**عنوان: توضیح درس «رنجهایی کشیدهام که مپرس» (درس نهم فارسی ششم)**
**معنی واژهها:**
– **رنج:** درد، سختی، مشقت
– **کشیدهام:** تحمل کردهام، متحمل شدهام
– **گرفتار:** درگیر، اسیر
– **غم:** اندوه، ناراحتی
– **نیک:** خوب، پسندیده
– **بد:** زشت، ناپسند
– **یار:** دوست، همراه
– **یاد:** خاطره، یادآوری
– **دل:** قلب، جان
– **جان:** روح، زندگی
– **جانان:** معشوق، محبوب
– **تن:** بدن
– **تنها:** تنها، بیهمراه
– **تنهایی:** انزوا، خلوت
– **تنین:** صدای زنگ، بانگ
– **چنین:** اینگونه، اینچنین
– **چنان:** آنگونه، آنچنین
– **چند:** چهقدر، چهاندازه
– **کم:** اندک، ناچیز
– **زیاد:** فراوان، بسیار
– **آسان:** ساده، بدون دردسر
– **مشکل:** سخت، دشوار
– **آهسته:** آرام، کند
– **تند:** سریع، تیز
– **پنهان:** مخفی، نهان
– **آشکار:** پیدا، نمایان
– **شیرین:** دلپذیر، خوشایند
– **تلخ:** ناخوشایند، ناگوار
– **خاموش:** بیصدا، ساکت
– **پر سروصدا:** با سر و صدا، شلوغ
**واژههای مخالف (متضاد):**
– نيك >< بد
- آشکار >< پنهان
- آهسته >< تند
- آسان >< مشکل
- کم >< زیاد
- شیرین >< تلخ
- خاموش >< پر سروصدا**واژههای همخانواده:**
- **رنج:** رنجیدن، رنجور، رنجه
- **غم:** غمگین، غصه، غمین
- **یاد:** یادگار، یادبود، یادیار
- **دل:** دلداده، دلسوز، دلخوش
- **جان:** جانانه، جانسخت، جانی
- **تن:** تنیا، توان، توانا

در این درس، با نام “رنجهایی کشیدهام که مپرس”، به بررسی معنای واژهها و مفهوم شعر میپردازیم. هدف این است که دانشآموزان پایه ششم بتوانند منظور شاعر را به خوبی درک کنند و با احساسات پشت کلمات آشنا شوند.
در این بخش، کلمات دشوار شعر به زبانی ساده توضیح داده میشوند تا برای همه قابل فهم باشد. همچنین، مفهوم کلی شعر به شکلی بیان میشود که دانشآموزان به راحتی متوجه شوند شاعر چه احساسی داشته و چه پیامی را میخواسته است به مخاطب خود برساند.
با یادگیری معنی واژهها و درک مفهوم شعر، دانشآموزان میتوانند بهتر با ادبیات فارسی ارتباط برقرار کنند و از خواندن شعرها لذت بیشتری ببرند.
خانواده درس رنج هایی کشیده ام که مپرس
انتخاب بخشهای مختلف درس:
فهرست موضوعات
خانوادهای که سختیهای زیادی دیده است
بررسی مفهوم واژههای درس نهم فارسی ششم
درک متنهای منثور درس ۹ فارسی ششم
معنی ابیات صفحه ۷۰ درس نهم فارسی ششم
واژههای هممعنی درس نهم فارسی ششم
واژههای متضاد درس نهم فارسی ششم
درک مطلب درس نهم فارسی ششم: رنجهایی کشیدهام که مپرس
معنی کلمات درس نهم فارسی ششم
| نیزه : سلاح جنگی ، نی یا چوبی دراز که بر سر آن آهنی نوک تیز قرار داده باشند. خنجر : شمشیر کوچک ، چاقویی که نوک آن کج و برنده است. به جای مانده : باقی مانده علوم : جمع علم ، علم ها دار و ندار : کل دارایی و ثروت کسی فرا گرفتم : یاد گرفتم تعلیم : آموزش ، یاد دادن بزرگ مرد : مرد بزرگ تکمیل : کامل کردن معلومات : دانسته ها تألیف : نوشتن کتاب عظیم : بزرگ بستر : رختخواب وانداشت : مجبور نکرد | پایبند آن نبودم : در قید و بند آن نبودم ، مقیّد به آن نبودم سرشار : پر ، آکنده از پای درآورد : از بین برد مپرس : نپرس غریب : دور افتاده ، در اینجا یعنی غریبانه آیات : جمع آیه ، نشانه ها اشخاص : جمع شخص ، افراد متون : جمع متن ، متن ها معتبر : ارزشمند ، با اعتبار گرد نیاورده : جمع آوری نکرده به تدریج : کم کم تأخیر : درنگ ، مکث به چاپ نرسانیده : چاپ نکرده ستمکار : ظالم ، ستمگر دایره المعارف : کتابی که در آن همه ی کلمات و اصطلاحات علمی و ادبی یک زبان ، در مورد موضوعی خاص و یا به صورت جامع به ترتیب حروف الفبا بیان می شوند. |
| رحلت : وفات ، مرگ ، مردن آثار : جمع اثر ، اثرها ، نشانه ها معاصر : هم عصر ، هم دوره لحظات : جمع لحظه ، زمان ها هجر : دوری ، هجران برگزیده ام : انتخاب کرده ام ره عشق : راه عشق | آرامگاه : مزار ، مرقد حُجره : غرفه ، اتاق مفصّل : کامل ، گسترده نقل : بیان کردن رحمه ا… علیها : رحمت خدا بر او باد علّامه : دانشمند دلبر : معشوق ، محبوب شمسی : خورشیدی این گونه : به این صورت |
| لغتنامه : کتاب لغت ، واژه نامه خویش : خود کوشش : سعی و تلاش شهرت : معروفیت باور : اعتقاد مقام : جایگاه لغات : جمع لغت ، واژه ها ، کلمه ها کلمات : جمع کلمه ، کلمه ها ، واژه ها یافت : پیدا کرد عظیم : بزرگ ارزش : اعتبار | طِب : پزشکی اشعار : جمع شعر ، شعرها موارد : جمع مورد ، مورد ها د رگذشت : وفات جاودانی : همیشگی ، ابدی ضعف : سستی و بی حالی وی : او دیوان حافظ : کتاب شعر حافظ زهر : سم گشته ام : چرخیده ام همچو : همچون، مثل ، مانند ره : مخفف راه |
معنی نثرهای درس 9 فارسی ششم
این کار بدون هیچ وقفه و تاخیری، به جز در مدت کوتاه بیماری و دو روزی که به دلیل فوت مادرم – که خداوند به او رحم کند – پیش آمد، پیوسته ادامه پیدا کرد و متوقف نشد.
هیچ انگیزهای مانند کسب شهرت یا ثروت مرا به پذیرش این زحمت بزرگ وادار نکرد. تنها دلیلی که باعث شد این رنج را به جان بخرم، احساس مسئولیتم در برابر ستمی بود که شرق از سوی غربیان ستمگر میدید. میخواستم سهمی هرچند کوچک در کاهش این مظلومیت داشته باشم.
معنی بیت های صفحه ۷۰ درس نهم فارسی ششم
بیت 1: درد عشقی کشیده ام که مپرس *** زهر هجری چشیده ام که مپرس
معنی: رنج یک عشق بزرگ را تحمل کردهام که از آن نپرس؛ چون قابل توصیف نیست. زهر تلخ دوری را چشیدهام که از سختی آن نتوان پرسید.
بیت 2: گشته ام در جهان و آخرِکار *** دلبری برگزیده ام که مپرس
معنی: تمام دنیا را گشتهام و پس از این همه جستجو، سرانجام معشوقی را انتخاب کردهام که توصیفناپذیر است.
بیت 3: بی تو در کلبه ی گدایی خویش *** رنج هایی کشیده ام که مپرس
معنی: در نبود تو، در خانه محقر خودم، سختیهای بسیاری را پشت سر گذاشتهام که از من در مورد آن نپرس.
بیت 4: همچو حافظ، غریب در رهِ عشق *** به مقامی رسیده ام که مپرس
معنی: مانند حافظ، در راه عشق غریب و بیپناه شدهام و به جایگاهی رسیدهام که پرسیدن از آن ممکن نیست.
کلمات هم معنی درس نهم فارسی ششم
تکمیل – تمام و بینقص – کمال – چیزهایی که یکدیگر را کامل میکنند
بخش – با جزئیات بیان شده – بخشهای مختلف – فاصله و جدایی
نامآوری – کسی که همه او را میشناسند – افراد نامدار – کسی که زبانزد است
شمردن – شماره – زیاد شدن – چندین و مختلف – شمارهها
رجوع کردن – درباره – بازگشت – کسی که به عقب برمیگردد
افراد – فرد – برجسته و مشخص – کسی که دارای جایگاه است
آگاهیها – آگاه – خبر – آگهی رسمی – خواندن و بررسی
دانشمند بزرگ – دانشها – آموزگار – دانستن
سروده – سراینده – درک و فهم – همخوانی شعر – سرودهها
باارزش – ارزش – داراییها و پشتوانه
یاد – به خاطر سپردن – نگهداری شده – محافظ – نگهبانی و پاسداری
درگذشت – کوچ کردن – وسیله سفر – کاروان مسافران
بیکار – متوقف شده – روزهای بیکاری
جای برآمدن خورشید – سوی خورشید – تابش نور
لحظه – لحظهها – در نظر گرفتن – پیمان – چیزی که برای پیمان داده میشود – چیزهایی که نذر میشوند
دوری – جدایی – کوچکننده – ترک وطن و کوچ کردن
ناآشنا – سوی غروب – به گونهای غریب – زمان غروب آفتاب – سوی غروب
همیشگی – پایدار – ماندگار
پاک – پاک شده – پاک کردن – پاک
نگارش – نویسنده – نوشتهها
خواستن – دانشآموزان – خواستار – چیزی که خواسته میشود – خواستهها
کلمات متضاد درس نهم فارسی ششم
ثروتمند ≠ بیپول
بیخبر ≠ مطلع
آسان ≠ دشوار
ناآشنا ≠ شناختهشده
خاور ≠ باختر
بالا رفتن ≠ پایین آمدن
مقصد ≠ نقطه آغاز
آغاز ≠ پایان
شرق ≠ غرب
نمای بیرونی ≠ درون
پنهان ≠ پیدا








