سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

زمان مطالعه1 دقیقه

Meaning and usage of snap word
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی کلمات انگلیسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Snap به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “snap” می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد. این کلمه هم برای توصیف صدای تند و تیزی مثل تقه استفاده می‌شود، هم برای کارهایی که به راحتی و سریع انجام می‌شوند.

دکتر

یکی از راه‌های ایجاد این صدا، بشکن زدن است. شما می‌توانید با قرار دادن انگشت وسط روی شست و سپس رها کردن آن به شکلی که به کف دست برخورد کند، با انگشتانتان صدا ایجاد کنید.

* نوازندگان هماهنگ با موسیقی با انگشتانشان بشکن می‌زدند.
* معلم برای جلب توجه همه، با انگشتانش صدا درآورد.
* بشکن زدن برای صدا زدن کارکنان در رستوران یا هتل بی‌احترامی است، با این حال بعضی افراد این کار را می‌کنند.
* فردی که دستگاه را معرفی می‌کرد، با انگشتانش صدا درآورد تا نشان دهد استفاده از آن بسیار ساده است.

 
دکمه‌هایی که روی لباس فشار داده می‌شوند نیز این صدا را ایجاد می‌کنند:

* روبرتو دکمه‌های پیراهنش را بست.
* الیسا دکمه‌های شلوارش را محکم به هم چسباند.
* معمولاً دستکش‌های بچگانه را به پالتو زمستانی‌شان متصل می‌کنند تا گم نشوند.
* به این نوع دکمه‌ها گاهی “snaps” می‌گویند. پالتوی او از این دکمه‌ها دارد. پیراهنش هم دکمه‌ای است.

 
بعضی از اسباب‌بازی‌ها یا وسایلی که باید در خانه سرهم شوند، معمولاً به راحتی درون هم چفت می‌شوند.

* جانی قطعات لگو را به هم چسباند تا یک برج بسازد.
* برای ساختن ماکت هواپیما اصلاً به چسب نیاز نبود. قطعات آن فقط درون هم چفت شدند.
* ما یک میز از آیـکیـا خریدیم که به سرعت و به آسانی قطعات آن را به هم متصل کردیم.

 
وقتی کاری بسیار ساده و آسان باشد، از کلمه “snap” به عنوان صفت استفاده می‌کنیم:

* این کار بسیار راحت است.
* این که کاری ندارد.
* انجام این کار مثل آب خوردن خواهد بود.

 
این کلمه برای توصیف یک دوره کوتاه از هوای بسیار سرد نیز به کار می‌رود:

* هفته پیش یک دوره سرمای ناگهانی داشتیم.
* این هوای سرد حدود سه روز ادامه داشت. دما به زیر صفر رسید و در همان حالت ماند.

 
کلمه “Snappy” نیز یک صفت است:

* بیا، سریع کارت را انجام بده.
* او بسیار خوش‌پوش است.
* دیالوگ‌های سریع و بامزه فیلم، همه را به خنده انداخت.

 
کلمه “snap” در برخی اصطلاحات نیز دیده می‌شود:

* خودت را جمع و جور کن و شروع کن.
* او با عصبانیت به حرف مادرش پاسخ داد.
* آن مرد تحت فشار عصبی، کنترل خود را از دست داد.
* من تو را دو تکه می‌کنم.
* بازیکن مدافع، بلافاصله بعد از دریافت توپ، آن را زمین انداخت.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول