سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

جواب درس پرواز کن پرواز تفکر و پژوهش ششم ؛ صفحه ۹۷ و ۹۸

زمان مطالعه1 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

در تمرین‌های صفحه ۹۷ و ۹۸ کتاب تفکر و پژوهش، از دانش‌آموزان خواسته شده تا دربارهٔ پرواز و توانایی پرندگان فکر کنند.
در این بخش، با طرح چند پرسش، از شما می‌خواهند که مانند یک محقق به دنیای اطراف خود نگاه کنید.
مثلاً ممکن است سوال شود: «چرا پرندگان می‌توانند پرواز کنند؟» یا «چه چیزهایی در طبیعت شبیه پرواز هستند؟»

شما باید با دقت به این سوالات پاسخ دهید و دیدگاه خود را به زبان ساده بیان کنید.
هدف این است که تفکر کنید، مشاهده کنید و سپس نتیجه‌گیری خود را بنویسید.
مثلاً می‌توانید به ویژگی‌های بدن پرنده مانند سبکی استخوان‌ها، قدرت ماهیچه‌های بال و شکل بال‌ها اشاره کنید.

دکتر

همچنین ممکن است از شما خواسته شود مقایسه‌ای بین پرواز پرندگان و وسایل ساخت انسان مانند هواپیما انجام دهید.
در این صورت باید شباهت‌ها و تفاوت‌ها را با دقت بررسی کنید.

به یاد داشته باشید: در این تمرین‌ها، مهم این است که با توجه و کنجکاوی به پدیده‌ها نگاه کنید و پاسخ‌های خود را با استدلال ساده و واضح بیان نمایید.

جواب درس پرواز کن پرواز تفکر و پژوهش ششم ؛ صفحه 97 و 98

نام درس: پرواز کن پرواز
موضوع: پاسخ فعالیت‌ها
پایه: ششم دبستان

پاسخ درس پرواز کن پرواز

در این درس، با فعالیت‌های مختلفی روبه‌رو می‌شویم که به ما کمک می‌کنند مفهوم پرواز را بهتر درک کنیم.

**فعالیت اول: درک مطلب**
در این بخش، باید به سوالاتی دربارهٔ متن درس پاسخ دهیم. با خواندن دقیق متن، می‌توانیم پاسخ صحیح را پیدا کنیم.

**فعالیت دوم: واژه‌نامه**
بعضی از واژه‌های جدید در درس وجود دارند که باید معنی آن‌ها را یاد بگیریم. با استفاده از فرهنگ لغت یا کمک معلم، می‌توانیم معنی این واژه‌ها را پیدا کرده و در جملات جدید به کار ببریم.

**فعالیت سوم: تصویرخوانی**
در این قسمت، به یک تصویر نگاه می‌کنیم و دربارهٔ آن توضیح می‌دهیم. این کار به ما کمک می‌کند تا ارتباط بهتری با موضوع درس برقرار کنیم.

**فعالیت چهارم: تجربه عملی**
گاهی یک کار عملی کوچک انجام می‌دهیم؛ مثلاً ساختن یک وسیله ساده که بتواند پرواز کند. این فعالیت به ما نشان می‌دهد که چطور بعضی چیزها در آسمان بالا می‌روند.

**فعالیت پنجم: پرسش و پاسخ**
در پایان درس، با پاسخ دادن به سوالات، می‌توانیم میزان یادگیری خود را بررسی کنیم و اگر جایی مشکل داشتیم، از معلم خود کمک بگیریم.

با انجام این فعالیت‌ها، بهتر متوجه می‌شویم که پرواز چگونه اتفاق می‌افتد و چه عواملی در آن تاثیرگذار هستند.

جواب گفت و گو کنید صفحه 97 درس پرواز کن تفکر و پژوهش ششم

در پایان داستان، عقاب چه تفاوت‌ها و چه شباهت‌هایی با عقاب اول داستان داشت؟
پاسخ: عقاب در ابتدا خودش را یک جوجه می‌دانست، اما در پایان فهمید که یک عقاب است و توانایی پرواز دارد.

اگر دوست کشاورز، عقاب را به کوهستان نمی‌برد، به نظر شما سرنوشت عقاب چه می‌شد؟
پاسخ: احتمالاً همچنان فکر می‌کرد یک جوجه است و به زندگی معمولی خود در مزرعهٔ کشاورز ادامه می‌داد.

اگر به جای جوجه‌عقاب بودید، کدام زندگی را برایش انتخاب می‌کردید؟ چرا؟
پاسخ: زندگی به عنوان یک عقاب، زیرا هر کس باید به گونه‌ای زندگی کند که با هویت، شخصیت و توانایی‌هایش هماهنگ باشد.

پنج دقیقه به خودتان فکر کنید. چه استعدادهایی دارید که می‌توانید آن‌ها را رشد دهید؟ برای پرورش این استعدادها چه کارهایی می‌توانید انجام دهید؟
پاسخ: من می‌توانم نقاشی‌های زیبایی بکشم. برای پیشرفت در نقاشی باید در کلاس‌های آموزشی شرکت کنم و بیشتر تمرین کنم.

جواب فعالیت در خانه صفحه 98  تفکر و پژوهش ششم

از پدر، مادر یا بزرگان خانواده بپرسید: آیا در کتاب‌های فارسی یا خاطراتشان داستانی شنیده‌اند که پایانش شبیه به ماجرای جوجه عقاب باشد؟ خلاصه‌ی آن داستان را در کتاب خود یادداشت کنید.

پاسخ:
کلاغی متوجه شد که همه حیوانات، راه رفتن ظریف و زیبای کبک را تحسین می‌کنند. کبک با وقار و نرمی راه می‌رفت و نگاه‌ها را به سوی خود جلب می‌کرد.
کلاغ، روزهای زیادی به تماشای کبک نشست و کمک‌مچم با خودش فکر کرد: چرا من هم مثل او راه نروم؟ مگر نه این است که هر دوی ما دو پا و دو بال داریم؟
این فکر، ذهن کلاغ را مشغول کرد تا اینکه تصمیم گرفت راه رفتن کبک را تقلید کند تا مورد تحسین دیگران قرار بگیرد.
او هر روز پنهانی به تماشای کبک می‌رفت و حرکاتش را به خاطر می‌سپرد. وقتی احساس کرد دیگر همه چیز را یاد گرفته، به میان جنگل رفت و سعی کرد شبیه کبک راه برود.
حیوانات با تعجب و خنده به او نگاه می‌کردند و می‌پرسیدند: چه کاری داری می‌کنی؟ چرا اینطوری راه می‌روی؟
اما کلاغ به حرف کسی گوش نمی‌داد و به راه خود ادامه می‌داد. تا اینکه یکبار پایش پیچ خورد و محکم به زمین افتاد.
از شدت درد، ناله کرد و دیگر نمی‌توانست درست راه برود. پس از آن، جغد خردمند به پیش او آمد و گفت:
تو می‌خواستی مانند کبک راه بروی، اما در این راه، راه رفتن خودت را هم فراموش کردی.
کلاغ تازه فهمید که اشتباه کرده است. از آن روز به بعد تصمیم گرفت فقط خودش باشد، نه شبیه کبک و نه هیچ حیوان دیگری.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول