این ضربالمثل وقتی به کار میرود که کسی میخواهد به شکلی نمایشی، خود را از انجام کاری که وظیفهاش بوده، کنار بکشد یا بیمسئولیتی خود را به رخ دیگران بکشد.
“بزن بر طبل بیعاری” یعنی شخص با صدای بلند و به شکل آشکاری اعلام میکند که نمیخواهد در کاری مشارکت کند یا مسئولیتی را بپذیرد. او به جای اینکه ساکت باشد، با رفتار یا حرفهایش این بیعلاقگی و سرباز زدن را به همه نشان میدهد، انگار که طبل میزند تا همه بشنوند.
اما نکته اصلی در ادامه آن است که “آن هم عالمی دارد”. این بخش اشاره به این دارد که همین “بیعاری کردن” و طبل زدن، گاهی خودش یک هنر و یک روش است. بعضیها آنقدر ماهرانه و با توجیهات به ظاهر منطقی از زیر کار شانه خالی میکنند که شما در نگاه اول حتی متوجه نمیشوید آنها دارند مسئولیتشان را رد میکنند.
پس در کل، این ضربالمثل دو معنا دارد:
1. نشان دادن بیمسئولیتی به شکل علنی و پر سر و صدا.
2. اشاره به این که همین کارِ به ظاهر ساده، گاهی با روشها و حیلههای پیچیدهای انجام میشود.

در این نوشته میخواهیم با هم معنی و مفهوم اصلی این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.
معنی بزن بر طبل بیعاری که آن هم عالمی دارد چیست؟
معنی کلمه عار: به معنای عیب و شرمندگی است.
بی عار: به کسی میگویند که برایش هیچ عیب و شرمندگیای مهم نیست. برای مثال: وقتی میگوییم «فلانی بیکار و بیعار است»، یعنی از بیکار بودنش احساس شرمندگی نمیکند.
۱- مفهوم این ضربالمثل: اگر در زندگی طوری رفتار کنی که انگار هیچ چیز باعث شرمندگی تو نمیشود و در برابر مشکلات و اتفاقات ناخوشایند، هیچ واکنشی نشان ندهی.
۲- یعنی بعضی وقتها لازم است که نسبت به آنچه در اطرافت میگذرد، بیتوجه باشی تا بتوانی کمی آرامش پیدا کنی و انرژیات را بازیابی.
متن شعر بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری
که یاران خفته در خوابند و طی شد عمرِ بیداری
نه در میخانه ها مستی
نه بر جا مانده هشیاری
بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری
هزاران دشنه،
جایِ تیشه در دستان فرهاد است
برو شیرین ، برو شیرین
که در اینجا ندارد عشق بازاری …
بزن بر طبل بی عاری
بزن بر طبل بی عاری
خداوندا ! خداوندا ! هزاران وعده میدادی
که از ره می رسد یاری
چرا پس بر نمیدارد
کسی از دوش ما باری؟!!
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
در میان همهٔ انسانهای آگاه و بیدار دنیا، هر کسی را که دیدهام، غصهای به دل دارد. پس بیا و بر طبل بیخبری و بیاعتنایی بکوب، چون زندگی در حالتی از نادانی و سادهلوحی هم، دنیای خاص خودش را دارد و شاید آرامش بیشتری داشته باشد.













