناخته میشود، یکی از شخصیتهای مؤثر در تاریخ معاصر ایران است. او در خانوادهای مذهدی در تهران به دنیا آمد و از جوانی به تحصیل علوم دینی پرداخت.
نواب صفوی بنیانگذار گروه “فدائیان اسلام” بود. این گروه با هدف اجرای احکام اسلام و مبارزه با عوامل استعمار شکل گرفت. او و یارانش برای رسیدن به اهداف خود، مبارزات سیاسی و فرهنگی گستردهای را سازماندهی کردند.
از اقدامات مهم او میتوان به ترور افرادی اشاره کرد که در نگاه او دشمن اسلام و میهن بودند. یکی از مشهورترین این عملیات، ترور عبدالحسین هژیر، نخست وزیر وقت، بود. علاوه بر این، فدائیان اسلام در ترور ناموفق حسین علاء، دیگر نخست وزیر، نیز نقش داشتند.
نواب صفوی تنها به مبارزه مسلحانه اکتفا نکرد. او تلاش زیادی برای ترویج افکار خود داشت و با سفر به شهرهای مختلف و سخنرانی، سعی در بیداری مردم و مقابله با نفوذ فرهنگی بیگانگان کرد.
سرانجام، فعالیتهای او موجب شد تا حکومت وقت با او برخورد کند. نواب صفوی به همراه چند تن از یاران نزدیکش دستگیر شد و پس از محاکمه، در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ تیرباران شد. اندیشهها و اقدامات او، الهامبخش بسیاری از مبارزان در سالهای بعد شد.

در این نوشته، مروری کوتاه بر زندگی و مبارزات شهید نواب صفوی خواهیم داشت. با ما همراه باشید.
زندگینامه شهید نواب صفوی
سید مجتبی میرلوحی نهرانی، که به نواب صفوی شهرت دارد، در سال ۱۳۰۳ در محله خانیآباد تهران به دنیا آمد. او یک روحانی شیعه و همچنین بنیانگذار و رهبر گروه فدائیان اسلام بود. نواب تحصیلات حوزوی خود را در زمینههایی مانند فقه، اصول، تفسیر قرآن و مبانی سیاسی و اعتقادی ابتدا در تهران و سپس در نجف ادامه داد. از استادان معروف او در نجف میتوان به علامه امینی و سید حسین طباطبایی قمی اشاره کرد.
پدر نواب صفوی نیز روحانی بود، اما در دوره حکومت رضاشاه پهلوی مجبور شد لباس روحانیت را کنار بگذارد و به شغل وکالت در دادگستری روی آورد. گفته میشود در همین دوران، او با علیاکبر داور، وزیر دادگستری وقت، اختلاف پیدا کرد و به سه سال زندان محکوم شد.
پس از سه سال، سید جواد (پدر نواب) در زندان فوت کرد و پیکر او به خانوادهاش تحویل داده شد. در آن زمان، سید مجتبی تنها ۹ سال داشت و سرپرستی او بر عهده داییاش، سید محمود نواب صفوی، که او هم در دادگستری کار میکرد، قرار گرفت.
نواب صفوی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه حکیم نظامی گذراند و دوره متوسطه و علوم جدید را در مدرسه صنعتی آلمانیها فرا گرفت. در کنار این درسها، او به یادگیری علوم حوزوی در مدرسه مروی و مسجد قندی خانیآباد نیز مشغول بود.
او پس از شرکت در فعالیتهای اعتراضی علیه حکومت در مدرسه صنعتی آلمانیها، به آبادان رفت و در شرکت نفت استخدام شد. در آبادان نیز به دلیل اعتراض به توهین یک انگلیسی به یک کارگر ایرانی، دست به اعتراض زد و پس از آن، به صورت پنهانی از شرکت نفت خارج شد و برای ادامه تحصیل راهی نجف شد.
زمان این سفر به حدود سالهای ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۱ برمیگردد. نواب سه سال و نیم در نجف درس خواند و برای تأمین هزینههای زندگی خود کار میکرد. گفته شده که او در این مدت از کمکهای مالی شرعی استفاده نمیکرد.
در آن زمان، آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی از شخصیتهای برجسته حوزه نجف بود. نواب در مدرسه آخوند خراسانی ساکن شد و بنا به برخی منابع، نزد استادان بزرگی مانند علامه امینی (نویسنده کتاب الغدیر)، آیتالله سید حسین طباطبایی قمی و آیتالله شیخ محمد تهرانی درس خواند و در علوم فقه، اصول، تفسیر قرآن و عقاید تحصیل کرد.
یکی از دوستان و همراهان نواب در این دوره، سید اسدالله مدنی بود. همچنین گفته میشود که او بیشترین استفاده علمی را در نجف از علامه امینی برد.
خصوصیات اخلاقی
نیروی کلام و رفتار: او در روابط خود با مردم، مانند یک کیمیاگر بود و قلبهای معمولی را به گوهری درخشان تبدیل میکرد. شیوه سخن گفتن، راستگویی، فروتنی و صداقت او، حال و هوای ویژهای به وجود میآورد. او به تمام حرفهایی که میزد، عمل میکرد. هر کس به سخنانش گوش میداد، دگرگون میشد.
حتی در زندان نیز، با وجودی که برای او زندانبانهای سختگیر و خشن انتخاب میکردند، اما رفتارش، نماز شبها، مناجات و ذکر همیشگی او چنان اثری داشت که حتی آن زندانبانها نیز تحت تأثیر قرار میگرفت.
احترام به مادر: همسر شهید نواب صفوی تعریف میکند: «آقای نواب در آخرین باری که همدیگر را دیدیم، طبق عادت همیشگی، با ادب و احترام بسیار از مادرشان احوالپرسی کردند و گفتند: مادر جان! اجازه بدهید پاهایتان را ببوسم. مادر ایشان بسیار غمگین بود و به شدت گریه میکرد و میگفت: ای کاش من مرده بودم و این روزها را نمیدیدم.
آقای نواب او را دلداری داد و گفت: من دوست دارم شما قوی و شجاع باشید، مانند آن مادری که در صدر اسلام، چهار پسرش در یکی از جنگها به شهادت رسیدند و آن زن با شجاعت و افتخار نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و عرض کرد: من مفتخرم که چهار پسرم در رکاب شما به شهادت رسیدند».
نماز خواندن: نماز او در واقع، سفری به عالم معنا بود. کار و تلاش و فعالیتهای سخت و خستهکننده، هرگز او را از دعا و نیایش در دل شب بازنمیداشت. نواب صفوی از رهروان شب و از قهرمانان روز در میدان مبارزه بود. او خود میگفت: «به خدا سوگند، هر وقت صدای «اللّه اکبر» مؤذن را میشنوم، احساس میکنم دنیا در نظرم بیارزش و کوچک میشود و دیگر جز عظمت و قدرت پروردگار، چیزی را حس نمیکنم».
اقدامات نواب صفوی
نواب صفوی از کسانی بود که زودتر از دیگران، مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی را آغاز کرد. وقتی احمد کسروی ظهور کرد، نواب برای مقابله با افکار او از شهر نجف به ایران بازگشت. از کارهای مهم سیاسی او و گروه فدائیان اسلام که بر پایه باورهای دینیشان انجام شد، میتوان به ترور کسروی، عبدالحسین هژیر، علی رزمآرا و حسین علاء اشاره کرد. برخی از کسانی که درباره تاریخ معاصر ایران مینویسند، معتقدند تلاشهای نواب صفوی و همراهانش در موفقیت جنبش ملی شدن نفت ایران نقش داشته است.
او با بعضی کارهای دولت دکتر مصدق به دلیل اجرا نکردن قوانین اسلام مخالف بود و این مخالفت باعث شد مدتی را در زندان بگذراند. نواب صفوی کتابی به نام «جامعه و حکومت اسلامی» دارد.
او در سالهای فعالیت سیاسیاش به کشورهای اردن و مصر سفر کرد. در این سفرها در دانشگاه الازهر سخنرانی کرد و با پادشاه اردن، ملک حسین، دیدار داشت.
رهبر گروه فدائیان اسلام و چند تن از یارانش در روز ۲۷ دی ماه سال ۱۳۳۴ به دست حکومت پهلوی اعدام شدند.
مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)، در وصف شهید نواب می فرماید: «سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما».













