سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی ضرب المثل ” فوت کوزه گری “

زمان مطالعه1 دقیقه

فوت کوزه گری کنایه از چیست
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

گاهی یک کار به نظرمان بسیار ساده می‌آید، اما انجام درست و حرفه‌ای آن، نیاز به راز و رمزی دارد که فقط اهلش از آن باخبرند. این دقیقاً همان مفهومی است که در ضرب‌المثل “فوت کوزه‌گری” نهفته است.

در گذشته، ساختن یک کوزه سفالی به ظاهر کار ساده‌ای بود؛ فقط مقداری گِل و یک چرخ. اما استادکار کوزه‌گر رازی در کار خود داشت. او در مرحله پایانی، وقتی کوزه تقریباً آماده بود، با مهارت خاصی به لبهٔ آن می‌دمید. این کار، که به آن “فوت” می‌گفتند، باعث می‌شد تا لبه کوزه نازک، صاف و یکدست شود و ظرف، شکل زیبا و کاملی به خود بگیرد.

دکتر

بدون این فوت نهایی، کوزه ناقص و amateur به نظر می‌رسید. بنابراین، “فوت کوزه‌گری” همان نکته ظریف، مهارت نهایی و راز موفقیتی است که بین ظاهر ساده یک کار و نتیجه حرفه‌ای آن تفاوت ایجاد می‌کند. این مثل به ما یادآوری می‌کند که برای عالی شدن در هر کاری، باید ریزه‌کاری‌ها و ظرایف آن را نیز فراگرفت.

فوت کوزه گری کنایه از چیست

در این نوشته، می‌خواهیم به بررسی معنی، پیشینه و مفهوم اصطلاح «فوت کوزه‌گری» بپردازیم. این ضرب‌المثل ریشه در فرهنگ و هنر قدیم ایران دارد. برای آشنایی بیشتر با این عبارت، در ادامه با ما همراه باشید.

فوت کوزه گری کنایه از چیست؟

1- به چنین فردی می‌گویند که همه روش‌ها و اصول کاری را می‌داند، اما آن راز و نکته ظریفی که به کار، ارزش و کیفیت می‌بخشد را بلد نیست. در واقع باید فوت کوزه‌گری کار را هم بداند.

2- یعنی همه چیز را می‌داند، اما همان نکته اساسی و مهم را نمی‌داند.

ریشه و داستان ضرب المثل

در یک روستا، کوزه‌گری زندگی می‌کرد که در کار خود بسیار استاد و بی‌نظیر بود. همه مردم او را به عنوان بهترین کوزه‌گر می‌شناختند. این استاد، شاگردی جوان و بااستعداد داشت که زیر نظر او کار می‌کرد و کم‌کم هنر کوزه‌گری را به خوبی یاد گرفته بود. شاگرد آنقدر مهارت پیدا کرده بود که کوزه‌های زیبایی می‌ساخت و همه از دست‌سازه‌هایش تعریف می‌کردند.

با گذشت زمان، شاگرد احساس کرد که دیگر همه چیز را یاد گرفته و می‌تواند برای خودش کار کند. به همین دلیل دنبال بهانه‌ای گشت تا از کنار استادش جدا شود. یک روز با ناراحتی به استاد گفت: «با این حقوق کمی که به من می‌دهید، نمی‌توانم زندگیام را بچرخانم. اگر همینطور ادامه دهید، مجبورم از این کارگاه بروم.» استاد که دل مهربانی داشت، حقوقش را بیشتر کرد. اما چند وقت بعد، دوباره شاگرد گفت: «حقوقم هنوز کم است. می‌خواهم بروم و خودم مستقلاً کار کنم.»

استاد با تعجب پرسید: «آیا کسی در این روستا پیدا می‌شود که بیشتر از این به تو حقوق بدهد؟» شاگرد که می‌دانست حرف استاد درست است، کمی خجالت‌زده شد و گفت: «شما استاد بزرگی هستید، اما من دوست دارم برای خودم کار کنم. فکر می‌کنم همه رازهای کوزه‌گری را بلدم.» و اینطور بود که او با احترام خداحافظی کرد و رفت.

شاگرد یک کارگاه کوچک اجاره کرد و شروع به ساختن کاسه و کوزه کرد. اما هرچه سعی می‌کرد، نمی‌توانست مانند استادش به ظروفش رنگ و جلای خاصی بدهد. مطمئن بود همه مراحل را درست انجام می‌دهد، اما نتیجه کارش آن زیبایی قبلی را نداشت. سرانجام، یکی از کوزه‌هایش را برداشت و نزد استاد برگشت و کمک خواست.

استاد با روی گشاده از او استقبال کرد و گفت: «تمام مراحل کارت را برایم بگو.» شاrundیld همه چیز را دقیق تعریف کرد. استاد گفت: «اگر قول بدهی پیش من بمانی، آن نکته‌ای که نمی‌دانی را به تو یاد می‌دهم.» شاگرد قبول کرد و پیش استاد ماند.

چند ماه بعد، شاگرد درخواست کرد که استاد آن راز نهایی را به او بیاموزد. استاد هم او را به کنار کوره برد، و وقتی می‌خواست ظرف‌ها را داخل کوره بگذارد، آرام روی آن‌ها فوت کرد و بعد داخل کوره چید. سپس رو به شاگرد کرد و گفت: «این فوت کردنِ آخر را تو انجام نمی‌دادی. همین باعث می‌شد کارت آن شفافیت را نداشته باشد.»

شاگرد متعجب پرسید: «فوت کردن چه تأثیری دارد؟»

استاد پاسخ داد: «وقتی ظرف‌ها را چند روز کنار هم می‌گذاری، گرد و خاک رویشان می‌نشیند. اگر قبل از گذاشتن در کوره، این خاک را با یک فوت ساده پاک نکنی، بعد از پخت، سطح ظرف مات و کدر می‌شود و آن جلای همیشگی را نخواهد داشت.»

🔶 نتیجه: اعتماد بی‌اندازه به دانش خودمان می‌تواند نتیجه‌ی خوبی نداشته باشد. گاهی چیزی کوچک و به نظر بی‌اهمیت، همان نکته‌ای است که نمی‌دانیم و ندانستنش، باعث می‌شود کارمان آن کیفیت مورد انتظار را پیدا نکند.

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول