سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی ضرب المثل ” بیله دیگ، بیله چغندر “

زمان مطالعه1 دقیقه

بیله دیگ، بیله چغندر
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

همه چیز در مورد مفهوم و ریشه ضرب‌المثل «بیله دیگ، بیله چغندر»

این ضرب‌المثل یک تصویر ساده و قدیمی از زندگی روزمره را نشان می‌دهد. در گذشته که غذاها در دیگ‌های بزرگ و روی آتش پخته می‌شد، گاهی اوقات یک تکه چغندر بزرگ (بیله چغندر) در ته دیگ می‌افتاد و می‌سوخت. وقتی دیگ را برای شستن برمی‌گرداندند، آن تکه چغندر سوخته هم بیرون می‌ریخت.

دکتر

این صحنه به یک موقعیت خاص در زندگی شبیه است: وقتی دو نفر یا دو چیز که هیچ سنخیت و مناسبتی با هم ندارند، به شکلی تصادفی و ناخواسته به هم می‌چسبند یا در یک موقعیت مشابه قرار می‌گیرند. درست مثل آن تکه چغندر که به ته دیگ چسبیده و بخشی از آن صحنه شده، اما در اصل هیچ ارتباطی به دیگ ندارد.

معنای اصلی ضرب‌المثل:
این جمله معمولاً برای توصیف دو نفر به کار می‌رود که:
– به اجبار در کنار هم قرار گرفته‌اند.
– هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند.
– رابطه‌شان تصنعی و اجباری است.
– از دو دنیای کاملاً متفاوت هستند.

مثلاً ممکن است در مورد یک ازدواج تحمیلی یا یک شراکت کاری نامناسب گفته شود: «این دو تا رو که ببینم، یاد ضرب‌المثل بیله دیگ، بیله چغندر می‌افتم.»

ریشه و خاستگاه:
این ضرب‌المثل ریشه در زندگی روستایی و آشپزی سنتی ایران دارد و نشان‌دهنده هوش و ظرافت مردم در ساختن مثال‌هایی از دل ساده‌ترین اتفاقات روزمره است.

بیله دیگ، بیله چغندر

در این نوشته، شما با مفهوم و معنای یک ضرب‌المثل کهن و اصیل ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

بیله دیگ، بیله چغندر کنایه از چیست؟

وقتی کسی دروغ می‌گوید و طرف مقابل متوجه می‌شود، به جای اینکه مستقیم بگوید «داری دروغ می‌گویی»، خودش هم یک داستان ساختگی در جواب تعریف می‌کند.
این کار دو هدف دارد: اول اینکه به دروغگو بفهماند حرفش را باور نکرده‌اند، و دوم اینکه باعث شود دروغگو از کار خود شرمنده شود.
معنای «بیله» یا «بیلَه» در زبان ترکی این است: «این‌گونه» یا «چنین».

ریشه ضرب المثل

دو نفر که کاملاً با هم غریبه بودند، بخشی از راه را با هم همسفر شدند. اولین نفر برای اینکه مسیر برایشان خسته‌کننده نشود، از نفر دوم پرسید: «شغل تو چیست و معمولاً چه کاری انجام می‌دهی؟»

نفر دوم چون طرف مقابل را نمی‌شناخت، تصمیم گرفت دروغ بگوید و گفت: «من کشاورزم. یک چغندر بسیار بزرگ در زمینم کاشته‌ام که برای بیرون آوردنش ده‌ها کارگر باید زحمت بکشند. آنقدر بزرگ است که گنبد مسجد روستای ما در برابر چغندر من کوچک به نظر می‌رسد! البته قیمتش هم بسیار بالاست و کسی توان خرید آن را ندارد. الان هم به شهر می‌روم تا خریدار مناسب این چغندر استثنایی را پیدا کنم. حالا تو بگو، به چه دلیل به شهر می‌روی و شغلت چیست؟»

نفر اول که آغازگر گفت‌وگو بود، متوجه دروغ او شد؛ اما چیزی بروز نداد. با این حال، طوری پاسخ داد که طرف مقابل فکر نکند او ساده است و دروغ را نفهمیده. گفت: «من صنعتگرم. دیگ‌های بزرگی می‌سازم که اگر چندین گنبد مسجد را داخل یکی از آن‌ها بگذاری، باز هم جای خالی زیادی می‌ماند! حالا هم در روستای ما کسی نیست که بتواند چنین دیگ بزرگی بخرد. برای همین به شهر می‌روم تا مشتری مناسبش را پیدا کنم.»

کشاورز که فهمید صنعتگر هم دارد دروغ می‌گوید، عصبانی شد و گفت: «مرا دست کم گرفته‌ای؟ چرا دروغ می‌گویی؟ مگر می‌شود دیگی به آن بزرگی وجود داشته باشد که از مسجد هم بزرگ‌تر باشد؟»

صنعتگر با آرامش پاسخ داد: «بیله دیگ، بیله چغندر! اگر چغندر بزرگی که تو گفتی واقعیت دارد، پس دیگ بزرگی هم که من می‌گویم لازم است تا آن را بپزی!»

یعنی وقتی تو ادعای دروغی می‌کنی و آن را حقیقت می‌پنداری، من هم حق دارم ادعای خودم را واقعی بدانم.

بیشتر بخوانید: ضرب المثل با بیل
اختصاصی-آدینوشاپ

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول