سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

جواب درس ۱۶ هدیه چهارم ؛ صفحه ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸

زمان مطالعه2 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

**پاسخ درس شانزدهم هدیه‌های آسمانی چهارم ابتدایی**

**صفحه ۱۰۶**

دکتر

**فعالیت کلاسی**
با دقت به تصویر نگاه کنید. به نظر شما این افراد چه کار می‌کنند و چه احساسی دارند؟ در مورد آن با دوستان خود گفت‌وگو کنید.

**صفحه ۱۰۷**

**بخوان و بیندیش**
داستان: «مهمان‌های کوچک»

امروز هوا بسیار سرد بود. برف به آرامی می‌بارید. مادربزرگ در خانه تنها بود. ناگهان صدای تق تقی از پشت پنجره شنید. وقتی پنجره را باز کرد، دو پرنده کوچک و گرسنه را دید که از سرما می‌لرزیدند. مادربزرگ با دیدن آن‌ها، دلش برایشان سوخت. آن‌ها را به داخل خانه آورد و برایشان دانه و آب گذاشت. پرنده‌ها پس از خوردن غذا و گرم شدن، دوباره قوت گرفتند و شروع به خواندن کردند. گویی می‌خواستند از مادربزرگ تشکر کنند. خانه با آواز آن‌ها پر از شادی شد.

**فعالیت کلاسی**
به نظر شما چرا مادربزرگ این کار را انجام داد؟ اگر شما جای مادربزرگ بودید، چه کار می‌کردید؟

**صفحه ۱۰۸**

**کامل کنید**
با توجه به داستان، جمله‌های زیر را کامل کنید:

* مادربزرگ، پرنده‌ها را به خانه آورد زیرا…
* پرنده‌ها پس از سیر شدن و گرم شدن…
* آواز خواندن پرنده‌ها نشانه‌ی…

**با خانواده**
در خانه، در مورد کسانی که ممکن است به کمک نیاز داشته باشند، گفت‌وگو کنید. ببینید چه کسانی در اطراف شما هستند که تنها یا نیازمند باشند. سپس با کمک خانواده‌ی خود، برای کمک به آن‌ها برنامه‌ریزی کنید.

جواب درس ۱۶ هدیه چهارم ؛ صفحه ۱۰۶ و ۱۰۷ و ۱۰۸

**عنوان درس:** درس شانزدهم | **محتوای این بخش:** پاسخ تمرین‌ها | پایه چهارم دبستان

در این بخش، پاسخ‌های کامل و درست تمرین‌های درس شانزدهم را با هم مرور می‌کنیم. هدف این است که شما دانش‌آموزان عزیز بتوانید پاسخ‌های خود را بررسی کنید و ببینید که چقدر مطالب درس را به خوبی یاد گرفته‌اید.

برای هر سوال، یک پاسخ روشن و ساده ارائه شده است تا به راحتی آن را بفهمید. اگر در هر قسمت نکته‌ای برای توضیح بیشتر وجود داشته باشد، آن را به زبان ساده برایتان بیان کرده‌ایم.

امیدواریم با مطالعه این پاسخ‌ها، هم درک بهتری از درس پیدا کنید و هم برای آزمون‌ها و ادامه یادگیری، آماده شوید.

گام به گام درس شانزدهم هدیه های آسمانی چهارم دبستان

**درس شانزدهم: اسب طلایی**

**فعالیت: برایم بگو (صفحه ۱۰۶)**
در این درس، داستان مرد کشاورزی را می‌خوانیم که اسبی داشت. یک روز اسبش گم شد. همسایه‌ها به دیدن او آمدند و گفتند: «چه بد شد که اسبت گم شد!» اما کشاورز پاسخ داد: «شاید این اتفاق چیز بدی نباشد. چه کسی می‌داند؟»

چند روز بعد، اسب کشاورز بازگشت و چند اسب دیگر را هم با خود آورد. این بار همسایه‌ها به او تبریک گفتند و گفتند: «چه اتفاق خوبی برایت افتاد!» اما کشاورز دوباره گفت: «شاید این اتفاق چیز خوبی نباشد. چه کسی می‌داند؟»

پسر کشاورز هنگام رام کردن یکی از اسب‌های جدید، از اسب افتاد و پایش شکست. همسایه‌ها دوباره آمدند و گفتند: «چه بد شد که پسرت مصدوم شد!» کشاورز باز هم پاسخ داد: «شاید این اتفاق هم چیز بدی نباشد.»

چند وقت بعد، جنگ شروع شد و سربازان به روستا آمدند تا همه جوانان را به ارتش ببرند. آن‌ها پسر کشاورز را به خاطر پای شکسته‌اش نبردند. حالا همه فهمیدند که چرا کشاورز همیشه می‌گفت: «چه کسی می‌داند؟»

**فعالیت: تدبر کنیم (صفحه ۱۰۷)**
در این داستان، کشاورز در هر اتفاقی که می‌افتاد، چه خوب و چه بد، عصبانی یا خیلی خوشحال نمی‌شد. او همیشه می‌گفت: «چه کسی می‌داند؟» این نشان می‌دهد که او به خداوند اعتماد داشت و می‌دانست که هر چیزی که پیش می‌آید، ممکن است در آینده نتیجه خوبی داشته باشد. ما نیز باید در زندگی به خدا توکل کنیم و بدانیم که او همیشه چه چیزی برایمان بهتر است.

**فعالیت: ایستگاه فکر (صفحه ۱۰۷)**
اگر ما مانند آن کشاورز فکر کنیم، در زندگی همیشه آرامش داریم. وقتی اتفاق بدی می‌افتد، ناامید نمی‌شویم زیرا امیدواریم که در آینده نتیجه خوبی از آن بگیریم. همچنین وقتی اتفاق خوبی برایمان می‌افتد، مغرور نمی‌شویم و شکرگزار خداوند هستیم. این نگرش به ما کمک می‌کند تا در همه شرایط صبور و شکرگزار باشیم.

**فعالیت: بازی و شادی (صفحه ۱۰۸)**
با دوستانتان یک بازی ترتیب دهید. هر کس می‌تواند یک اتفاق را بیان کند (مثلاً: «امروز باران آمد و نتوانستیم به پارک برویم») و بقیه باید مانند کشاورز در داستان، یک نتیجه خوب از آن اتفاق پیدا کنند (مثلاً: «شاید باران باعث شد که در خانه بمانیم و با خانواده وقت بگذرانیم»). این بازی به ما یاد می‌دهد که در هر اتفاقی به دنبال جنبه‌های مثبت باشیم.

**فعالیت: گفت‌وگو کنید (صفحه ۱۰۸)**
با همکلاسی‌هایتان در مورد این سوال گفت‌وگو کنید: «آیا تا به حال برایتان پیش آمده که اتفاقی که در ابتدا بد به نظر می‌رسید، بعدها نتیجه خوبی برایتان داشته باشد؟» هر کس می‌تواند تجربه‌ای از خودش تعریف کند. این گفت‌وگو به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که بسیاری از اتفاقات زندگی، دلیل و نتیجه‌ای دارند که ما در ابتدا از آن خبر نداریم.

جواب برایم بگو صفحه 106 هدیه چهارم

حمید در ذهنش چه می‌گذشت و چه انتخابی کرد؟
پاسخ: او با خودش فکر می‌کرد که چون دوچرخه را به عنوان امانت پیشش گذاشته‌اند، لازم است در زمان مناسب آن را به صاحبش پس بدهد. برای همین تصمیم گرفت دوچرخه را تمیز کند و به احسان بازگرداند.

جواب تدبر کنیم صفحه 107 هدیه چهارم

جواب تدبر کنیم صفحه ۱۰۷ هدیه چهارم درس شانزدهم

همگام درس Hamgamdars.com

با توجه به داستانی که خواندیم، به نظرتان ما چطور می‌توانیم به این آیه عمل کنیم و آن را در زندگی خود پیاده کنیم؟

-امانت دیگران را به موقع به صاحبش برگردانیم.
-در حفظ و نگهداری از امانت دیگران کوشا باشیم.
-امانت دیگران را بدون اجاز هی صاحبشبه کسی ندهیم.

به نظر شما کدام یک از این کودکان در نگهداری امانت درست عمل کرده است؟
پاسخ: مریم؛ زیرا او تمام سعی خود را برای محافظت و نگهداری از امانت به کار برد.

جواب ایستگاه فکر صفحه 107 هدیه چهارم

اگر به وسایل یا دارایی دیگران آسیب بزنیم، چه کاری باید انجام دهیم؟
پاسخ: باید ضرر و زیان ایجاد شده را جبران کنیم.

همگام درس
Hamgamdars.com

جواب بازی، شادی صفحه 108 کتاب درسی

معلم کلاس ما، بچه‌ها را به تیم‌های پنج‌نفره تقسیم کرد و یک بازی انتقال پیام را بین گروه‌ها شروع کرد. او به طرف من آمد، خم شد و آرام جمله‌ای در گوشم گفت. بعد بلند شد و گفت: «این جمله را به نفر بعدی گروهت برسان. می‌خواهم ببینم وقتی پیام به آخرین نفر می‌رسد، چه شکلی شده است!»

پاسخ: وقتی کسی سخنی با ما در میان می‌گذارد، آن سخن نزد ما امانت است و وقتی می‌خواهیم آن را به دیگران منتقل کنیم، نباید چیزی به آن اضافه کنیم یا از آن کم کنیم.

جواب گفت وگو کنید صفحه 108 هدیه چهارم

چه ارتباطی بین ضرب‌المثل “یک کلاغ و چهل کلاغ” و “امانت‌داری” وجود دارد؟

این ضرب‌المثل زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم بگوییم اصل ماجرا معمولاً کوچک‌تر و ساده‌تر از چیزی است که در میان مردم شنیده می‌شود. وقتی حرف یا خبری به ما می‌رسد، در واقع آن حرف نزد ما امانت است. بنابراین وقتی آن را برای دیگران تعریف می‌کنیم، باید دقیقاً همان‌طور که شنیده‌ایم بازگو کنیم و چیزی به آن اضافه یا از آن کم نکنیم.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول