درس هفتم کتاب فارسی پایه چهارم با نام “مهمان شهر ما” همراه با معنی واژهها و متضادهای آن
**واژههای درس و مفهوم آنها:**
* **شهردار:** فردی که مسئول اداره و مدیریت یک شهر است.
* **شهرداری:** سازمان و ساختمانی که شهردار و همکارانش در آن کار میکنند و به امور شهر رسیدگی میکنند.
* **نواختند:** نواختن یک آهنگ یا ساز. در این درس به معنای اجرای موسیقی توسط گروهی برای خوشامدگویی است.
* **فرش:** همان قالی یا زیراندازی زیبا که برای تزئین و استفاده روی زمین پهن میکنند.
* **پرده:** پارچهای ضخیم و سنگین که برای پوشاندن پنجره یا درگاه استفاده میشود تا از دید دیگران محفوظ بماند.
* **کُت و شلوار:** یک دست لباس رسمی و مرتب که معمولاً آقایان میپوشند و شامل یک کُت (بالاپوش) و یک شلوار همرنگ است.
* **یقه:** قسمتی از لباس (مانند پیراهن یا کت) که دور گردن قرار میگیرد.
* **آستین:** بخشی از لباس که دست را میپوشاند.
* **دکمه:** وسیلهای کوچک و معمولاً گرد که برای بستن قسمتهای مختلف لباس (مانند یقه یا آستین) به کار میرود.
* **سخنرانی:** صحبت کردنِ از قبل آماده شده برای جمعیتی در یک مراسم رسمی.
* **آراسته:** مرتب، تمیز و زیبا. چیزی که آن را تزئین کرده باشند.
* **بدرقه:** همراهی کردن و بدرقه کردن کسی برای بخشی از راه به نشانه احترام وقتی که او میرود.
**متضادهای برخی واژهها:**
* آراسته ⇔ نامرتب، ژولیده
* مهمان ⇔ میزبان
* جمع ⇔ پراکنده، متفرق

درس هفتم: درک معنای واژهها و مفهوم شعر
پایه چهارم دبستان
معنی کلمات درس 7 فارسی چهارم
همه حاضر بودند و فضای مخصوصی در هوا حس میشد. قلبها تند و پرحرارت میتپید. بدان که شادی و شوقی عمیق در دلها موج میزد. شور و هیجان زیادی در چهرهها دیده میشد و مردم با انرژی و توان فراوان، چشمبهراه بودند.
سرانجام، آن کسی که همه مشتاقانه منتظرش بودند، از راه رسید. مردم با تلاش و کوشش خود به پیشوازش شتافتند و لحظهشماری میکردند. چشمانشان به او دوخته شده بود، گویی هرگز از دیدنش سیر نمیشدند. نگاههایشان پر از تحسین و احترام بود.
حرکت و جنبش جمعیت، نشان از استقبالی پرشور داشت. مردم با بیقراری و شوقی وصفناشدنی، در انتظار بودند. چهرههایشان از شادی میدرخشید. فریادهای شادمانه و سرودهای خروشان جمعیت، فضایی پر از همهمه و شور به وجود آورده بود.
انبوه جمعیت، صحنهای پرشور و پرسر و صدا ایجاد کرده بود. بوی خوش و مطبوعی در فضا پیچیده بود. با این حال، در میان این همه شادی، کمی نگرانی و دلشوره نیز در دلها جا داشت. غم و اندوه گذشته، هنوز در خاطر برخی مانده بود، اما امروز، همه چیز با نرمی و لطافتی خاص همراه بود.
تعداد مردم بسیار زیاد بود و هر کسی با پوشش و لباس خود، در این اجتماع بزرگ حاضر شده بود.
کلمات هم خانواده درس 7 فارسی چهارم
مشتاق: یعنی بسیار شوق داشتن و دوست داشتن چیزی را.
متوجه: یعنی به چیزی یا کسی توجه کردن.
صبر: یعنی شکیبایی و تحمل در برابر سختیها.
مرخص: یعنی آزاد شدن یا اجازه رفتن گرفتن.
انتظار: یعنی در حالت منتظر بودن.
حرکت: یعنی جنبش و جابهجایی.
اشعار: یعنی شعرها.
درس: یعنی آموزش و یادگیری.
ضخامت: یعنی کلفتی و ستبری.
لطیف: یعنی نازک، نرم و پر از لطف.
جمعیت: یعنی انبوه مردم و گروه بزرگ.
نظر: یعنی دیدگاه، عقیده یا نگاه کردن.
فعالیت: یعنی کار و عمل کردن.
کلمات مخالف درس 7 فارسی چهارم
در این متن، کلماتی با معانی متضاد ارائه شدهاند. هر کلمه در سمت راست، نقطه مقابل کلمه سمت چپ خود است. برای مثال:
سریع در مقابل آهسته قرار دارد.
تمیز نقطه مقابل کثیف است.
طلوع خورشید، مخالف مفهوم غروب آن است.
آرام و آهسته، برعکس تند و سریع است.
خواب در تقابل با بیداری است.
پیری، مقابل جوانی قرار میگیرد.
شب، متضاد روز است.
پر بودن، نقطه مقابل خالی بودن است.
تشنه بودن، مقابل سیراب بودن قرار دارد.
جدا بودن، مخالف متصل بودن است.
خوشبو بودن، متضاد بدبو بودن است.
استقبال کردن، برعکس پیشواز کردن است.
همهمه و سر و صدا، در مقابل سکوت و آرامش قرار دارد.
شادی، نقطه مقابل غم و اندوه است.








