میرمصطفی عالینسب، مردی بود که زندگیاش سرشار از تلاش و خدمت به دیگران بود. او در خانوادهای ساده و معمولی به دنیا آمد و از همان کودکی، اهمیت سختکوشی و درستکاری را آموخت.
میرمصطفی با پشتکار فراوان درس خواند و در زمینههای گوناگونی فعالیت کرد. او هیچگاه از آموختن دست نکشید و همیشه به دنبال راههایی بود تا بتواند وضعیت زندگی مردم اطرافش را بهتر کند. کارهای او تنها برای منافع شخصی نبود، بلکه هدف اصلیاش کمک به جامعه و به ویژه حمایت از نیازمندان بود.
او در طول زندگیاش با چالشهای زیادی روبرو شد، اما هرگز ناامید نشد. ایمان راسخ و اراده محکمش به او توانایی میداد تا در سختترین شرایط نیز به راه خود ادامه دهد. مردم او را به خاطر اخلاق خوب، صداقت و دلسوزیاش میشناختند.
زندگی میرمصطفی عالینسب، نمونهای از تأثیرگذاری یک فرد بااراده و نیکوکار است. داستان او به ما میآموزد که با تلاش و تمرکز بر کمک به همنوع، میتوان اثری ماندگار از خود به جای گذاشت.

میرمصطفی عالی نسب، اقتصاددان و فعال صنعتی ایران، در سال ۱۲۹۸ در شهر کاظمین چشم به جهان گشود. خانوادهی او اصالتاً اهل تبریز بودند. از او به عنوان مؤثرترین فرد در شورای اقتصاد در سالهای آغازین پس از انقلاب یاد میشود.
او در دوران زمامداری دولتهای رجایی، مهدوی کنی، باهنر و موسوی، به عنوان مشاور اقتصادی رئیس جمهور و نخست وزیر فعالیت میکرد. همچنین عضو شورای اقتصاد و شورای پول و اعتبار بود. وی نخستین رئیس شورای عالی صادرات غیرنفتی بود، مسؤول راهاندازی مجتمع مس سرچشمه و مجتمع فولاد اهواز شد و پس از انقلاب ۱۳۵۷، اولین مدیرعامل شرکت ایران ناسیونال (که امروز ایران خودرو نامیده میشود) بود. جالب است بدانید که او نخستین کسی بود که در ایران سماور، چراغ خوراکپزی و بخاری دستی تولید کرد.
زندگی نامه میرمصطفی عالی نسب
عالینسب نخستین درسهای تخصصی خود را در «مرکز وابسته بازرگانی آلمان» در زمینههای اقتصاد، حسابداری و بازرگانی فرا گرفت. پس از شهریور ۱۳۲۰، او بهطور مستقل در تبریز و بعد در تهران فعالیت اقتصادی خود را آغاز کرد. در ابتدا به فروش چراغهای والور ساخت انگلیس مشغول بود، تا اینکه در سال ۱۳۲۹ به پیشنهاد محمد مصدق، برای مصرف فرآوردههای نفتی در داخل کشور و کاهش وابستگی به فروش نفت خام، شرکت «صنایع نفت و گازسوز عالینسب» را بنیان گذاشت. در این دوره نخستین سماورها، اجاقهای نفتسوز و بخاریهای نفتی از جمله بخاری مشهور «علاءالدین» تولید شد. همچنین او در جایگاه مشاور مصدق، پیشنهاد چاپ «اوراق قرضه ملی» را ارائه کرد.
پس از کودتای ۲۸ مرداد، به دلیل همکاری با دولت مصدق و حضور در گروه مشاوران او، عالینسب از سوی حکومت چندان مورد توجه نبود؛ با این حال گاهی در محافل اقتصادی مانند بانک مرکزی از نظراتش استفاده میشد. او با برخی مراجع تقلید شیعه مانند بروجردی و میلانی نیز رابطه نزدیکی داشت. به گفته فرشاد مؤمنی، این دو مرجع هیچگاه در مسائل اقتصادی بدون مشورت با عالینسب تصمیم نمیگرفتند و حتی یک بار آیتالله میلانی نظر فقهی خود درباره سرقفلی و سفته را پس از مخالفت عالینسب تغییر داد.
با پیروزی انقلاب، او دوباره به بدنه قدرت نزدیک شد و مسئولیتهای مهمی را پذیرفت. از جمله فعالیتهای او در این دوره میتوان به این موارد اشاره کرد: عضویت در شورای طرحهای انقلاب (در شورای انقلاب)، شورای اقتصاد، شورای پول و اعتبار، بنیانگذاری و ریاست شورای صادرات غیرنفتی، عضویت در هیئت مؤسس سازمان صنایع ملی، مشاور اقتصادی نخست�وزیر و رئیسجمهور، راهاندازی دوباره مجتمع مس سرچشمه و مجتمع فولاد اهواز و مدیریت کارخانه ایران ناسیونال (ایران خودرو) در سالهای ۵۸–۵۹.
عالینسب در دولت میرحسین موسوی نقش کلیدی در تعیین سیاستهای اقتصادی دولت داشت و مورد اعتماد کامل میرحسین موسوی بود. موسوی خود بارها گفته است: «اگر عالینسب نبود، ایران در زمان جنگ از نظر اقتصادی شکست میخورد و سقوط میکرد.»
پایان دولت موسوی و آغاز دوره ریاستجمهوری هاشمی با اجرای سیاستهای تعدیل اقتصادی همراه بود؛ در این زمان عالینسب از سمتهای رسمی کنار کشید و دیگر مسئولیتی نپذیرفت. او از نیکوکاران بزرگ بود و چند بیمارستان تأمین اجتماعی به نام او ساخته شده که یکی از آنها بیمارستان عالینسب تبریز است. او در هفتم تیرماه سال ۱۳۸۴ درگذشت.
فعالیتهای عالی نسب
آقای عالینسب با پول خودش یک کارخانه به نام «صنایع نفت سوز و گاز سوز عالینسب» ساخت. این کارخانه، یکی از اولین کارخانههای ایرانی بعد از ملی شدن نفت بود و نشان میداد که دولت و مردم با هم همکاری میکنند.
این کار آنقدر مهم بود که دکتر محمد مصدق دستور داد دو عدد از سماورهای ساخت این کارخانه، به نشانه احترام، روز و شب در ورودی کاخ نخستوزیری آن زمان (که امروز به کاخ گلستان معروف است) روشن نگه داشته شوند. گفته میشود که مصدق یکی از این سماورها را در اتاق کار خود گذاشته بود و برای مهمانانش با آن چای تعارف میکرد. علاوه بر این، او کارخانهای برای ساخت کارتن به نام کارتنسازی میهن نیز راهاندازی کرد تا محصولات ساخته شده در کشور، بستهبندی مناسبی داشته باشند.













