هخامنشیان، یکی از بزرگترین و نخستین امپراتوریهای تاریخ ایران بودند که نزدیک به ۲۵۰ سال بر بخش بزرگی از جهان آن زمان حکومت کردند. کوروش بزرگ، بنیانگذار این سلسله، با روشی صلحآمیز و منصفانه، کشورهای گوناگون را زیر یک پرچم گرد آورد. او به فرهنگ و دین مردمی که به قلمرو او میپیوستند، احترام میگذاشت و با آنها با عدالت رفتار میکرد.
پس از او، پادشاهانی مانند داریوش بزرگ با ایجاد راههای گسترده مانند راه شاهی، سیستم پست و ارتباطات را بهبود بخشیدند. آنها یک سیستم اداری منظم، سکههای یکسان برای همه امپراتوری و قوانین هماهنگ به وجود آوردند که اداره این سرزمین پهناور را ممکن میساخت.
این امپراتوری با ساخت شهرهای باشکوه و کاخهای عظیم مانند تخت جمشید، هنر و معماری را به اوج خود رساند. احترام به فرهنگهای گوناگون و برقراری نظم و امنیت در سراسر قلمرو، از ویژگیهای مهم حکومت هخامنشیان بود. سرانجام، این امپراتوری بزرگ با حمله اسکندر مقدونی از بین رفت، اما میراث آن برای همیشه در تاریخ ماندگار شد.

سرزمین ایران در گذشتههای دور از سه گروه اصلی تشکیل میشد: مادها، پارسها و پارتها.
مادها که بزرگترین این گروهها بودند، با انتخاب شهر هگمتانه به عنوان پایتخت، نخستین حکومت رسمی ایران را پایهگذاری کردند.
حکومت هخامنشیان
قوم پارس پس از آن که از شمال دریای مازندران به سمت جنوب کوچ کردند، در مناطق جنوبی و غربی یک حکومت محلی تشکیل دادند که رهبری آن را هخامنش، بزرگ قوم، بر عهده داشت. آنها برای مدتی طولانی مجبور بودند به حکومتهای دیگر باج بدهند.
بعد از هخامنش، پسرش چیشپیش به فرمانروایی رسید. او هم قبل از مرگش قلمرو تحت فرمانش را بین دو پسرش تقسیم کرد. پسر بزرگتر، آریارمنه، حاکم بخش پارس شد و پسر دوم، کوروش، فرمانروای منطقه انزان گردید. پس از کوروش اول در انزان، پسرش کمبوجیه به قدرت رسید و بعد از او نیز کوروش دوم حاکم آن ناحیه شد.
کوروش دوم
کوروش دوم به دلیل هوش و تدبیر بسیار بالا، توانست همه سرزمینهای تحت حکومت پارسها را متحد کند و به فرمانروای بیچون و چرا تبدیل شود. سپس در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، با فتح هگمتانه، حکومت مادها به رهبری ایختوویگو را برانداخت و به طور رسمی پایههای امپراتوری هخامنشیان را بنا نهاد.
کوروش دوم در دوران فرمانرواییاش همواره به خردمندی، نیکقلبی و عدالتخواهی شهرت داشت. او هرگز آغازگر جنگ نبود. رفتار محترمانهاش پس از فتح بابل و برخوردش با یهودیان، از روایتهای مشهور تاریخ ایران به شمار میرود.
از او یک فرمان مکتوب بر استوانهای سنگی با خط میخی به جای مانده که به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان شناخته میشود. کوروش بزرگ تقریباً تمامی مناطق آباد و متمدن جهان آن روز را زیر فرمان ایران درآورد.
کمبوجیه دوم
کمبوجیه پس از پدرش به قدرت رسید. اما برخلاف پدرش، او رفتار عادلانهای نداشت. او حتی برادرش بردیا را از ترس اینکه مبادا در نبودش علیه حکومت او شورش کند، در خفا کشت. سپس با یورش به مصر، باعث نابودی تمدن سههزارساله آن سرزمین شد.
داریوش کبیر
پس از درگذشت کمبوجیه، اوضاع ایران آشفته و نابسامان شد. در این شرایط، داریوش که از خویشاوندان نزدیک کمبوجیه و یک فرمانده نظامی باتجربه بود، توانست با پیروزی بر رقیبانش، قدرت را به دست بگیرد. (ماجرای مقابله او با شورشهای داخلی روی کتیبه بیستون ثبت شده است). او فتوحات زیادی انجام داد و در دوران فرمانرواییاش، بیست و پنج کشور به قلمرو ایران افزوده شد. (در پلکانهای اولیه کاخ آپادانا، صحنههایی از اهدای هدایا توسط مردمان گوناگون به داریوش، در سنگ حکاکی شده است).
کارهای مهم داریوش بزرگ
– ایجاد یک سیستم اداری منظم و ساماندهی حکومت
– پرداخت به موقع و دقیق دستمزدها و رسیدگی به رفاه مردم
– اجرای سرشماری از افراد و درآمدهای کشور
– برقراری نظام مالیاتی منظم
– تأمین امنیت مرزهای کشور
– تقویت نیروهای نظامی
– احداث جادههای اصلی برای وصل کردن هگمتانه، شوش، پارسه، پاسارگاد و بابل به هم و همچنین ساخت راههایی برای ارتباط با هرات تا هند
– ایجاد یک شبکه پستی دقیق و منظم
– ضرب سکه به نام خودش
– لایروبی کانال سوئز
– ارائه آموزش رایگان همگانی
– بیرون راندن سکاها، اقوام مهاجم به خاک ایران: که در بخش پایانی کتیبه بیستون نشان داده شده است.
خشایار اول
خشایارشا پسر داریوش بود که بزرگترین کارش لشکرکشی به یونان شد. او در آغاز موفق شد شهر آتن و دژ آکروپلیس را بگیرد، اما بعد در یک نبرد دریایی در منطقه سالامیس شکست سختی خورد و پس از آن دیگر هیچ جنگ جدیدی را آغاز نکرد. او در زمان پادشاهی خود، بنای تخت جمشید را گسترش داد و ساختمانهایی مثل دروازه ملل و کاخ صدستون را به آن اضافه کرد.
بعد از خشایارشا، پسران او و سپس نوههایش یکی پس از دیگری برای مدت کوتاهی بر تخت پادشاهی نشستند. اما در کل، پس از دوره خشایارشا، قدرت و عظمت شاهنشاهی هخامنشی روبه کاهش گذاشت.
داریوش سوم
داریوش سوم، که به نام دارا هم معروف است، آخرین شاهنشاه حکومت هخامنشی بود. زمانی که اسکندر با سپاهی از مقدونیها و یونانیها به ایران حمله کرد، داریوش مجبور به فرار شد و در نهایت در منطقهای به نام باختر کشته شد.
اسکندر پس از دیدن کاخ تخت جمشید، احساس حقارت کرد و از روی خشم و کینه، آن مکان تاریخی و باشکوه را به آتش کشید.
در پایان این نوشته ذکر این بیت از شعر حافظ خالی از لطف نیست:
آیینه ی سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا …
بیشتر بخوانید: قضاوت و دادرسی در زمان هخامنشیان
هخامنشیان – اختصاصی آدینوشاپ/ نویسنده: صفیه عبدالرحیمی













