سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

جواب درس ششم ۶ نگارش نهم / صفحه ۷۹ ، ۸۰ ، ۸۱ ، ۸۲ ، ۸۳ و ۸۴

زمان مطالعه2 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**پاسخ تمرین‌های درس ششم کتاب نگارش نهم (صفحات ۷۹ تا ۸۴)**

**انشاها و تمرین‌های درس ششم**

دکتر

**صفحه ۷۹:**
**تمرین ۱: درک مطلب**
پس از خواندن متن درس، به پرسش‌های زیر پاسخ دهید.
۱. نویسنده در این درس چه پیامی برای ما دارد؟
۲. به نظر شما، عنوان درس با محتوای آن چه ارتباطی دارد؟

**تمرین ۲: واژه‌نامه**
معنی واژه‌های زیر را بنویسید.
– فرهیخته
– همّت
– نیک‌بخت

**صفحه ۸۰:**
**تمرین ۳: نگارش**
جمله‌های زیر را کامل کنید.
– اگر در تحصیل علم کوشا باشیم، …
– کسی که برای هدفش تلاش می‌کند، …

**تمرین ۴: درست و نادرست**
گزینه درست یا نادرست را انتخاب کنید.
– تلاش و پشتکار باعث موفقیت می‌شود. (درست / نادرست)
– بدون زحمت کشیدن می‌توان به مقصد رسید. (درست / نادرست)

**صفحه ۸۱:**
**تمرین ۵: انشا**
در مورد «اهمیت تلاش در زندگی» یک متن کوتاه بنویسید. (حدود ۱۰ خط)

**نمونه انشا:**
همه ما در زندگی آرزوها و هدف‌هایی داریم. اما برای رسیدن به این آرزوها فقط داشتن علاقه کافی نیست. باید برای آن‌ها تلاش کنیم و زحمت بکشیم. وقتی برای چیزی سخت کار می‌کنیم، نتیجه کار برایمان شیرین‌تر و باارزش‌تر می‌شود. دانش‌آموزی که برای درس خواندن وقت می‌گذارد، در پایان سال نمره‌های خوبی می‌گیرد و به کلاس بالاتر می‌رود. ورزشکاری که هر روز تمرین می‌کند، در مسابقه برنده می‌شود. پس بیاییم برای رسیدن به خواسته‌هایمان همت کنیم و از سختی راه نترسیم.

**صفحه ۸۲:**
**تمرین ۶: جمله‌سازی**
با هر کدام از واژه‌های زیر یک جمله بنویسید.
– سعادت
– عزم
– پیروزی

**تمرین ۷: حکایت**
حکایت کوتاهی از کتاب‌های درسی گذشته را که درباره تلاش است، به خاطر بیاورید و خلاصه آن را بنویسید.

**صفحه ۸۳:**
**تمرین ۸: نگارش**
متن زیر را با خط خوش بنویسید.
«دانش چون گنجی است که هیچگاه پایان نمی‌پذیرد و هر چه بیشتر بیاموزی، ثروتمندتر می‌شوی.»

**تمرین ۹: هنر و نگارش**
تصویری بکشید که مفهوم «تلاش» را نشان دهد.

**صفحه ۸۴:**
**تمرین ۱۰: جمع‌بندی**
آنچه را از این درس یاد گرفته‌اید، در چند خط بنویسید.

**نمونه جمع‌بندی:**
در این درس یاد گرفتیم که برای موفقیت در هر کاری باید تلاش و پشتکار داشته باشیم. هیچ چیز ارزشمندی در زندگی آسان به دست نمی‌آید. اگر همت کنیم و از پای ننشینیم، حتماً به هدف‌هایمان می‌رسیم و زندگی بهتری خواهیم داشت.

جواب درس ششم 6 نگارش نهم / صفحه 79 ، 80 ، 81 ، 82 ، 83 و 84

**عنوان درس: درس پنجم | موضوع: گام به گام | پایه نهم**

در این بخش، می‌خواهیم با هم گام به گام پیش برویم و مطالب را به شکلی ساده و روشن یاد بگیریم. هدف این است که همه چیز را به خوبی بفهمیم و برای حل مسائل و پاسخ به سوالات، راه‌حل‌های درست را پیدا کنیم.

در این درس، مراحل مختلفی را به ترتیب و با دقت دنبال می‌کنیم تا هیچ نکته‌ای جا نیفتد. هر مرحله مانند یک پله است که ما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند. با صبر و تمرین می‌توانیم به راحتی از پس همه چیز برآییم.

به یاد داشته باشید که یادگیری، مانند یک سفر است و اگر قدم‌ها را محکم و درست برداریم، به نتیجه دلخواه خواهیم رسید.

جواب انشاء ها و تمرینات درس 6 نگارش نهم

پاسخ تمرینات درس ششم نگارش پایه نهم

**فهرست سریع:**
* پاسخ تمرین‌های نگارشی صفحات ۷۹ و ۸۰
* انشای صفحه ۸۱
* پاسخ بخش بررسی و داوری صفحه ۸۲
* پاسخ بخش درست‌نویسی صفحه ۸۳
* پاسخ بخش مثل‌نویسی صفحه ۸۴

**پاسخ‌های کامل درس ششم نگارش نهم (قالبی برای نوشتن برگزینیم)**

در این بخش می‌توانید پاسخ تمام تمرینات درس ششم، از جمله فعالیت‌های نگارشی، انشا، بخش بررسی و داوری، درست‌نویسی و مثل‌نویسی را مشاهده کنید.

جواب فعالیت نگارشی صفحه 79 و 80 درس ششم نگارش نهم

این نوشته‌ها بخشی از یک متن اصلی هستند. لطفاً آن‌ها را با دقت بخوانید و نوع قالب هر یک را مشخص کنید.

قالب نوشته‌ی صفحه ۷۹، درس ششم کتاب نگارش پایه نهم 👇

قالب نوشته صفحه ۷۹ درس ششم

در این درس، با روش‌های گوناگون پرورش و رشد فکر و اندیشه آشنا می‌شویم. همان‌طور که یک باغبان برای پرورش گیاهان تلاش می‌کند، ما نیز باید برای پرورش اندیشه‌های خود بکوشیم.

یکی از راه‌های مهم برای این کار، خواندن کتاب‌های خوب است. کتاب‌ها مانند پنجره‌ای به سوی دنیایی تازه هستند و به ما کمک می‌کنند تا چیزهای بیشتری یاد بگیریم و دیدگاه‌مان را گسترش دهیم.

راه دیگر، فکر کردن درباره‌ی چیزهایی است که می‌بینیم و می‌شنویم. باید عادت کنیم که همیشه از خودمان سؤال بپرسیم و به دنبال پاسخ آن باشیم. این کار ذهن ما را فعال و پویا نگه می‌دارد.

همچنین، صحبت کردن با افراد دانا و با تجربه نیز بسیار مفید است. با گوش دادن به حرف‌های آن‌ها، می‌توانیم از دانش و تجربه‌هایشان بهره ببریم و افکار خود را غنی‌تر کنیم.

در نهایت، نوشتن، ابزار قدرتمندی برای منظم کردن اندیشه‌هاست. وقتی افکار خود را روی کاغذ می‌آوریم، بهتر می‌توانیم آن‌ها را مرتب و تحلیل کنیم.

قالب نوشته صفحه ۸۰ درس ششم

انشاء صفحه 81 درس ششم نگارش نهم

یک انشا درباره دوران کودکی من

**مقدمه:**
دوران کودکی، شیرین ترین بخش زندگی هر فردی است. ما در آن روزها، بی هیچ نگرانی و فکری زندگی می کردیم. حالا که بزرگ شده ایم، گاهی با یادآوری آن لحظات، حسرت می خوریم و آرزو می کنیم کاش می شد به آن روزهای زیبا بازگردیم. اما آیا این ممکن است؟ روزهایی که گذشتند دیگر برنمی گردند.

**بدنه اصلی:**
کودکی من پر از خاطرات رنگارنگ است. یاد روزهایی می افتم که با پدر و مادرم به پارک می رفتیم. آنها با من بازی می کردند و با هم بلند بلند می خندیدیم. یا وقتی زمین می خوردم و از درد گریه می کردم، آنها هم ناراحت می شدند و اشک می ریختند. من در آن زمان بچه بودم و معنی این همه محبت را به خوبی درک نمی کردم. ای کاش می توانستم آن اشک هایشان را ببوسم و برای تمام مهربانی هایشان از آنها تشکر کنم.

خاطرات بازی با دوستانم در زمین ورزش نیز همیشه در ذهنم است. دنبال توپ می دویدیم، می خندیدیم، گاهی با هم دعوا می کردیم و تمام سعیمان را می کردیم تا یک گل به ثمر برسانیم. تنها ناراحتی هایمان، لباس های کثیف شده یا باخت در بازی بود.

دعواهای کودکانه با خواهر و برادرهایم هم بخشی از روزمرگی ما بود، اما این قهرها بسیار زودگذر بودند و در عرض چند دقیقه همه چیز فراموش می شد.

به یاد می آورم روزهایی را که نمره های خوب می گرفتم و چقدر خوشحال می شدم، و روزهایی را که نمره های کم می گرفتم و ناراحت می شدم. شیطنت و بازیگوشی های هر روزه من، با صبر و تحمل بی پایان پدر و مادرم همراه بود. کودکی من، ترکیبی از شادی های همیشگی و ناراحتی های کوتاه مدت بود!

ای کاش همیشه در همان سنین کودکی باقی می ماندیم و با بزرگ شدن، دغدغه هایمان بیشتر نمی شد. ای کاش هنوز هم قهرهایمان سریع تمام می شد و دل هایمان از کینه پاک بود. ای کاش خنده همیشه بر لب هایمان بود.

کاش قدر لحظه هایی را که در کنار عزیزانمان هستیم، بیشتر بدانیم. همین حالا که خانواده کنارمان هستند، به آنها محبت کنیم و از زحمات بی پایانشان تشکر کنیم. چون هر چقدر هم از پدر و مادرمان تشکر کنیم، باز هم در برابر محبت هایشان کم است.

**نتیجه گیری:**
ای کاش زندگی آنقدر سریع نمی گذشت. ای کاش کمتر از کلمه “ای کاش” استفاده می کردیم و حسرت نمی خوردیم. ای کاش از every لحظه زندگی نهایت استفاده را می کردیم و اجازه نمی دادیم غم و ناراحتی بر ما چیره شود. ای کاش کمی بیشتر، روحیه کودکانه خود را حفظ می کردیم.


یک انشا درباره دوران نوجوانی

**موضوع: نوجوانی**

هر انسانی مراحل مختلفی مانند کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری را تجربه می کند. نوجوانی، بهار زندگی است؛ بهاری که مانند یک باد سریع می گذرد و ما معمولاً متوجه گذر سریع زمان نمی شویم.

دوران نوجوانی، یکی از چالش برانگیزترین دوره های زندگی است. در این دوره، احساسات و عواطف ما در حال تغییر است. یک نوجوان می تواند آینده خود را تصور کند و حتی می تواند الگوی خوبی برای نسل های بعد باشد.

پدر و مادرها باید از نوجوانان خود به خوبی مراقبت کنند. این دوره، زمان حساسی است و نوجوان نیز باید مراقب خود باشد. او نباید با هر کسی دوست شود و نباید زندگی خود را بر اساس حرف دیگران بنا کند.

در این دوره، نوجوان می تواند رشته تحصیلی مورد علاقه خود را انتخاب کند. بهتر است در این زمینه با پدر و مادر خود مشورت کند تا در آینده به موفقیت های بزرگی دست یابد، اما هرگز نباید مغرور شود. ما در این سن باید نسبت به اطراف خود هوشیار باشیم.

پس باید از این دوران نهایت استفاده را ببریم. همانطور که پیامبر اسلام می فرماید: از لحظات خود در این دوره به بهترین شکل استفاده کن تا هرگز افسوس نخوری که چرا این دوران پرفروغ را به خوبی پشت سر نگذاشتی. زیرا خداوند در قیامت از همه لحظات ما سوال خواهد کرد که این فرصتی که به تو دادم تا از آن بهره ببری، چرا قدرش را ندانستی و اکنون در پیشگاه من احساس پشیمانی می کنی؟

نویسنده: مریم جودی – تبریز


یک انشا درباره جلسه امتحان

در هفته گذشته، ما در حال گذراندن امتحانات نیمسال اول بودیم. همانطور که از نام “جلسه امتحان” پیداست، این جلسات پر از لحظات استرس زا و نگران کننده هستند.

در جلسه امتحان، مراقبی با لباس رسمی، چهره ای جدی و اخمی گره خورده حضور داشت. هوای سالن به قدری سنگین و نفس گیر بود که به سختی نفس می کشیدم. به دلیل اینکه حال مساعدی نداشتم، نتوانسته بودم درس ها را به خوبی بخوانم و این موضوع بر استرس من افزوده بود.

مراقب، پس از شروع امتحان، قوانین جلسه را یادآوری کرد و تاکید کرد که از هرگونه تقلب خودداری کنیم. وقتی برگه های امتحان پخش شد، قلبم تندتر می زد.

وقتی برگه به دستم رسید، با نگاه به سوالات، احساس کردم هیچ یک از آنها را بلد نیستم. عرق سردی از پشت گردنم سرازیر شد و دستانم از ترس سرد شده بود. آنها را به هم می فشردم تا شاید کمی آرام شوم.

همان مراقبی که به نظر من جدی و خشن می رسید، کنارم آمد. او برخلاف انتظارم، با مهربانی روی شانهام دست گذاشت و با لبخند گفت: «اشکالی ندارد. کمی به یادداشت هایت و چیزهایی که قبلاً یاد گرفته ای فکر کن. با نام خدا و آرامش شروع کن. خواهی دید که جواب ها کم کم به ذهنت می رسند.»

نمی دانم حرف هایش معجزه کرد یا آرامش وجودش به من منتقل شد. فقط می دانم که ترس بزرگ درونم ناپدید شد و توانستم در آن امتحان موفق شوم. آن جلسه امتحان که در ابتدا برایم وحشتناک بود، در پایان به یکی از خاطرات خوب زندگی من تبدیل شد.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه 82 نگارش نهم

نوشته‌هایی را که مطالعه می‌کنید، با استفاده از معیارهای زیر ارزیابی و تحلیل کنید.

جواب نتیجه برسی و داوری صفحه 82 نگارش نهم

پاسخ: نوشته شما دارای پیش‌نویس اولیه است. علائم نگارشی به درستی رعایت شده و هیچ گونه غلط املایی در آن مشاهده نمی‌شود. این نوشته از یک بخش آغازین مناسب و یک پایان بندی منسجم برخوردار است. مطالب به شیوه‌ای روان و گویا بیان شده‌اند و به اصول درست‌نویسی و پرهیز از حاشیه‌روی توجه کافی شده است.

جواب درست نویسی صفحه 83 نگارش درس 6 نهم

جمله‌های زیر را اصلاح کنید.

تخته وایت‌برد را برای معلم حاضر کردم.
تخته را برای معلم آماده کردم.

بعد از خوردن ناهار، وسایلمان را جمع کردیم و به راه افتادیم.
وقتی ناهارمان را خوردیم، بار سفر را بستیم و حرکت کردیم.

جواب مثل نویسی صفحه 84 نگارش درس 6 نهم

در گذشته، مردی فضول زندگی می‌کرد که همیشه در کار دیگران دخالت می‌کرد. همسایه‌اش از دست او به ستوه آمده بود، بنابراین خانه‌اش را فروخت و از آن شهر رفت. سپس همسایه‌ای جدید به جای او آمد.

همسایه جدید، که علی نام داشت و پزشک بود، چند کارگر استخدام کرد تا خانه را تعمیر کنند. سپس خودش به سر کار رفت. وقتی بازگشت، دید که همان مرد فضول وارد خانه‌اش شده و با سرکارگر درگیر است و می‌خواهد در کار آنها دخالت کند. پزشک، او را از خانه بیرون کرد.

مرد خردمندی که این صحنه را دید، گفت: خودت را به خاطر چنین آدمی ناراحت نکن. حتی اگر او را به جهنم ببرند، باز هم خواهد گفت: ((هیزمش تر است)).

انشاء با موضوع: فضول را بردند جهنم

مقدمه: وقتی به داستان‌های قدیمی نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که گاهی یک فضولی ساده، چه اتفاق‌های ناگوار و کابوس‌هایی را به وجود آورده است.

متأسفانه، فضولی کردن یکی از ویژگی‌های ناپسند برخی افراد است. یک فرد فضول، همیشه فضول است و راه چاره‌ای برای آن نیست.

بدنه: نمی‌دانم این زبان کوچک که وزنش به صد گرم هم نمی‌رسد، چقدر قدرت دارد! با غیبت، دروغ و فضولی چه‌ها که نمی‌کند.

به خاطر فضولی، چه شادی‌هایی به گریه تبدیل شد، چه کارهای آسان، سخت شد و چه زندگی‌های پاکی، آلوده شد. چه خانواده‌هایی بودند که از هم پاشیدند.

چه بسیار افرادی که با فضولی کردن حتی به زندگی خودشان هم آسیب زدند، اما هرگز پشیمان نشدند.

حتی وقتی یکی از این افراد فضول از دنیا رفت و در روز قیامت، به خاطر کارهای زشتش او را به سوی جهنم بردند، باز هم از رفتارش دست برنداشت و گفت هیزم‌ها چرا تر هستند؟

نتیجه: چه خوب بود اگر می‌آموختیم که فقط به زندگی خودمان توجه کنیم.

در دنیای امروز، هر کسی آنقدر مشکل شخصی دارد که اگر بتواند همه آنها را حل کند، باید اسمش را در کتاب رکوردهای جهانی ثبت کنند. با این حال، نمی‌دانم چرا بعضی افراد اینقدر وقت می‌گذارند و در زندگی دیگران فضولی می‌کنند. شاید شبانه‌روز آنها ۴۸ ساعته است که ۲۴ ساعت آن را صرف فضولی می‌کنند! شما چه نظری دارید؟

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول