سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

تحقیق در مورد زندگی سیف فرغانی + آثار

زمان مطالعه2 دقیقه

تحقیق در مورد زندگی سیف فرغانی + آثار
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

سیف‌الدین فرغانی، شاعر نامدار ایرانی، در نیمه دوم سده هفتم هجری می‌زیست. زادگاه او شهر فرغانه در ماوراءالنهر بود، اما برای ادامه تحصیل و زندگی به شیراز، یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی و ادبی آن زمان، سفر کرد.

او در دوران جوانی به دربار شاهان و امیران آن عصر راه یافت و به عنوان یک شاعر و ادیب، مورد احترام بود. اما با گذشت زمان و مشاهده نابسامانی‌های اجتماعی و سیاسی، از زندگی درباری روی گرداند. در این دوره، بیشتر اشعار او رنگ و بوی اجتماعی و انتقادی به خود گرفت و از دردهای مردم و بی‌عدالتی‌ها سخن گفت.

دکتر

سبک شعر او ساده و روان است و در بیشتر آثارش می‌توان دلسوزی برای مردم عادی و انتقاد از حاکمان ستمگر را به وضوح دید. سیف فرغانی در پایان عمر، به عرفان و درون‌نگری روی آورد و این تغییر نگرش در اشعار متأخر او کاملاً آشکار است. او از شاعران تأثیرگذار دوران خود به شمار می‌رود.

تحقیق در مورد زندگی سیف فرغانی + آثار

مولانا سیف‌الدین محمد فرغانی، که نام کامل او ابوالمحامد محمد فرغانی است، شاعر سده‌های هفتم و هشتم هجری به شمار می‌رود. او اصالتاً اهل منطقه فرغانه در ماوراءالنهر بود و در دوره‌ای زندگی می‌کرد که مغولان و ایلخانان بر بخش‌هایی از آسیای کوچک حکمرانی داشتند. فرغانی از نخستین شاعرانی است که مرثیه‌هایی جانسوز در ستایش امام حسین (ع) و یاران شهیدش در سرزمین کربلا سروده است.

او از دلباختگان و پیروان شیوۀ سعدی شیرازی بود و خود را شاگرد وی می‌دانست. بین این دو شاعر بزرگ، روابط صمیمانه و نامه‌های ادبی بسیاری رد و بدل می‌شد. سیف فرغانی در بزرگداشت استادش، سعدی، اشعار زیبایی نیز سروده است.

زندگی نامه سیف فرغانی

سیف فرغانی مدت‌ها در شهر تبریز سکونت داشت و در آنجا با همام تبریزی، شاعر نامدار، آشنا شد. او فردی مسلمان و پیرو مذهب اهل سنت بود و در فقه، مذهب حنفی را دنبال می‌کرد. سیف در سرودن شعر فارسی بسیار توانا بود و سبک قصیده‌سرایی را با مفاهیم عرفانی ترکیب می‌کرد. موضوع بیشتر قصیده‌های او، ستایش پروردگار، مدح پیامبر اسلام (ص)، بیان مشکلات و نابسامانی‌های زمانه، پند و اندرز، و نیز پاسخ‌گویی و گفت‌وگوی ادبی با شاعران بزرگ پیش از خود مانند خاقانی، رودکی، سعدی و همام تبریزی بوده است.

سیف عقیده داشت که یک شاعر واقعی و استاد، کسی است که بتواند در برابر شاعران بزرگ گذشته، شعر هم‌سنگ و مشابهی بسراید. او تنها یک بار در قصیده‌ای به ستایش غازان‌خان، فرمانروای مغول که مسلمان شده بود، پرداخت. سیف فرغانی بیش از ۱۲ هزار بیت شعر در قالب‌های گوناگون مانند قطعه، غزل، قصیده و رباعی از خود به جای گذاشته است. او در قصیده‌هایش معمولاً ردیف‌های سخت و پیچیده را انتخاب می‌کرد و از به کار بردن واژه‌ها و ترکیب‌های محلی در شعرهایش هراسی نداشت.

سبک شعری او تحت تأثیر سبک خراسانی در سده ششم هجری بود و به همین دلیل او را به منطقه فرغانه و سرزمین سمرقند نسبت می‌دهند. زبان شعرش ساده و روان است و کمتر از واژه‌های عربی استفاده کرده است. با این حال گاهی ترکیب‌های عربی و فارسی را در کنار هم به کار برده و در برخی موارد حتی یک مصراع را به طور کامل به زبان عربی سروده است؛ مانند: «روی از خلق بگردان که حق در اینست که توکلّت علی‌الله اینست».

سیف فرغانی در سال ۷۴۹ هجری در سن حدود هشتاد سالگی در یکی از خانقاه‌های شهر آقسرا درگذشت.

آثار سیف فرغانی

از سیف فرغانی، کتابی از شعرها شامل رباعی‌ها، قصیده‌ها، قطعه‌ها و غزل‌ها به جا مانده که خود او آنها را جمع‌آوری کرده است. او در آغاز کتاب، با این ابیات اثرش را به خوانندگان معرفی کرده است:

آن خداوندی که عالم آن اوست
جسم و جان در قبضه فرمان اوست
سوره حمد و ثنای او بخوان
کآیت عز و علا در شان اوست
گر ز دست دیگری نعمت خوری
شکر او می کن که نعمت آن اوست
بر زمین هر ذره خاکی که هست
آب خورد فیض چون باران اوست
از عطای او به ایمان شد عزیز
جان چون یوسف که تن زندان اوست
بر من و بر تو اگر رحمت کند
این نه استحقاق ما احسان اوست
از جهان کمتر ثنا گوی ویست
سیف فرغانی که این دیوان اوست

اشعار سیف 

هر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد
مرد باقی نشود تا به فنایی نرسد

اگر تنها به خود فکر کنی، به جایی نخواهی رسید.
کسی که از خودخواهی اش دست برندارد، هرگز موفق نمی‌شود.

در راه عشق، معمولاً مانعی وجود ندارد؛
اما اگر هم مانعی باشد،
فقط کسی که صادق و باارزش باشد از آن سربلند بیرون می‌آید.

عاشق از معشوق بی‌مهر، هیچ لذتی نمی‌برد؛
بلبل هم از باغ بی‌گل، آواز خوشی ندارد.

اگر تلاش کردی و پاداش خواستی و گفتی:
“بی‌زحمت، کسی به پاداشی نمی‌رسد”،
بدان که تلاش بدون عشق سودی ندارد؛
چون کسی بدون بخشش خدا،
به مقام های بلند نمی‌رسد.

هر کس که جایگاهش بیرون از حریم عشق است،
هرچند در کعبه هم بنشیند،
هرگز به آرامش واقعی دست نمی‌یابد.

آن تندرستی که درد عشق را نشناسد،
در واقع همان بیمارِ درمان‌ناپذیر است
که هرگز بهبود نمی‌یابد.

دلبرا، چقدر باید برای وصال تو دعا کنم؟
چون دست نیاز من، جز با دعا به جایی نمی‌رسد.

سفره گسترده‌ای و درِ خانهات باز است،
اما بی‌رنج و مشقت،
کسی به لقمه‌ای از تو نمی‌رسد.

ابر باران‌آور، خود از باران سیراب نمی‌شود؛
شاه بخشنده هم گاهی نیازمند را محروم می‌کند.

سیف فرغانی، درد تو را در دل دارد؛
آیا می‌پسندی که بمیرد و هیچ درمانی نیابد؟

ای مردم، در این سوگواری بگریید
بر شهیدان دشت کربلا اشک بریزید

با این قلب بی‌احساس، چقدر می‌خواهید بخندید؟
امروز در این عزا و ماتم، گریه کنید

فرزند پیامبر را به شهادت رساندند
به خاطر خدا و برای رضای او، اشک بریزید

از عمق جان و دل، اشک‌های خونین برسانید
برای دل مصطفی(ص)، سوگواری کنید

و از معدن دل، اشک‌هایی چون مروارید بریزید
بر گوهر وجود مرتضی(ع)، گریه کنید

با نعمت سلامت و آسایش، با تمام وجود
بر اهل چنین مصیبت بزرگی، بگریید

همه شما دلدادگان و دلسوختگان حسین(ع) هستید
ای آزردهدلان، برخیزید و گریه کنید

در سوگ او ساکت و بی‌حرکت ننشینید
یا فریاد بزنید و ناله سر دهید، یا گریه کنید

تا زمانی که روح به بدن وابسته است
و قبل از آنکه از تن جدا شوید، اشک بریزید

در هنگام گریه، سخن گفتن سزاوار نیست
من سخن میگویم و شما گریه کنید

بر دنیای زودگذر و بی‌ارزش، بخندید
بر جهان پر از رنج و مشقت، بگریید

در این دنیا نمی‌توان برای همیشه ماند
بر این عمر کوتاه و اندک، اشک بریزید

بر ظلم و ستمی که آن گروه انجام دادند
یک بار هم که شده، از صمیم دل بگریید

اشک برای چیست که می‌ریزید؟
چشم برای چیست که گریه می‌کنید؟

در گریه، با صدها زبان ناله و زاری کنید
در پرده و خفا، با صدها آه و نوا بگریید

تا زمانی که کدورت از دل شسته شود
یک بار هم که شده، از صمیم دل اشک بریزید

فراموش کردن گناه، شایسته نیست
گناهان بسیاری مرتکب شدید، اکنون بگریید

و برای نزول باران رحمت الهی
همچون ابر، هنگام دعا گریه کنید

این سروده، یکی از مشهورترین واکنش‌های اجتماعی سیف فرغانی است که خطاب به لشکریان مغول سروده شده است. او در این ابیات با اطمینان به سپاهیان مهاجم یادآور می‌شود که دوران قدرت و شکوه آنان نیز به پایان خواهد رسید.

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایّام ناگهان
برباغ و بوستان شمانیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز!
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غُبارش فرونشست
گرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن!
تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعداز دوروزاز آن شمانیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم
تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدّتی
این گُل، ز گُلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده دراین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع!
این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! خوهم که به نیکی دُعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

شاعر با بیانی استوار تأکید می‌کند که همان‌گونه که روزی شیران قدرتمند از صحنه جهان رخت بربستند، عوعوی سگان (اشاره به مغولان) نیز پایان خواهد یافت. او با این تصویرسازی قدرتمند، گذرا بودن دوران تسلط سپاهیان مهاجم را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول