این ضربالمثل در موقعیتی به کار میرود که شخصی در انجام کاری مهارت و دانش کافی دارد، اما در عمل نمیتواند از آن توانایی برای حل مشکل خودش استفاده کند.
مثلاً فرض کنید یک پزشک متخصص، خودش بیمار است اما نمیتواند بیماری خود را درمان کند. یا یک مشاور که به دیگران راهحل میدهد، اما در زندگی شخصی خودش با مشکلات زیادی روبرو است.
در واقع این مثل به ما میگوید: داشتن دانش با عمل کردن به آن دانش، دو چیز متفاوت است. ممکن است کسی به طور تئوری بداند چه کاری درست است، اما به دلایلی مانند بیحوصلگی، تنبلی یا شرایط سخت، نتواند آن را برای خودش اجرا کند.
این ضربالمثل به زیبایی این تناقض را نشان میدهد: “اگر واقعاً بلدی لالایی بگویی، پس چرا نمیتوانی خودت را بخوابانی؟”

در این نوشته، میخواهیم با هم معنی و مفهوم این ضربالمثل کهن ایرانی را بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی تو که لالایی بلدی پس چرا خوابت نمیبره یعنی چه؟
به کسی گفته میشود که دیگران را نصیحت میکند، اما خودش به آن توصیهها عمل نمیکند. (دانشمند بیعمل)
گاهی بعضی افراد برای دیگران نقش روانشناس را بازی میکنند! به آنها راهنمایی میدهند تا زندگی شادتر و بهتری داشته باشند، اما خودشان در زندگی شخصی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکنند؛ چون به حرفهای خودشان گوش نمیدهند. به همین دلیل این ضربالمثل در مورد آنها صدق میکند.
منظور از لالایی گفتن، این است که کسی با حرفهای خوب و آرامبخش (مثل پند دادن یا همدلی کردن) دیگران را تسلی دهد. اما چرا همان کس که میتواند دیگران را آرام کند، این حرفها را برای خودش به کار نمیگیرد تا به آرامش برسد؟
این ضربالمثل به افرادی گفته میشود که فقط ادعا میکنند و حرفهایشان پشتوانهای ندارد؛ آنها وقتی نوبت به عمل میرسد، کنار میکشند.
هر کس که دیگران را به کاری دعوت میکند، طبیعی است که انتظارات اطرافیان از او بیشتر شود. آنها توقع دارند که خودش هم زندگی بهتری داشته باشد، چون حرفهایش پر از درسهای زندگی است.
بیشتر بخوانید: معنی ضرب المثل رطب خورده منع رطب کی کند
اختصاصی-آدینوشاپ













