همانطور که میدانید، ضربالمثلها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات ما هستند و هر کدام داستان و مفهومی پشت خود دارند. یکی از این ضربالمثلها، “قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن” است.
این عبارت معمولاً برای اشاره به کسی به کار میرود که در حال تعریف کردن یک داستان طولانی، تخیلی و اغلب اغراقآمیز است. وقتی کسی شروع به گفتن ماجراهایی میکند که بخش بزرگی از آن ساخته و پرداخته ذهن خودش است و شنونده را درگیر جزئیات بسیار میکند، از این ضربالمثل استفاده میشود.
حسین کرد، شخصیت اصلی یک داستان قدیمی و پرماجراست که اتفاقات قهرمانانه و غیرعادی زیادی برایش رخ میدهد. بنابراین، “قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن” یعنی مانند راویان آن داستان، شروع به بازگو کردن یک ماجرای طولانی و پر از حوادث خارقالعاده کردن.

در این بخش، به توضیح و مفهوم این ضربالمثل ایرانی میپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی ضرب المثل قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن چیست؟
۱- این ضربالمثل به حرفی اشاره دارد که بسیار طولانی و خستهکننده است.
۲- وقتی کسی موضوعی را بیش از حد توضیح میدهد و باعث کسالت دیگران میشود، معمولاً به او میگویند: “مگر میخواهی قصهٔ حسین کرد شبستری را تعریف کنی که اینقدر حرف را میکِشی؟!”
۳- داستان حسین کرد شبستری نماد چیزی است که بسیار طولانی و مفصل است.
ریشه ضرب المثل
حسین کرد شبستری از قهرمانان معروف زمان پادشاهان صفوی است. در روایتی که نویسندهای ناشناس آن را نوشته، آمده که شاه عباس صفوی، گروهی به سرکردگی مسیح تکمهبند تبریزی به سوی شهرهای آسیای میانه میفرستد. آنان باعث خواری و شکست بزرگان آن منطقه شده و با پیروزی به ایران بازمیگردند.
در ادامه داستان، گروهی از اشراف آسیای مرکزی به رهبری ببرازخان و اخترخان برای تلافی و انتقام به ایران میآیند، اما در نبرد با سرداری به نام حسین کرد شبستری شکست خورده و پس از آسیبهای بسیار، از بین میروند.
این خلاصهای از ماجرای بلند حسین کرد شبستری است که به نظر میرسد در گذشته، میان مردم ایران بسیار محبوب بوده و در قهوهخانهها و دیگر جاهای عمومی، تعریف میشده است.
♦ طولانی بودن این داستان، باعث شده تا به صورت یک ضربالمثل ایرانی دربیاید و به کسی که مطلبی را بیش از اندازه شرح میدهد، گفته شود.













