در صفحه ۲۴ کتاب فارسی یازدهم، شعری با نام “زاغ و کبک” وجود دارد. در اینجا معنی بیت اول شعر را میخوانیم:
زاغی از آنجا که فراغی گزید
بر سر آن کوه نشست و آرمید
**معنی:**
زاغی در مکانی که آرامش و فرصتی یافت، بر بالای آن کوه نشست و استراحت کرد.

**عنوان درس: گنج حکمت**
**مبحث: درک معنای واژهها و مفهوم شعر**
در این بخش، میخواهیم با هم به بررسی معنای واژهها و درک بهتر شعر بپردازیم. هدف این است که بتوانیم با استفاده از کلمات ساده و واضح، مفهوم کلی شعر را به راحتی درک کنیم.
در این درس، با معنی کلمات و عبارات شعر آشنا میشویم و یاد میگیریم که چگونه میتوان با درک واژهها، مفهوم عمیقتر شعر را دریافت. این کار به ما کمک میکند تا زیبایی و پیام شعر را بهتر بفهمیم و از آن لذت ببریم.
همچنین، در این بخش به توضیح و تفسیر شعر پرداخته میشود تا بتوانیم ارتباط بهتری با محتوای آن برقرار کنیم. با این روش، درک شعر برای همه آسانتر خواهد شد و میتوانیم از آموزههای آن در زندگی خود استفاده کنیم.
معنی شعر زاغی از آنجا که فراغی گزید
یک زاغ که به فکر آسایش و راحتی خود بود، تصمیم گرفت از باغی که در آن زندگی میکرد، کوچ کند و به دامنۀ سرسبز کوه برود.
در آنجا زمین پهناوری را در دامنۀ کوه دید که گلها و گیاهان زیبایی داشت، گویی گنجینۀ پنهان کوه را به نمایش گذاشته بود.
در میان آن سبزهزار، کبک بسیار زیبا و کمنظیری بود که گویی زیباروی آن باغ سرسبز محسوب میشد.
همۀ حرکات این کبک، هماهنگ و موزون بود و گامهایش نیز به زیبایی و نظم، نزدیک به یکدیگر برداشته میشد.
زاغ وقتی راه رفتن و حرکات زیبا و نرم کبک را مشاهده کرد،
از روش خودش دست کشید و سعی کرد از کبک تقلید کند.
او سعی میکرد قدمبهقدم مانند کبک راه برود و از هر حرکتش پیروی کند.
خلاصه، چند روز پشتسرهم، در آن سبزهزار به همین شکل از کبک تقلید کرد.
اما در پایان، به خاطر ناپختگی و بیتجربگیاش، زیان دید و نه تنها راه رفتن کبک را نیاموخت،
بلکه شیوۀ راه رفتن خودش را نیز فراموش کرد و از کار خود پشیمان و زیاندیده ماند.








