این ضربالمثل در مورد کسی به کار میرود که وضع مالی خوبی ندارد و در تنگدستی به سر میبرد، اما تظاهر به ثروتمند بودن میکند یا رفتارهایی دارد که با شرایط واقعی او همخوانی ندارد.
مثلاً فردی که پول کافی برای خرید نان، که یک خوراک اصلی و ضروری است، ندارد، اما به جای آن شروع به خوردن پیاز میکند و ادعا میکند که این کار را برای “باز شدن اشتهایش” انجام میدهد. در واقعیت، او از روی ناچاری و فقر این کار را انجام میدهد، ولی سعی میکند با یک بهانهی ظاهری، وضعیت ناخوشایند خود را پشت نقابی از ادعاهای بیاساس پنهان کند.
این مثل معمولاً برای افرادی استفاده میشود که:
– قصد خودنمایی و فخر فروشی دارند.
– میخواهند کمبودها و ضعفهای خود را بپوشانند.
– به جای روبرو شدن با واقعیتهای زندگی، به توجیه و دلیلتراشی میپردازند.
در یک کلام، این ضربالمثل هشداری است در برابر ریاکاری و دورویی، و یادآوری میکند که به جای ساختن بهانههای غیرواقعی، بهتر است با شرایط موجود، صادقانه روبهرو شویم.

در این نوشته، با مفهوم و معنای یک ضربالمثل کهن و اصیل ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.
معنی یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد تا اشتهایش باز شود
این ضربالمثل زمانی به کار میرود که فردی به جای حل کردن مشکل اصلی خود، کاری انجام میدهد که وضعیت را بدتر میکند. مثلاً فرض کنید شخصی پول کافی برای خرید مایحتاج اولیه زندگی ندارد، اما سعی میکند مانند افراد ثروتمند زندگی کند و با آنها معاشرت نماید.
معنای این ضربالمثل شبیه این است که کسی الاغ ندارد، اما وقت خود را صرف پیدا کردن زین و برگ آن میکند! یعنی چیز اصلی را در اختیار ندارد، اما به جای آن، به دنبال چیزهای فرعی و حاشیهای است.
پیاز معمولاً به عنوان چاشنی و همراه غذا خورده میشود تا طعم غذا را بهتر کند و اشتها را افزایش دهد. اما اگر کسی غذایی برای خوردن نداشته باشد و فقط پیاز بخورد، کار عاقلانهای نکرده است. چون نه تنها گرسنگیاش برطرف نمیشود، بلکه اشتهایش بیشتر شده و گرسنهتر میشود.
این ضربالمثل وقتی استفاده میشود که کسی نمیتواند مشکل اصلی خود را حل کند، اما دست به کاری میزند که مشکلش را حادتر میکند؛ انگار که از یک چاله کوچک بیرون بیاید و به یک چاه عمیق بیفتد!













