آریو برزن، یکی از سرداران شجاع و میهنپرست ایران در زمان حمله اسکندر مقدونی بود. هنگامی که اسکندر به ایران یورش آورد، بسیاری از سرداران ایرانی در نبردها شکست خوردند یا تسلیم شدند. اما آریو برزن تسلیم نشد.
او در منطقهای کوهستانی به نام دربند پارس (که امروزه به تنگه تکاب معروف است)، با گروه کوچکی از سربازان وفادارش، در برابر لشکر قدرتمند اسکندر ایستادگی کرد. آنها با وجود شمار کم خود، مدتها مقاومت کردند و راه را بر دشمن بستند.
سرانجام، اسکندر نیروی زیادی را برای محاصره آنها فرستاد. آریو برزن و یارانش تا آخرین نفس جنگیدند و همگی در راه دفاع از میهن خود جان باختند. این مقاومت، نمونهای درخشان از شجاعت و فداکاری در تاریخ ایران شده است. آریو برزن به عنوان نماد عشق به وطن و ایستادگی در برابر بیگانه، برای همیشه در خاطرۀ مردم ایران زنده است.

چو اسکندر آمد به ملک کیان، یکی گرد فرمانده قهرمان
به ایرانیان داد درس وطن، در این ره گذشت از سر و جان و تن
آریو برزن، یکی از سرداران شجاع دوران هخامنشی بود که در زمان پادشاهی داریوش سوم زندگی میکرد. هنگامی که اسکندر به ایران حمله کرد، او با شجاعت بسیار در برابر این حمله ایستاد. آریو برزن تا آخرین لحظه برای دفاع از مردم و سرزمینش جنگید و جان خود را در این راه فدا کرد.
زندگی نامه آریو برزن
او در سال ۳۶۸ قبل از میلاد به دنیا آمد. برخی او را از مردم لر و برخی دیگر از اقوام کرد میدانند. او یک خواهر به نام یوتاب داشت که معنای نامش “درخشان و بیهمتا” است. یوتاب در نبرد با اسکندر، در کنار برادرش آریوبرزن، فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده داشت.
در سال ۳۳۵ پیش از میلاد، داریوش سوم، آریوبرزن را به عنوان حاکم منطقه پارسیس برگزید. کلمه “ساتراپی” یک واژه یونانی است که در اصل از کلمه “خشتر پاون” در فارسی باستان گرفته شده و به معنی “شهربان” یا حاکم یک ناحیه است.
آخرین نبرد (بند پارس)
در سال ۳۳۱ قبل از میلاد، اسکندر مقدونی پس از پیروزی در نبرد آربل (که به نبرد گوگامل نیز معروف است) و شکست دادن ایرانیان برای سومین بار، بر شهرهای مهمی مانند بابل، شوش و استخر چیره شد. او سپس قصد کرد به سوی پایتخت ایران حرکت کند.
اسکندر نیروهایش را به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول به فرماندهی پارمنیون، از مسیر جلگههای رامهرمز و بهبهان به سمت پارس رفتند و گروه دوم به رهبری خود اسکندر، از راههای کوهستانی کهگیلویه به سوی پایتخت حرکت کردند. در میانه راه، سپاهیان اسکندر که دهها هزار نفر بودند، در منطقهای به نام «بند پارس» با آخرین مدافعان ایران به فرماندهی آریوبرزن روبرو شدند.
آریوبرزن به همراه خواهرش یوتاب و یک نیروی کوچک شامل ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده، راه اسکندر را بست. او با توجه به اطلاع از ناآشنا بودن اسکندر با مسیرهای کوهستانی، تصمیم گرفت در منطقهای کوهستانی و پوشیده از درختان انبوه، به سپاه دشمن حمله کند.
اما در این میان، یک چوپان به نام لیبانی (که اسیر اسکندر بود) راه عبور از کوهستان را به مقدونیها نشان داد. به این ترتیب، اسکندر توانست با تقلید از تاکتیکی که ایرانیان در جنگ ترموپیل به کار برده بودند، از مسیرهای دورافتاده و تنگههای سخت گذر کند و خود را به پشت نیروهای آریوبرزن برساند و آنها را محاصره کند.
سربازان ایران با شجاعت بسیار جنگیدند و با وارد کردن تلفات سنگین به سپاه اسکندر، توانستند حلقه محاصره را بشکنند و به سوی پایتخت حرکت کنند؛ شهری که پیش از آن توسط بخش دیگری از سپاه اسکندر تصرف شده بود. آریوبرزن تحت تعقیب نیروهای اسکندر قرار گرفت و در راه پایتخت، آنقدر با تیر و نیزه زخمی شد که دیگر جایی در بدنش سالم نماند و به عنوان آخرین سرباز سپاه خود، بر زمین افتاد.
گفته میشود پس از شکست محاصره، اسکندر که تحت تأثیر شجاعت آریوبرزن قرار گرفته بود، از او خواست تسلیم شود و به سپاهش بپیوندد و در عوض، اسکندر پادشاهی ایران را به او بسپارد. اما پاسخ آریوبرزن این بود: «فرمانروای ایران دفاع از این خاک را بر عهده من گذاشته است و تا آخرین قطره خون و تا زمانی که جان در بدن دارم، از این سرزمین دفاع خواهم کرد.»
حتی وقتی اسکندر به او گفت که پادشاهش فرار کرده است، باز هم درخواست او را نپذیرفت و ترجیح داد با عزت در راه میهن خود کشته شود، نه این که با تسلیم، زندگی خفتباری را بپذیرد. پس از مرگ، او را در همان محل به خاک سپردند و روی قبرش نوشتند: «به یاد لئونیداس». همچنین گفته شده اسکندر پس از مرگ آریوبرزن، چوپان خائن را به جرم خیانت کشت.
مقایسه لئونیداس با آریو برزن
لئونیداس، فرمانده سپاه یونان، زمانی که خشایارشا به کشورش حمله کرد، در نبرد ترموپیل مقاومتی شجاعانه و فداکارانه از خود نشان داد. دقیقاً نود سال پس از آن، آریوبرزن در رویارویی با دشمن، دفاعی همانند او از سرزمین ایران انجام داد. هر دو این سرداران در راه دفاع از میهن خود، با ازخودگذشتگی بسیار جان باختند. چون در نبرد نزدیک و رو در رو کسی یارای مقابله با آنان را نداشت، از راه دور با تیر و نیزه هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
در حالی که از آریوبرزن جز چند سطر ترجمهشده در متون کهن —بدون منابع دیگر— چیزی باقی نمانده، یونانیان در محل کشته شدن لئونیداس، پارک و بنای یادبودی ساختند. امروزه میلیونها نفر از این مکان دیدن میکنند و داستان مقاومت او را میشنوند. مردم جهان پیامش را با خود به خانه میبرند؛ پیامی که در آخرین لحظات زندگی گفت: “رهگذر، به مردم اسپارت بگو که ما در اینجا خوابیدهایم تا وفاداری خود را به قوانین میهن ثابت کنیم.”
اما متأسفانه مردم ما نه تنها روز ایستادگی آریوبرزن —دوازدهم اوت، برابر با بیستویکم مرداد— را نمیشناسند، بلکه حتی آگاهی چندانی از داستان پایداری او ندارند.
باشد که هر یک از ما در راه زنده نگه داشتن نام و شجاعت این قهرمان ایرانی بکوشیم.
اگر چند آن آریا مرد گرد، پی پاس ایران زمین جان سپرد
ولی داد درسی به ایرانیان، که در راه ایران چه سهل است جان













