حضرت اسماعیل (ع) یکی از پیامبران بزرگ خدا هستند. ایشان فرزند بزرگوار حضرت ابراهیم (ع) بودند. وقتی ایشان کوچک بودند، به همراه مادرشان هاجر، در سرزمین خشک و بیآب و علفی ساکن شدند. این سرزمین، همان مکه است که امروزه خانه خدا (کعبه) در آن قرار دارد.
در آنجا، مادر ایشان برای پیدا کردن آب، میان دو کوه صفا و مروا به جستجو پرداخت. پس از تلاش بسیار، معجزهای رخ داد و آبی از زیر پای حضرت اسماعیل (ع) جاری شد. این چشمه، زمزم نام دارد که هنوز هم در مکه جاری است.
وقتی حضرت اسماعیل (ع) بزرگ شدند، به پدرشان در ساختن خانه کعبه کمک کردند. آن دو با هم دیوارهای کعبه را بالا بردند و دعا کردند که خداوند این مکان را برای همیشه امن و مقدس نگه دارد.
حضرت اسماعیل (ع) فردی بسیار صبور، مطیع فرمان خدا و وفادار به پدرشان بودند. داستان ایشان، نمونه کاملی از تسلیم در برابر خواست خداوند است.

حضرت اسماعیل (ع) یکی از پیامبران بزرگ خداوند است که پسر حضرت ابراهیم (ع) و هاجر بودند. زندگی ایشان پر از رویدادهای سرنوشتساز بوده است؛ از جمله کوچ کردن به سرزمین خشک و بیآب مکه به همراه مادرشان، جوشیدن چشمه زمزم از زیر پای او، پذیرفتن فرمان قربانی شدن به خاطر رویای پدرش، و مشارکت در ساختن خانه کعبه.
پیامبر بزرگ اسلام از نوادگان پاک و برگزیده حضرت اسماعیل (ع) به شمار میرود.
در قرآن کریم، دوازده بار از حضرت اسماعیل (ع) نام برده شده است. این آیات به داستان تولد او، دریافت وحی، مشارکت در ساختن کعبه، ویژگیهای اخلاقی برجستهاش و نیز ذکر نام او در کنار دیگر پیامبران به عنوان استواران و شکیبایان اشاره کردهاند.
نامگذاری حضرت اسماعیل (ع)
گفته میشود که واژه «اسماعیل» ریشهای سریانی دارد و در ابتدا به صورت «اشمائیل» به کار میرفته است. این نام از ترکیب دو بخش تشکیل شده است: «یشمَع» که به معنای «بشنو و اجابت کن» است و «ایل» که به معنای «خدا» میباشد.
حضرت ابراهیم (ع) با ترکیب این دو واژه، یعنی «اشمع» و «ایل»، از خداوند درخواست کرد: «پروردگارا، دعای مرا بشنو و اجابت کن». هنگامی که خداوند فرزند پسر به او عطا کرد، ایشان از همان دو واژه برای نامگذاری فرزندش استفاده کرد و او را «اسماعیل» نامید.
خلاصه داستان زندگی حضرت اسماعیل (ع)
ابراهیم (ع) و همسرش ساره، سالهای زیادی با یکدیگر زندگی میکردند، اما صاحب فرزند نمیشدند. ساره که علاقه شدید همسرش به داشتن فرزند را میدید، کنیز خود هاجر را به عقد او درآورد. از این ازدواج، هاجر و ابراهیم (ع) صاحب پسری به نام اسماعیل شدند.
چند سال بعد، ساره نیز در سن کهولت، صاحب فرزندی به نام اسحاق شد؛ اما او نمیتوانست محبت ابراهیم (ع) نسبت به اسماعیل و هاجر را تحمل کند. به همین دلیل، از ابراهیم خواست که هاجر و پسرش را از منطقه زندگی آنها در شام دور کند.
خداوند به ابراهیم (ع) وحی کرد که درخواست ساره را بپذیرد. پس ابراهیم (ع)، هاجر و اسماعیل را به سرزمین خشک و بیآب و علفی به نام مکه برد و برای آبادانی و سکونت مردم در آنجا دعا کرد. سپس آن دو را به خدا سپرد و خود به شام نزد ساره بازگشت.
وقتی آذوقه هاجر و کودک تمام شد، اسماعیل (ع) از تشنگی بیتاب شد. هاجر برای یافتن آب، هفت بار مسیر بین کوه صفا و مروه را دوید، اما آبی نیافت. ناگهان صدایی از اطراف اسماعیل شنید و برای نجات او شتافت. آنجا دید از زیر پای کودک، چشمهای جاری شده است. این چشمه بعدها «زمزم» نام گرفت.
قبیله جُرْهُم که در آن حوالی زندگی میکردند ـ یا به روایتی از آن منطقه عبور میکردند ـ از وجود چشمه آب باخبر شدند و با اجازه هاجر، در آنجا ساکن شدند. به این ترتیب، سرزمین مکه آباد شد و دعای حضرت ابراهیم (ع) مستجاب گشت.
اسماعیل با قبیله جُرْهُم که عرب بودند، ارتباط برقرار کرد، زبان عربی را از آنان آموخت و با دختری از این قبیله به نام «جداء» ازدواج کرد. پس از مدتی، به دستور پدرش او را طلاق داد و با دختر دیگری از همین قبیله ـ که نامش در روایات مختلف به صورتهای سیده، رعله، امسلمی یا حتفاء ذکر شده ـ ازدواج نمود. خداوند به آنان فرزندانی عطا کرد.
به این ترتیب، حضرت اسماعیل (ع) به عنوان «پدر عربها» و یکی از اصلیترین نیاکان قوم عرب شناخته میشود.
نام فرزندان حضرت اسماعیل (ع)
بر اساس نوشتههای تاریخی، حضرت اسماعیل (ع) چندین دختر و دوازده پسر داشت. از میان پسرانش، مدین، ادبیل و قیدار نامآشناتر هستند.
مدین بعدها در سرزمینی به همین نام ساکن شد و پیامبری مانند شعیب (ع) از نوادگان او به شمار میآید.
بنای خانه کعبه
در آیات ۱۲۵ تا ۱۲۷ سوره بقره، داستان ساختن خانه کعبه بیان شده است. به طور خلاصه، خداوند به ابراهیم (ع) دستور داد تا خانه کعبه را در شهر مکه بنا کند. ابراهیم (ع) به فرمان خدا عمل کرد و به سمت مکه حرکت نمود. پسرش اسماعیل (ع) نیز در این کار بزرگ، همراه و یاور پدر شد. سرانجام، خانه کعبه ساخته شد؛ جایی پاک و دور از هر گونه آلودگی شرک و پرستش بتها، تا مخصوص عبادت خداوند یکتا باشد.
داستان قربانی شدن حضرت اسماعیل (ع)
در آیات ۱۰۰ تا ۱۰۷ سوره صافات، داستان آزمایش بزرگ حضرت ابراهیم(ع) و پسرش اسماعیل(ع) بیان شده است. در این ماجرا، ابراهیم(ع) در خواب میبیند که پسرش را قربانی میکند. او این رویا را نشانهای از خواست خدا میداند و موضوع را با اسماعیل(ع) در میان میگذارد. اسماعیل(ع) با کمال ادب و ایمان، پدر را به انجام این فرمان الهی تشویق میکند.
هنگامی که هر دو تسلیم محض اراده خداوند شدند و ابراهیم(ع) آماده اجرای فرمان شد، خداوند فداکاری آنان را پذیرفت و قربانی بزرگی را به جای اسماعیل(ع) فرستاد. این روایت، نمونهای کامل از تسلیم و ایمان عمیق در برابر پروردگار است.
خلاصه داستان ذبح اسماعیل(ع)
پس از اتمام ساختمان کعبه، حضرت ابراهیم (ع) در رویایی صادقانه دید که باید فرزند عزیزش، اسماعیل (ع)، را برای خدا قربانی کند. این رویا در واقع فرمان مستقیمی از سوی پروردگار بود که ابراهیم (ع) را به انجام این آزمایش بزرگ میخواند.
وقتی اسماعیل (ع) از موضوع آگاه شد، با کمال آرامش و ایمان، خواست خدا را پذیرفت و همراه پدر به سوی کوه ثبیر رفت تا فرمان الهی را به جا آورند. در این راه، شیطان سعی کرد با وسوسه، هر دوی آنها را از انجام این فرمان منصرف کند و به نافرمانی بکشاند، اما هر بار در برابر ایمان محکم آنها ناکام ماند.
وقتی به محل مورد نظر رسیدند، همه چیز برای اجرای فرمان آماده شد. ابراهیم (ع) با قلبی پر از غم و نگرانی تیغ را به دست گرفت، اما اسماعیل (ع) با بیان رضایت کامل خود از فرمان خدا، آرامش را به قلب پدر بازگرداند. درست در لحظه نهایی، هنگامی که کارد بر گلوی اسماعیل (ع) قرار گرفته بود، ندایی از سوی خداوند به گوش رسید که ابراهیم (ع) را از این کار بازداشت.
به پاس اخلاص و صبر این پدر و پسر، خداوند گوسفندی را برای قربانی کردن فرستاد تا به جای اسماعیل (ع) ذبح شود. پس از این رویداد، حضرت اسماعیل (ع) به “ذبیح الله” ملقب شد.
حضرت اسماعیل (ع) پیامبر الهی
در قرآن کریم از پیامبری حضرت اسماعیل (ع) یاد شده است. ایشان سالهای طولانی مردم را به پرستش خداوند یکتا و دوری از شرک و پرستش بتها دعوت کردند. مردم را به رفتارهای نیک، خواندن نماز و دادن زکات تشویق میکردند و از کارهای ناپسند بازمیداشتند؛ اما تنها تعداد کمی به او ایمان آوردند.
حضرت اسماعیل (ع) پیش از وفات سفارش کرد که دخترش به عقد پسر حضرت اسحاق درآید و مسئولیت نبوت و راهنمایی مردم را نیز به اسحاق سپرد. همچنین، ایشان که سالها متولی خانه کعبه بود، این وظیفه را پس از خود به یکی از پسرانش به نام نابت واگذار کرد.
وفات هاجر و اسماعیل (ع)
هاجر زمانی که پسرش اسماعیل بیست سال داشت، از دنیا رفت و در کنار خانه کعبه، در محلی به نام حِجْر اسماعیل به خاک سپرده شد.
سالها بعد، حضرت اسماعیل که بیش از ۱۳۰ سال در راه اطاعت از فرمانهای خداوند کوشیده بود، نیز درگذشت و در کنار مادرش، در همان مکان آرام گرفت.













