سبد خرید
4

جمع جزء: 147,000 تومان

7,853,000 تومان تا ارسال رایگان 1.8

مشاهده سبد خریدتسویه حساب

حساب کاربری

تحقیق در مورد زندگی محتشم کاشانی + آثار و اشعار

زمان مطالعه1 دقیقه

زندگی‌ نامه محتشم کاشانی
تاریخ انتشار : 19 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : تحقیق
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی، شاعر بزرگ ایرانی در سده دهم هجری قمری، در شهر کاشان به دنیا آمد. او در دوران زندگی خود به خاطر شعرهای زیبا و پرمعنا بسیار شناخته شد. محتشم در زمینه سرودن شعر عاشقانه و مذهبی، به ویژه درباره واقعه کربلا، مهارت بسیاری داشت.

مهم‌ترین اثر او ترکیب‌بند معروفی است که برای شهدای کربلا سروده است. این شعر آنقدر تاثیرگذار بود که از آن زمان تا به امروز، بسیاری از شاعران دیگر تحت تأثیر سبک و احساس او قرار گرفته‌اند. محتشم علاوه بر این، غزل‌های عاشقانه زیبایی نیز دارد که نشان‌دهنده مهارت بالای او در شعر و ادبیات است.

دکتر

از محتشم کاشانی آثار ارزشمندی به جا مانده است که از میان آن‌ها می‌توان به دیوان اشعارش اشاره کرد. این دیوان شامل شعرهای گوناگونی در قالب‌های مختلف مانند غزل، ترکیب‌بند و قصیده است.

در ادامه، نمونه‌ای از اشعار او آورده می‌شود:

**باز این چه شورش است که در خلق عالم است**
**باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است**
**باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین**
**بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است**

این ابیات بخشی از ترکیب‌بند مشهور محتشم هستند که عمق احساس و هنر شاعر را در بیان واقعه عاشورا نشان می‌دهند. شعرهای محتشم کاشانی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر نیز مورد توجه و ستایش دوستداران ادبیات قرار گرفته است.

زندگی‌ نامه محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی در سال ۹۰۵ هجری قمری در شهر کاشان به دنیا آمد. او که یکی از سرشناس‌ترین شاعران فارسی‌زبان ایران است، در دوره صفویه و در زمان حکومت شاه طهماسب اول زندگی می‌کرد. همچنین به او لقب شمس‌الشعرای کاشانی داده بودند.

محتشم از برجسته‌ترین شاعرانی است که در زمینه مرثیه‌سرایی برای اهل بیت شعر سروده است. ترکیب‌بند معروف «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» که مشهورترین سوگنامه برای شهیدان کربلا در ادبیات فارسی به شمار می‌رود، از سروده‌های اوست.

او پیرو مکتب وقوع بود؛ سبکی در شعر فارسی که ویژگی‌هایی مانند سادگی بیان، پرهیز از آرایه‌های پیچیده و بزرگنمایی‌های شاعرانه، استفاده از زبان و اصطلاحات روزمره مردم، و بیان روشن و بی‌حاشیه رویدادهای بین عاشق و معشوق داشت.

زندگی‌ نامه محتشم کاشانی

محتشم کاشانی بیشتر عمر خود را در زادگاهش، کاشان سپری کرد. کار اصلی او شعر بافی – که یکی از صنایع دستی ایران است – و فروشندگی پارچه بود. او در سال‌های نوجوانی به یادگیری علوم دینی و ادبیات رایج آن زمان پرداخت و با دقت بسیار، شعرهای شاعران کهن ایران را مطالعه کرد.

محتشم در جوانی توانست به دربار شاه طهماسب صفوی راه پیدا کند و به خاطر قصیده‌ها و غزل‌های زیبایش مورد توجه شاه قرار گیرد. پس از مدتی، او در میان شاعران نامدار زمان خود جای گرفت. با توجه به باورهای دینی عمیقش و همچنین فضای مذهبی دربار صفوی که از مذهب شیعه حمایت می‌کرد، محتشم به سرودن شعرهای مذهبی و سوگنامه برای اهل بیت روی آورد. این اشعار در نوع خود تازه و بی‌نظیر بودند.

او به تدریج به یکی از برجسته‌ترین شاعران شعر مذهبی و مرثیه‌سرای امامان شیعه در ایران تبدیل شد و شعرهایش در سراسر کشور شهرت فراوانی یافت. می‌توان محتشم را مشهورترین شاعر مرثیه‌سرای ایران دانست که برای نخستین بار شیوه‌ای نوین در سرودن شعر مذهبی پدید آورد. اولین سروده‌های مذهبی او پس از درگذشت برادرش بود که با غم فراق او سرود. پس از آن، محتشم به سرایش مرثیه‌هایی برای واقعه کربلا، عاشورای حسینی و دیگر مصیبت‌نامه‌ها پرداخت.

او اصول شاعری را از صدقی استرآبادی آموخت و بعدها خود شاگردانی مانند تقی‌الدین محمد حسینی (صاحب کتاب «خلاصه‌الشعار»)، صرفی ساوجی، وحشتی جوشقانی و حسرتی کاشانی را پرورش داد.

محتشم کاشانی در ماه ربیع‌الاول سال ۹۹۶ هجری در کاشان درگذشت و آرامگاه او نیز در همان شهر قرار دارد.

آثار کاشانی

پس از درگذشت او، یکی از شاگردان وفادارش، شعرهایش را در قالب هفت مجموعه گردآوری کرد. این مجموعه‌ها شامل غزل‌ها، قصیده‌ها، قطعه‌ها، رباعی‌ها، مثنوی‌ها و ترکیب‌بندهای اوست.

آثار شعری
– صبائیه (دوران کودکی شاعر)
– شبائیه (سال‌های جوانی شاعر)
– شیبیه (دوران پیری شاعر)
– معمّیات
– ماده‌تاریخ‌ها

آثار نثر
– جلالیه
– نقل عشاق

گزیده زیباترین اشعار محتشم کاشانی

باز هم دل ناآرام، به سمت کسی توجه داری
چشمانت را از همه پوشانده‌ای و تنها به یک نفر خیره شده‌ای
ای آتش سوزان دل، که از دست تو در رنجم
وقتی از تو شکایت می‌کنم، تو همچون آنی که دل در گرو کسی دیگر داری
هر گلی که در باغ می‌روید، می‌بویم و با خود می‌گویم
من در راه تو فدا می‌شوم، ولی تو بوی عطر کسی دیگر را به همراه داری
ای دل، از این همه نماز و عبادت تو، محراب هم خسته می‌شود
و گر نه، گویا چشمانت به ابروی کسی دیگر دوخته شده
اگر عاقل هستی، از من دست بکش و رهایم کن
وگرنه رشته‌های دیوانگی را از موی کسی دیگر در دل داری
ای محتشم، اگر روزگار تو را همسایهٔ مجنون کرده است
خوشحال باش که در راه عشق، در کنار کسی جای داری

این من هستم که با پاکی دل، در وجود تو جای گرفته‌ام.
این من هستم که با عشق ناب، به این مقام والا رسیده‌ام.
این من هستم که با صفای نگاه، چشمان منتظر را شایسته دیدن آن چهره زیبا کرده‌ام.
این من هستم که با قدرت بی‌پایانم، چشم بیگانگان را از خاک کوی تو محروم ساخته‌ام.
این من هستم که با صیقل راستی و پاکی، نشان عشق خود را در وجود تو آشکار کرده‌ام.
این من هستم که با رازداری، گوش شنونده را گنجینه اسرار آن یاقوت شیرین سخن کرده‌ام.
این من هستم که با پرسش از تو، با تندرستی و زندگی جاودان، بر خضر بی‌اعتنایی و بر مسیح بی‌توجهی کرده‌ام.
این من هستم که در برابر مدعی، همچون محتشم، هر آنچه دلم خواسته، بی‌هیچ هراسی انجام داده‌ام.

بخش آغازین ترکیب‌بند مشهور او این‌گونه آغاز می‌شود:

باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است
باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین
بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو
کار جهان وخلق جهان جمله درهم است
گویا، طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست
این رستخیز عام، که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن وملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
گویا، عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده کنار رسول خدا، حسین

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول