سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی ضرب المثل ” مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان “

زمان مطالعه1 دقیقه

معنی ضرب المثل مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی ضرب المثل
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

این ضرب‌المثل زیبا و پرمعنی در واقع یک درخواست محترمانه و دوستانه است. وقتی کسی می‌گوید “مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان”، در حال بیان این مفهوم عمیق است:

**من از تو هیچ انتظار کمک و خیری ندارم، اما لطفاً کمکی هم به ضرر و زیان من نکن.**

دکتر

به بیان ساده‌تر، این مثل می‌خواهد بگوید که از فرد مقابل توقع نداری کار خوبی در حقش انجام دهی یا مشکلی از مشکلاتش را حل کنی. تنها چیزی که از او می‌خواهی این است که دست از آزار و اذیت برداری و مانع پیشرفتت نشود. این جمله در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد می‌خواهد بگوید: “تو را به خیر و خوبی‌ات امیدوار نیستم، فقط شر و بدی نکن.”

این عبارت معمولاً خطاب به کسی گفته می‌شود که:
* توانایی یا تمایلی برای کمک کردن ندارد.
* ممکن است با رفتارش به طور غیرعمدی باعث ایجاد مشکل شود.
* بهتر است که اگر کاری نمی‌کند، حداقل کارشکنی هم نکند.

در یک کلام، این ضرب‌المثل یک درخواست متواضعانه برای “بی‌ضرر بودن” است. یعنی اگر نمی‌توانی مفید باشی، لااقل مضر نباش.

معنی ضرب المثل مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

در این بخش به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های معروف ایرانی می‌رویم: «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان». این مثل چه معنایی دارد و داستان پشت آن چیست؟ در ادامه، داستانی از کتاب گلستان سعدی را که مربوط به این ضرب‌المثل است، با هم مرور می‌کنیم.

معنی ضرب المثل مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

۱- از آنجایی که در گذشته هیچ سودی از تو ندیده‌ایم، می‌دانیم در آینده نیز هیچ فایده‌ای از تو به ما نمی‌رسد. بنابراین از ما فاصله بگیر تا از آسیب و ضرر تو در امان بمانیم.

۲- یعنی از تو که هیچ کمک و خوبی به ما نمی‌کنی، حداقل این انتظار را داریم که برایمان مشکل و دردسر ایجاد نکنی.

ریشه و داستان ضرب المثل

این داستان از کتاب گلستان سعدی گرفته شده است. در ادامه، اصل داستان و سپس مفهوم آن به زبان ساده بیان می‌شود:

شاعری نزد رئیس دزدان رفت و در مدح او شعری خواند. رئیس دزدان دستور داد لباس‌هایش را از تنش درآورند و او را از روستا بیرون کنند. مرد بیچاره در هوای سرد، برهنه راه می‌رفت. سگ‌ها به دنبالش افتادند. خواست سنگی بردارد تا آن‌ها را دور کند، اما زمین از سرمای زیاد یخ زده بود و نمی‌توانست سنگی از زمین جدا کند. درمانده گفت: این مردم چقدر عجیب‌اند! سگ‌ها را رها کرده‌اند، اما سنگ‌ها را بسته‌اند! (یعنی اجازه نمی‌دهند از سنگ برای دفاع استفاده کند)

رئیس دزدان که از بالای اتاقش این صحنه را دید و حرف او را شنید، خندید. به شاعر گفت: ای خردمند! از من یک آرزو بخواه. شاعر گفت: اگر می‌خواهی به من محبت کنی، فقط لباس‌هایم را به من برگردان. سپس این بیت را خواند:
رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ.
امیدوار بود آدمى به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

رئیس دزدان دلسرد شد و ترحم کرد. نه تنها لباس‌هایش را پس داد، بلکه یک قبای پوستین هم به او بخشید و مقداری پول به او داد.

معنی حکایت

شاعری پیش رهبر دزدان رفت و با خواندن شعری، از او تعریف و تمجید کرد. اما رهبر دزدان دستور داد لباس‌هایش را از تنش درآورند و او را از شهر بیرون کنند. شاعر بیچاره، با آن وضعیت اسفناک، در هوای سرد به راه افتاد.

اتفاقاً چند سگ به دنبالش افتادند. خواست سنگی بردارد تا آن‌ها را فراری دهد، اما زمین یخ‌زده بود و سنگ تکان نمی‌خورد. با ناراحتی گفت: اینجا چه مردم بدی زندگی می‌کنند! هم سگ‌ها را رها کرده‌اند، هم سنگ‌ها را به زمین بسته‌اند!

رهبر دزدان که صدای او را از اتاقش شنید، خندید و گفت: ای مرد دانا! از من یک آرزو کن. شاعر پاسخ داد: اگر لطف می‌کنی، فقط لباس‌هایم را به من پس بده.

معنی رضینا مِن نوالِکَ بالرَحیلِ: ما از عطای تو، به کوچ کردن و دور شدن از کوی تو راضی شدیم!

انسان معمولاً به خوبی و بخشش دیگران امید دارد.
اما من از تو هیچ خیری انتظار ندارم. فقط بلا و آزارت را از من دور کن.

رهبر دزدان دلش به حال او سوخت، لباس‌هایش را پس داد و علاوه بر آن یک قبای پوستین و مقداری پول به او بخشید.

معنی ضرب المثل صد رحمت به دزد سرگردنه!

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول