حتماً برای شما هم پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که هیچ راه فراری نداشته باشید و مجبور شوید کاری را انجام دهید که اصلاً به آن تمایل ندارید. در چنین شرایطی، ضربالمثل «بدم، بمیر و بدم» به کار میرود.
این مثل بیانگر حالتی است که فرد در یک بنبست کامل گیر کرده و تنها گزینه پیشروی او، کاری سخت و ناخوشایند است. انگار که هیچ راه گریزی وجود ندارد و باید آن وضعیت دشوار را بپذیرد، حتی اگر برایش بسیار سخت باشد.
مثلاً وقتی کسی مجبور میشود شغل مورد علاقهاش را رها کند و به خاطر تأمین هزینههای زندگی، کار طاقتفرسایی را بپذیرد، میگویند: «چارهای نیست، باید بدم، بمیر و بدم و این کار را انجام دهم.»
این ضربالمثل به خوبی احساس ناامیدی و اجبار را نشان میدهد و زمانی به کار میرود که فرد، با وجود میل باطنی، ناگزیر به انجام کاری است.

در این نوشته میخواهیم با هم معنی و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل بدم، بمیر و بدم چیست؟
داستان این ضربالمثل به گذشتههای دور برمیگردد. شاگرد جوان و بیتجربهای نزد یک آهنگر کار میکرد. روزی استاد به او گفت: “بیا و در کوره بدم.” شاگرد شروع به دمیدن کرد. پس از مدتی خسته شد و پرسید: “میتوانم بنشینم و بدمم؟” استاد موافقت کرد.
چند لحظه بعد دوباره گفت: “اجازه میدهی به پهلو دراز بکشم و بدمم؟” استاد با بردباری پذیرفت. زمان دیگری گذشت و شاگرد خستهتر شد و پرسید: “میشود بخوابم و بدمم؟!”
استاد که فهمید شاگرد به دنبال بهانهای برای فرار از کار است، گفت: “حتی اگر بمیری هم باید بدمی!”
از آن زمان، این ضربالمثل برای افرادی به کار میرود که با انواع بهانهها میخواهند از انجام کارهایشان شانه خالی کنند. مفهوم این جمله به افراد تنبل و بهانهگیر میفهماند که هیچ راه فراری از مسئولیتهایشان ندارند و در هر شرایطی باید وظیفه خود را انجام دهند.













