همه چیز درباره مفهوم این ضرب المثل: “از سوراخ سوزن رد میشود، اما از دروازه رد نمیشود”
گاهی یک چیز بسیار سخت و غیرممکن، ممکن میشود؛ اما یک کار ساده و پیش پا افتاده، به دلایلی نامعلوم انجام نمیگیرد. این، مفهوم اصلی این ضربالمثل است. وقتی میگوییم کسی یا چیزی “از سوراخ سوزن رد میشود، اما از در دروازه رد نمیشود”، منظورمان این است که یک کار پیچیده و دشوار را با موفقیت انجام میدهد، اما در انجام یک کار بسیار آسان و معمولی ناتوان است یا برای آن بهانه میآورد.
**داستان پشت ضربالمثل:**
در روزگاران قدیم، بازرگان ثروتمندی زندگی میکرد که یک شتر بسیار قدرتمند و چابک داشت. این شتر میتوانست بارهای بسیار سنگین را جابهجا کند و در سفرهای طولانی و دشوار کویر، همیشه بهترین عملکرد را داشت.
یک روز، این بازرگان باید بار نمک خود را از دروازه اصلی شهر به داخل میآورد. شتر، با آن همه قدرت و توانایی، وقتی به دروازه بزرگ شهر رسید، ناگهان ایستاد و کوچکترین حرکتی نکرد. همه تعجب کردند. چطور ممکن است شتری که کوهها را پشت سر گذاشته، حالا در برابر یک دروازه گسترده و باز بایستد و وارد نشود؟
حتی با اصرار و تهدید صاحبش، شتر تکان نخورد. مردم جمع شدند و هر کسی راه حلی پیشنهاد می داد، اما فایدهای نداشت.
در همین حین، زن خیّاطی که کنار دروازه نشسته بود و لباسی را با سوزن میدوخت، تکه نخی را از سوراخ سوزن رد کرد. شتر که این صحنه را دید، بیاختیار خم شد و با دقت به حرکت نخ در سوراخ ریز سوزن نگاه کرد.
صاحب شتر که این رفتار را دید، با تعجب گفت: “عجیب است! این شتر از اینکه بتوان از سوراخ کوچک سوزن رد شد، تعجب میکند و آن را باور دارد، اما از دروازه بزرگ شهر که به راحتی میتوان از آن گذشت، نمیگذرد!”
از آن روز به بعد، این داستان میان مردم زبان به زبان چرخید و تبدیل به ضربالمثلی شد برای توصیف کسانی که کارهای سخت و غیرممکن را انجام میدهند، اما در انجام کارهای ساده و پیش پاافتاده بهانهتراشی میکنند یا در آن موفق نیستند.

در این بخش، به توضیح و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی از سوراخ سوزن رد میشه اما از در دروازه رد نمیشه چیست؟
۱- یعنی کاری که سخت است را به راحتی انجام میدهد، اما کاری که آسان است برایش سخت و دشوار میشود!
۲- معمولاً این ضربالمثل را در مورد کسانی به کار میبرند که کارهای بسیار مشکل را به خوبی انجام میدهند، اما در انجام کارهای ساده و پیش پاافتاده ناتوان هستند و آنها را مشکل و غیرممکن میدانند.
داستان ضرب المثل
مردی ثروتمند در شهرش به دلیل دست و دل بازی و بزرگواری شناخته میشد. روزی چند نفر برای درخواست کمک مالی به خانهاش رفتند. همین که وارد شدند، دیدند که او دارد خدمتکارش را به خاطر دور انداختن یک چوب کبریت که میشد دوباره از آن استفاده کرد، دعوا میکند. این صحنه باعث شد آنها کمی در قصد خود برای درخواست پول دچار تردید شوند.
وقتی مرد ثروتمند متوجه حضور آنها شد، با روی خوش از آنان استقبال کرد و پرسید که برای چه کاری آمدهاند. آنها گفتند: «راستش ما با مشکل مالی روبرو شدهایم و میخواستیم از شما کمک بگیریم، اما وقتی دیدیم که حتی از یک چوب کبریت کمارزش هم به سادگی نمیگذرید، شک کردیم که چطور ممکن است از پول و دارایی خود به دیگران ببخشید.»
مرد ثروتمند پاسخ داد: «آنچه شما دیدید، مربوط به زندگی شخصی و مدیریت امور کوچک من است. من در زندگی خودم هرگز اسراف نمیکنم و همیشه سعی میکنم قناعت پیشه کنم و درست مصرف کنم. اما درخواست شما مربوط به بخشش و کمک به همنوعان است، و من در این کار هیچ وقت کوتاهی نکردهام.»
سپس او به اتاق دیگری رفت و با یک کیسه پول بازگشت. مراجعان با خود فکر کردند: عجیب است! او از سوراخ سوزن رد میشود ولی از در دروازه نه! یعنی پول دادن به دیگران که کاری سخت است را به راحتی انجام میدهد، اما در کارهای ساده و پیش پاافتاده زندگی، برای خودش سختگیری میکند.
اختصاصی-آدینوشاپ
ضرب المثل با کلمه دروازه













