سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی بخوان و بیندیش آوای گنجشکان فارسی ششم ✔

زمان مطالعه1 دقیقه

تاریخ انتشار : 21 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : حل تمرینات درسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

در این درس، شاعر با دقت به آواز گنجشکان گوش می‌دهد و از زبان آن‌ها با ما سخن می‌گوید. گنجشک‌ها در حال پرواز و بازی هستند و شاعر از ما می‌پرسد که آیا می‌دانید آن‌ها درباره چه چیزی با هم صحبت می‌کنند؟

آن‌ها می‌گویند: “ما پرندگان کوچک و آزادی هستیم. ما صاحب خانه‌های مجلل و قصرهای باشکوه نیستیم. لانه کوچک و ساده ما بر روی شاخه‌های درختان است و ما از این زندگی ساده و آزاد خود بسیار خوشحال و راضی هستیم.”

دکتر

گنجشک‌ها می‌گویند که آن‌ها مانند انسان‌ها غم و ناراحتی به دل ندارند و همیشه شاد و سرحال هستند. آن‌ها از طلوع خورشید تا غروب آفتاب، در حال جست و خیز و خواندن آواز هستند و با آوازهای خود به دیگران شادی و نشاط هدیه می‌دهند.

در پایان، شاعر از این که چرا انسان‌ها با وجود همه دارایی‌ها و امکاناتشان، گاهی اوقات غمگین و ناراحت هستند، در حالی که این پرندگان کوچک با کمترین امکانات، همیشه شادمان زندگی می‌کنند، تعجب می‌کند.

معنی بخوان و بیندیش آوای گنجشکان فارسی ششم ✔

در این درس، با نام “آوای گنجشکان”، به سراغ یادگیری معنی واژه‌ها و مفهوم شعر می‌رویم. هدف این است که بفهمیم شاعر در این شعر چه می‌خواهد بگوید و با درک معنای کلمات، لذت بیشتری از خواندن شعر ببریم.

معنی بخوان و بیندیش آوای گنجشکان

بخوان و درنگ در آواز گنجشک‌ها
* تا روزگار این کودکان با رفتار تو شیرین شود.
معنی: اینکه زندگی این بچه‌ها با اخلاق و منش تو دلپذیر گردد.
– خُلق: خوی و منش – گوارا: دلچسب و خوشایند
* چگونه کودکان را عاقل و دانا می‌کنی، بدون چوب و بدون تنبیه؟
معنی: چطور بچه‌ها را بدون ابزارهای آزار و مجازات، تربیت می‌کنی و به رشد فکری می‌رسانی.
– بر سر عقل آوردن: کنایه از عاقل کردن
* چوب و تنبیه، راه و رسم کار با آنان نیست.
معنی: استفاده از وسایل تنبیه و آزار، روش درست آموزش دادن به آن‌ها محسوب نمی‌شود.
* خالی از خودبینی شو تا از دانش پُر گردی.
معنی: خودت را از تکبر و غرور تهی کن تا فضای وجودت را حکمت و آگاهی پُر کند.
* کودکان او را می‌دیدند که تمام هستی‌اش به گوش تبدیل گشته بود.
معنی: بچه‌ها می‌دیدند که او کاملاً ساکت است و با تمام توان به سخنان استاد گوش می‌سپارد.
نکته آرایه ای: همهی وجودش گوش شده است: کنایه از با تمامِ وجود، گوش میکرد.

معنی کلمات آوای گنجشکان فارسی ششم

شیخ: مردی سالخورده، دانشمند و بااخلاق
مکتب‌خانه: مدرسهٔ قدیمی
غوغا: سر و صدا و شلوغی
لطف: محبت و رفتار نیک
طبع: سرشت و خوی آدمی
کوبه: وسیله‌ای فلزی که با زدن آن به در، اهالی خانه باخبر می‌شدند
مست: شادمان و بی‌خود از شدت شادی
آشفته: پریشان و نابسامان
مدعی: کسی که ادعایی دارد
قانع: کسی که به داشته‌هایش راضی است
ریسمان: طناب
خلق: رفتار و منش
گوارا: دلچسب و خوشایند
رد کند: پس بزند
حصیر: زیراندازی بافته‌شده از گیاه
میان‌سال: در میانهٔ جوانی و پیری
سرگردان: بی‌هدف و حیران
قید: زنجیر یا بند
فلک: وسیله‌ای برای مجازات در گذشته
آویخته: آویزان
معرفت: آگاهی و شناخت
ادعا کردن: خود را دارای فضیلتی دانستن
غیبت: بدگویی از دیگران
محفل: جمع و مجلس

پیام درس:
تا زمانی که در این جهان هستیم، باید برای کسب دانش بکوشیم. هیچ‌گاه نباید بپنداریم که همه چیز را می‌دانیم و دیگر نیازی به آموختن نداریم؛ زیرا تنها افراد خودبین و مغرور چنین می‌پندارند که به یادگیری نیازی ندارند. پس باید از هرگونه تکبر و غرور دوری کنیم و با دلی باز، پذیرای دانش و تجربه‌های تازه باشیم.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول