این ضربالمثل موقعی به کار میرود که راز کسی یا حقیقتی که سعی شده پنهان بماند، به شکلی غیرمنتظره و واضح برای همه آشکار شود.
**توضیح معنی:**
تصور کنید یک تکه پارچهی پشمی (پته) را روی سطح آب بیندازید. این پارچه برای لحظهای روی آب شناور میماند، اما خیلی زود کاملاً خیس شده و در آب فرو میرود و دیگر نمیتوان آن را پنهان کرد. این اتفاق دقیقاً شبیه به زمانی است که یک راز یا خطا، که فرد میخواهد آن را مخفی نگه دارد، ناگهان برملا میشود و همه از آن باخبر میگردند.
**مثال برای درک بهتر:**
فرض کنید دانشآموزی در امتحان تقلب میکند و فکر میکند هیچکس متوجه نمیشود. اما معلم متوجه تقلب او میشود و این موضوع را به همه اعلام میکند. در این شرایط میگوییم: “پتهی تقلب او روی آب افتاد.”
یا فردی در خانواده مدتی است بیکار است، اما هر روز تظاهر میکند که به سر کار میرود. تا اینکه یک روز یکی از آشنایان او را در خیابان و در ساعت کاری میبیند و رازش فاش میشود. در اینجا نیز میتوان گفت: “پتهی او روی آب افتاد و همه فهمیدند که بیکار است.”
به طور خلاصه، هر وقت چیزی که به هر قیمتی میخواستیم پنهانش کنیم، ناگهان آشکار شود، از این ضربالمثل استفاده میکنیم.

در این نوشته، میخواهیم معنی و مفهوم واقعی این ضربالمثل کهن ایرانی را با هم بررسی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی پته روی آب افتادن ؟
۱- معنی پته: گذرنامه، بلیط / یا: وسیلهای که در نهرهای شیبدار جلوی آب را میگرفت تا آب جمع شود.
پته کسی روی آب افتاد: راز او فاش شد.
۲- داستان این ضربالمثل: در گذشته برای ذخیره کردن آب نهرها، چوب یا پتهای را در مسیر جوی قرار میدادند تا آب در پشت آن جمع شود. از این آب برای شستن ظرفها و کارهای دیگر استفاده میکردند. در فصل خشکی یا وقتی آب کم بود، بعضی افراد شبانه به این نهرها میرفتند و با گذاشتن یک پته مثل چوب یا سنگ، مسیر آب را میبستند تا آب فقط به سمت زمین خودشان جاری شود. گاهی وقتی این کار را میکردند، ناگهان فشار آب زیاد میشد و پته آنها با آب شسته میشد و به سمت پاییندست و روستاهای دیگر میرفت.
مردم وقتی پته را روی آب شناور میدیدند، میفهمیدند که کسی مخفیانه آب را برای خودش بسته است. از آن زمان گفتند: «پتهاش روی آب افتاد» یعنی کار پنهانیاش آشکار شد.
۳- پته روی آب افتادن یعنی راز کسی فاش شود و آبرویش برود.
پته کسی را روی آب ریختن کنایه از لو دادن اسرار او و بردن آبرویش است.
پیشنهادی: ضربالمثل «دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد»
ضربالمثلهای فارسی با موضوع آب













