این ضربالمثل موقعی به کار میرود که کسی بخواهد عیب و اشتباه دیگری را به گونهای بیان کند که در نهایت، خودش در ملامت و سرزنش بیفتد یا زیان کارش به خودش برگردد.
**مفهوم اصلی:**
وقتی شما میگویید “صابونش به جامهٔ کسی خورد”، یعنی شخصی که قصد بدگویی یا عیبجویی از دیگری را داشت، ناخواسته باعث شد که عیب و رسوایی به خودش یا به شخص بیگناه سوم برگردد. مثل این است که بخواهی با صابون لباس کسی را تمیز کنی، اما کف صابون به خودت یا به فرد دیگری بپاشد و او را کفمال کند.
**داستان معروف پشت این ضربالمثل:**
در گذشته، مردی در یک مجلس مهمانی حاضر شد. او متوجه لکه بزرگی روی لباس مهمان کناری خود شد. با خود فکر کرد که باید این موضوع را به او تذکر دهد تا خجالت نکشد.
بنابراین، با صدای بلند و با نیت خوب گفت: “آقا! ببخشید، یک لکه بزرگ روی لباس شما است. بیایید من با این صابون آن را برای شما پاک کنم.”
اما وقتی شروع به مالیدن صابون به لباس کرد، به دلیل فشار زیاد و بیدقتی، کف و ذرات صابون به اطراف پاشید و نهتنها لباس مهمان اصلی تمیز نشد، بلکه کف صابون به لباسهای دیگر مهمانان و حتی به لباس خودش نیز خورد و همه آنها کفمال شدند.
در اینجا، آن مرد با نیت کمک، هم خود را در موقعیت بدی قرار داد و هم باعث شد دیگران نیز از عمل او آسیب ببینند. بنابراین، کار او مصداق کامل این ضربالمثل شد.
**نتیجهگیری:**
این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که گاهی اوقات، عیبجویی یا دخالت در کار دیگران—حتی با نیت خوب—ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و آسیب و سرزنش به خودمان بازگردد. پس باید در بیان عیوب دیگران بسیار محتاط و با تدبیر عمل کنیم.

در این نوشته، میخواهیم با هم معنی یکی از ضربالمثلهای کهن و پرمعنی ایرانی را مرور کنیم. امیدواریم این مطلب برایتان مفید و جالب باشد.
معنی صابونش به جامه ی کسی خوردن چیست؟
۱- وقتی میگوییم “صابونش به جامه یا تن کسی خورده”، منظور این است که آن شخص قبلاً به دیگران آسیب زده است؛ مثلاً قولش را شکسته، آزاری رسانده، همسفر خوبی نبوده، یا آبروی کسی را برده و مواردی از این دست. در واقع با این جمله میخواهیم بگوییم از دست آن شخص دلخور هستیم و از او راضی نیستیم.
* جامه به معنای لباس است.
۲- وقتی کسی در مورد شخصی از دیگران نظر میخواهد و این ضربالمثل را در موردش به کار میبرند، یعنی آن فرد قابل اطمینان نیست و دیگران هم قبلاً از او شکایت داشتهاند. بنابراین بهتر است با چنین افرادی نه دوستی کنیم و نه کاری را به صورت شراکتی انجام دهیم.
مثال: مادرتان از شما میخواهد همسایهتان را به جشن عروسی دعوت کنید، اما شما که از سوابق همسایه اطلاع دارید، میگویید: صابون او به تن ما خورده! بهتر است او را دعوت نکنیم.
داستان و ریشه ضرب المثل
روزی رختشویی بود که به قولش پایبند نبود. هر بار که لباسهای مردم را برای شستن میگرفت، یا آن را پس نمیداد یا لباس را خراب یا گم میکرد. این رفتارش آنقدر تکرار شد که کمکم همهی اهالی شهر از او ناراضی شدند و دیگر کسی حاضر نبود لباسش را به او بسپارد.
یک روز که کسبوکارش کاملاً راکد شده بود و مشتری نداشت، در شهر به دنبال کسی میگشت که لباسش را به او بسپارد. در همین حال، مردی غریبه را دید که تازه به شهر آمده بود و لباسهایش خاکی و کثیف بود. رختشو نزد او رفت و پیشنهاد داد لباسش را برای شستن تحویل بگیرد.
اما آن مرد غریبه در واقع قبلاً در همین شهر زندگی میکرد و از بیمسئولیتی رختشو خبر داشت. بنابراین بدون معطلی گفت: «نه! من لباسم را به تو نمیدهم! صابون تو قبلاً به رخت من خورده است!»
از آن زمان به بعد، این سخن به صورت یک ضربالمثل درآمد و هر وقت کسی بدقولی میکند یا به عهدش وفا نمیکند، از این عبارت استفاده میکنند.
اگر میخواهید همهی ضربالمثلهای فارسی را یاد بگیرید، کافی است روزی ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و با ۱۰ ضربالمثل آشنا شوید.
ضربالمثلهای فارسی معروف
نظر شما در مورد این ضربالمثل چیست؟
اختصاصی- آدینوشاپ













