**جواب فعالیتهای درس «خرسی که میخواست خرس باقی بماند» – کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم (صفحههای ۹۵ و ۹۶)**
**فعالیت اول: فکر کن**
در این بخش، داستان کوتاهی دربارهٔ یک خرس کوچک میخوانیم. او با خودش فکر میکرد که دوست دارد وقتی بزرگ شد، چه کاره شود.
در پایان داستان، خرس کوچک به این نتیجه میرسد که از همه چیز بیشتر، دوست دارد فقط یک “خرس خوب” باشد. او فهمید که لازم نیست حتماً شغل خاصی داشته باشد؛ همین که خودش باشد و کارهای درست انجام دهد، کافی است.
**فعالیت دوم: گفتوگو کنید**
در این قسمت، از دانشآموزان خواسته شده تا در گروههای خود دربارهٔ این پرسشها گفتوگو کنند:
* به نظر شما، چرا خرس کوچک در پایان تصمیم گرفت فقط یک “خرس خوب” باشد؟
* آیا میتوانیم همیشه همان چیزی باشیم که هستیم، یا حتماً باید برای تبدیل شدن به چیزی دیگر تلاش کنیم؟
* فکر میکنید معنی “خوب بودن” چیست؟ یک “خرس خوب” چه کارهایی انجام میدهد؟
**فعالیت سوم: کامل کنید**
در این بخش، جملهٔ زیر ناتمام است و شما باید آن را با توجه به فهم خود از درس کامل کنید:
“من میتوانم یک ……….. خوب باشم، اگر که ………………………. .”
برای نمونه، میتوانید بنویسید:
“من میتوانم یک **دانشآموز** خوب باشم، اگر که **به درسهایم توجه کنم و با دیگران مهربان باشم**.”
**فعالیت چهارم: به پایان برسانید**
در این قسمت، داستان دیگری شروع شده و شما باید آن را به شیوهٔ خودتان به پایان برسانید.
داستان اینگونه آغاز میشود: “پری کوچکی در جنگلی زندگی میکرد که همهٔ پریهای دیگر آرزو داشتند شاهزاده یا پری مخصوص چیزی بشوند، اما او…”
شما باید بنویسید که این پری کوچک چه تصمیمی گرفت و چه اتفاقی برایش افتاد.

یک خرس بود که فقط میخواست همان خرسی باشد که هست. او دوست نداشت مثل بقیه باشد یا چیزهای جدیدی را امتحان کند. فقط میخواست در جنگل زندگی کند و کارهایی را که همیشه انجام میداده، ادامه دهد.
او با خودش فکر میکرد: “من یک خرم و همین برایم کافی است. چرا باید تغییر کنم؟”
اما یک روز، اتفاقات جدیدی در جنگل رخ داد. هوا سرد شد و غذا کم شد. خرس کوچولو مجبور شد به جاهای جدیدی برود و با شرایط تازه روبرو شود. در ابتدا کمی ترسیده بود، اما کمکم فهمید که تجربههای تازه میتوانند مفید باشند.
در پایان، خرس یاد گرفت که میتواند هم همان خرسی باشد که هست، و هم چیزهای جدیدی یاد بگیرد. او فهمید که تغییر کردن به این معنی نیست که خودت را از دست بدهی، بلکه یعنی رشد کنی و قویتر شوی.
جواب گفت و گو کنید صفحه 95 درس خرسی که میخواست تفکر و پژوهش ششم
بعد از خواندن داستان، دربارهٔ این پرسشها با هم گفتوگو کنید.
🔸 آن موجودی که در کارخانه استخدام شد، در نهایت خرس بود یا انسان؟ چه ویژگیهایی باعث شد شما بر خرس بودن یا آدم بودن او تأکید کنید؟
پاسخ: خرس بود چون در جنگل زندگی میکرد و قبل از ساخته شدن کارخانه، در غاری زیر محل ساخت کارخانه به خواب رفته بود.
🔸 شخصیت اصلی داستان چه چیزی را فراموش کرده بود؟
پاسخ: شخصیت اصلی، خودش را فراموش کرده بود. چون در موقعیتهای مختلفی قرار گرفته بود و مرتب به او گفته میشد که آدم است و مدتی هم شبیه آدمها زندگی کرده بود.
🔸 به نظر شما برای شخصیت اصلی داستان، خرس بودن بهتر است یا آدم بودن؟ چرا؟
پاسخ: خرس بودن، چون ذات او خرس است و یک حیوان باید مانند حیوانی آزاد و رها در جنگل زندگی کند.
🔸 آیا با تغییر لباس یا ظاهر میتوان اصل یک موجود را تغییر داد؟
پاسخ: خیر، چون اصل هر کس چیزی است که در درونش است و تغییر لباس یا ظاهر، آن را عوض نمیکند.
🔸 چه مشکلاتی برای کسی که هویتش تغییر میکند پیش میآید؟
پاسخ: او خود واقعیاش را گم میکند، نمیتواند خودش را پیدا کند و اراده و اختیارش را از دست میدهد.
🔸 آیا در زندگی آدمها هم میتوان چنین نمونههایی پیدا کرد؟ پنج دقیقه دربارهاش فکر کنید و بعد با هم گفتوگو کنید.
پاسخ: بله، مثل کسی که یک بازیگر یا فرد مشهور را میبیند و از او الگوبرداری میکند و همهٔ کارهایش را تقلید میکند، بدون اینکه به درست یا غلط بودن آن فکر کند. در نتیجه هویت واقعی خودش را از دست میدهد.
جواب فعالیت در خانه صفحه 96 تفکر و پژوهش ششم
داستان “خرسی که میخواست همیشه یک خرس بماند” را برای کسانی که با شما زندگی میکنند، تعریف کنید. سپس با هم در این مورد صحبت کنید که شخصیت و هویت هرکس از چه چیزهایی ساخته میشود و نتیجهٔ این گفتوگو را در کتاب خودتان یادداشت کنید.
پاسخ: هویت و شخصیت هر فرد، تحت تأثیر چیزهای مختلفی شکل میگیرد؛ مانند خانوادهای که در آن بزرگ شده، محیط و شرایط زندگیاش، افرادی که با آنها دوست میشود و وقت میگذراند، و همچنین عقاید و چیزهایی که به آنها ایمان دارد.
اگر تمام این عوامل، خوب و سازنده باشند، آن فرد صاحب یک هویت سالم و درست میشود که مال خود اوست. اما اگر این عوامل منفی و ناسالم باشند، نتیجه یک هویت نادرست و مشکلدار خواهد بود. در چنین شرایطی، فرد ممکن است از خودش ناراضی باشد و بدون فکر، فقط از دیگران تقلید کند تا از هویت واقعی خودش فرار کند، در حالی که معمولاً مدلهایی که کپی میکند، خودشان مناسب نیستند.








