بیایید با هم در مورد هنر و کسانی که هنر خلق میکنند، بیشتر صحبت کنیم.
هنر، در واقع یک زبان جهانی است. زبانی که برای صحبت کردن از آن، نیازی به کلمات نیست. هنر میتواند یک نقاشی باشد که یک احساس عمیق را نشان میدهد، یک قطعه موسیقی که روح را تکان میدهد، یک شعر زیبا، یک مجسمه دیدنی یا حتی یک رقص پراحساس.
هنرمند کسی است که این زبان را به خوبی میفهمد و با آن حرف میزند. او مانند یک پل است که دنیای درون خودش، شامل عواطف، اندیشهها و رویاهایش را به دنیای بیرون و به دیدگان ما متصل میکند. هنرمند با نگاه دقیقتری به دنیا نگاه میکند و زیباییها، رنجها و حقایقی را میبیند که شاید از چشم دیگران پنهان بماند. سپس، آنها را در قالب یک اثر هنری به همه نشان میدهد.
کار هنرمند تنها ساختن یک چیز زیبا نیست. هنر گاهی ما را به فکر فرو میبرد، گاهی حال ما را خوب میکند و گاهی دیدگاه ما را نسبت به زندگی عوض میکند. یک اثر هنری خوب، میتواند قلب انسان را لمس کند و در خاطرهها بماند.
پس هنر فقط یک تابلوی گرانقیمت در موزه یا یک قطعه موسیقی پیچیده نیست. هنر در بسیاری از چیزهای سادهای که هر روز میبینیم نیز وجود دارد. هنر، بخشی از ذات و روحیه انسان است که به زندگی معنا و زیبایی میبخشد.

اگر بخواهیم درباره هنر صحبت کنیم، باید بگوییم که موضوع بسیار گستردهای است و نمیتوان با چند جمله تعریف دقیق و کاملی از آن ارائه داد. حتی بزرگان و صاحبنظران دنیای هنر نیز تا به امروز نتوانستهاند به یک تعریف مشخص و یکسان برسند و هر کدام دیدگاه و بیان متفاوتی از هنر دارند.
جبران خلیل جبران، نویسنده نامی، در تعریف هنر میگوید: هنر گامی است از شناختهها به سوی ناشناختهها. مارک روتکو، نقاش سرشناس، نیز هنر را سفری به دنیای ناشناخته میداند و معتقد است تنها کسانی میتوانند در این راه قدم بگذارند که حاضر باشند خود را به خطر بیندازند.
این تفاوت در تعریفها کاملاً طبیعی است، زیرا هنر شاخههای گوناگونی دارد. مسلماً تعریفی که یک آهنگساز از هنر ارائه میدهد با تعریف یک نقاش یا نویسنده متفاوت خواهد بود، حتی اگر همه آنها به هنر و دنیای آن آشنایی داشته باشند.
هنر چیست و هنرمند کیست
هنر در حقیقت، ایدهها، تخیلات و احساسات درونی یک انسان است که با نوآوری سازندهی آن، برای انتقال یک پیام خلق میشود. در این فرآیند، افکار و تجربیات فرد نیز ممکن است نقش داشته باشند. بیشتر ما وقتی صحبت از هنر به میان میآید، به دنبال زیبایی میگردیم؛ مثل شنیدن یک آهنگ دلنواز، تماشای یک نقاشی زیبا یا خواندن شعری عاشقانه. اما هنر همیشه با زیبایی همراه نیست. گاهی یک عکس یا فیلم ناراحتکننده، یا یک داستان ترسناک که احساس خوشایندی در ما ایجاد نمیکند نیز جزو آثار هنری محسوب میشوند.
آثار هنری که در اطراف ما قرار دارند، بر زندگی ما تأثیر میگذارند و به مرور زمان با فرهنگ ما عجین شده و برایمان معنادار میشوند. حتی گاهی تاریخ را میسازند. برای مثال، تخت جمشید یک اثر هنری بزرگ است که امروز هم تاریخ و هم فرهنگ مردمان دوران خود را برای ما روایت میکند.
بیتردید این آثار هنری، خالقی دارند که هنرمند نامیده میشود. پسوند «ـمند» به معنای دارا بودن است، بنابراین هنرمند کسی است که صاحب هنر است. فردی که با توانایی خود، احساسات و تخیلاتش را به اثری تبدیل میکند که دیگران قادر به آفرینش آن نبودهاند. در خلق یک اثر هنری توسط هنرمند، احساس نقش پررنگتری نسبت به منطق و فکر دارد.
انواع هنر
کارشناسان، دنیای هنر را به هفت گروه اصلی تقسیم کردهاند:
۱. موسیقی
۲. هنرهای حرکتی مانند شعبدهبازی و نمایشهای سیرک
۳. هنرهای نقاشی و طراحی
۴. هنرهای بصری مانند عکاسی و گرافیک
۵. ادبیات و نوشتار
۶. هنرهای نمایشی مانند تئاتر و اجراهای زنده
۷. سینما
اما با گذشت زمان و پیشرفت جامعه، شاید دیگر نتوان فقط به همین هفت گروه بسنده کرد. به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده که هنرهای جدیدی مانند آشپزی، پویانمایی (انیمیشن)، بازیهای رایانهای، تبلیغات و رسانه را نیز به عنوان هنرهای هشتم، نهم و دهم به رسمیت بشناسیم.
ارزش هنر و هنرمند
برای تشخیص آثار هنری از غیر هنری، میتوان گفت که اگر یک اثر از طرف کارشناسان و صاحبنظران عرصه هنر به عنوان اثری هنری پذیرفته شود، آنگاه دارای ارزش میشود. در غیر این صورت، ممکن است ارزش هنری چندانی نداشته باشد. اما از سوی دیگر، هنر و هنرمند باید در آفرینش آثارشان آزاد باشند؛ پس نمیتوان معیار ثابت و محدودکنندهای برای هنر تعیین کرد. در حقیقت، یک اثر زمانی هنری محسوب میشود که هویت مستقل داشته باشد، پیامی برای انتقال به مخاطب داشته باشد، احساسات او را برانگیزد و با ماندگاری خود در طول زمان، بر فرهنگ و جامعه تأثیر بگذارد.













