پاسخ فعالیتهای درس آقکند از کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم – صفحات ۲۷ و ۲۸
**پاسخ سوالات:**
**سوال ۱: چرا مردم آقکند تصمیم گرفتند خانههای خود را دوباره بسازند؟**
مردم آقکند به این دلیل خانههایشان را بازسازی کردند که روستایشان بر اثر زلزله شدیدی کاملاً ویران شده بود. آنها میخواستند دوباره در سرزمین آبا و اجدادی خود زندگی کنند و آن را آباد نگه دارند.
**سوال ۲: آنها چگونه برای ساختن خانههای جدید برنامهریزی کردند؟**
مردم آقکند با همفکری و همکاری یکدیگر یک نقشه کلی برای روستای جدید کشیدند. آنها تصمیم گرفتند خانهها را به گونهای بسازند که در کنار هم و منظم باشند و کوچههای عریضتری نیز داشته باشند.
**سوال ۳: در بازسازی آقکند، همکاری و همفکری مردم چه نقشی داشت؟**
همکاری و همفکری مردم، مهمترین عامل در موفقیت بازسازی روستا بود. همه با هم کار میکردند؛ بعضی مصالح ساختمانی را فراهم میکردند، بعضی در ساخت خانهها کمک میکردند و برخی دیگر برای کارگران غذا تهیه میکردند. این روحیه همدلی باعث شد کارها سریعتر و بهتر پیش برود.
**سوال ۴: به نظر شما، چه چیزهایی باعث موفقیت مردم آقکند شد؟**
عوامل موفقیت مردم آقکند عبارت بودند از:
* عشق به زادگاه خود
* امید و اراده قوی برای شروع دوباره
* مشارکت، همدلی و همکاری همه مردم با یکدیگر
* برنامهریزی درست و منظم برای انجام کارها

**عنوان درس: آقا کُند**
**موضوع: یادگیری مرحلهبهمرحله**
**پایه: ششم دبستان**
این درس، داستان روستایی به نام «آقاکُند» را بیان میکند. مردمان این روستا زندگی ساده و آرامی داشتند و بیشتر آنها به کار کشاورزی مشغول بودند. آنها با همکاری یکدیگر، زمینهای خود را کشت میکردند و محصولات خود را برداشت میکردند.
یک روز، اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. زمینلرزهای شدید، خانهها و زمینهای روستا را خراب کرد. مردم، که خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند، بسیار ناراحت شدند. اما آنها تسلیم نشدند و تصمیم گرفتند دوباره روستای خود را بسازند.
همه با هم همکاری کردند. جوانان و بزرگسالان، کنار هم کار کردند تا خانههای جدیدی بسازند و زمینها را دوباره برای کشت آماده کنند. پس از مدتی، آقاکُند دوباره آباد شد و مردمانش با امید و تلاش، زندگی جدیدی را آغاز کردند.
این درس به ما میآموزد که در زندگی ممکن است مشکلات بزرگی پیش بیاید، اما با همکاری و پشتکار میتوان بر آنها غلبه کرد و دوباره به موفقیت و آرامش رسید.
جواب سوالات آقکند تفکر ششم
**گام به گام تفکر ششم**
**پاسخ درس آقکند تفکر و پژوهش ششم؛ صفحههای ۲۷ و ۲۸**
**فعالیت اول (صفحه ۲۷)**
در این بخش، داستان روستای آقکند را میخوانیم. این داستان درباره یک روستا است که مردم آن با همکاری و همفکری، یک مشکل بزرگ را حل میکنند. آنها یاد میگیرند که برای پیدا کردن راهحل، باید با یکدیگر صحبت کنند و از نظرات همه استفاده کنند. این کار به آنها نشان میدهد که وقتی با هم فکر کنند، میتوانند راههای بهتری پیدا کنند.
**فعالیت دوم (صفحه ۲۸)**
در این قسمت، از شما خواسته شده تا فکر کنید و بگویید که در داستان آقکند، چه چیزی باعث شد مردم روستا بتوانند مشکل خود را حل کنند. پاسخ این است: همکاری و مشورت. وقتی همه با هم صحبت کردند و به حرف یکدیگر گوش دادند، توانستند یک راهحل مناسب پیدا کنند. این بخش به ما یادآوری میکند که در زندگی، برای حل مشکلات، تنها فکر نکنیم و از کمک و نظرات دیگران نیز استفاده کنیم.
جواب گفت و گو کنید صفحه 27 تفکر و پژوهش ششم
بعد از دیدن فیلم، درباره این پرسشها با هم گفتوگو کنید.
🔶 در این فیلم چه صحنههایی دیدید؟
پاسخ: فیلم، روستای آقکند را نشان میداد. معلم قبلی به دلایلی از روستا رفته بود و یک معلم جدید برای تدریس به بچهها آمده بود. معلم جدید زبان مردم روستا را بلد نبود، جاده مناسبی وجود نداشت، هوا اغلب نامساعد بود و مدرسه نیز امکانات کافی نداشت. اما معلم جدید تلاش کرد زبان آنها را یاد بگیرد و برای مشکلات پیشرو راهحلهایی پیدا کند تا دانشآموزان بتوانند به درس خواندن ادامه دهند.
🔶 اگر شما به جای معلم جدید بودید، در آن شرایط چه کار میکردید؟ دلایل خود را توضیح دهید.
پاسخ این قسمت را خودتان بنویسید 😊
🔶 شرایط معلم قبلی و معلم جدید چه شباهتها و تفاوتهایی داشت؟ چطور متوجه این موضوع شدید؟
شباهت:
هر دو معلم با محیط دشوار روستا و کمبود امکانات آموزشی روبرو بودند.
تفاوت:
– معلم قبلی زبان ترکی بلد بود، اما معلم جدید در ابتدا آن را نمیدانست.
– معلمهای قبلی نتوانستند با شرایط کنار بیایند و روستا را ترک کردند، اما معلم جدید ماند و برای آموزش بچهها تلاش کرد.
🔶 در انتخابهای زندگی، باید خودمان را مقدم بدانیم یا دیگران؟ آیا یک قانون کلی برای این موضوع وجود دارد؟ پاسخ خود را با مثال توضیح دهید.
پاسخ: در انتخابها باید شرایط را سنجید و با توجه به اولویتها تصمیم گرفت. قانون ثابت و یکسانی برای همه شرایط وجود ندارد.
مثلاً در همین فیلم، اگر پدر یا مادر معلم جدید بیمار بودند و فقط او میتوانست از آنها مراقبت کند، در این صورت ماندنش در روستا کار درستی نبود. چون دانشآموزان میتوانستند معلم دیگری داشته باشند، اما والدینش تنها بودند.








