سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حساب کاربری

معنی کلمه Tip به فارسی با چند مثال

زمان مطالعه1 دقیقه

Meaning and usage of tip word
تاریخ انتشار : 28 نوامبر 2025تعداد بازدید : 0نویسنده : دسته بندی : معنی کلمات انگلیسی
پرینت مقالـه

می پسنـدم0

اشتراک گذاری

اندازه متن12

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Tip به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “tip” چندین معنی مختلف دارد. در ادامه به برخی از این معانی می‌پردازیم:

دکتر

**نکته یا راهنمایی مفید:**
گاهی اوقات “tip” به یک پیشنهاد یا اطلاعات مفید گفته می‌شود که می‌تواند به شما در انجام بهتر کاری کمک کند. مثلاً ممکن است یک دوست یک “tip” برای موفقیت بیشتر در مصاحبه شغلی به شما بدهد.

**انعام:**
در بسیاری از رستوران‌ها یا کافه‌ها، “tip” به معنای پولی است که مشتری علاوه بر صورتحساب اصلی، به عنوان تشکر و قدردانی از خدمات خوب به کارکنان می‌دهد.

**نوک یا سر چیزی:**
“tip” می‌تواند به قسمت باریک و تیز یا انتهای چیزی اشاره کند. مثلاً “tip” یک مداد، جایی است که با آن می‌نویسیم.

**کمی مایل کردن یا واژگون کردن:**
اگر شما یک فنجان را “tip” کنید، یعنی آن را کمی کج کنید تا محتویاتش بیرون بریزد. همچنین اگر چیزی “tip over” شود، یعنی کاملاً واژگون شده است.

نکته: نصیحت. اطلاعات خوب

مربی تام چند راهنمایی به او ارائه کرد تا بتواند در بسکتبال بهتر شود.
او می‌تواند از چند راهنمایی در زمینه چگونگی تبدیل شدن به یک پیشخدمت خوب بهره ببرد.
پیشنهادی برایتان دارم: برای تقویت زبان انگلیسی، هر روز حداقل سی دقیقه مطالعه به زبان انگلیسی را تمرین کنید.

نکته: پول برای خدمات خوب.

پیشخدمت به خاطر خدمات عالی‌اش به مشتریان، انعام قابل توجهی دریافت کرد.
جان که شغلش پارک کردن ماشین‌هاست، فقط دیروز بیش از ۲۰۰ دلار انعام گرفت.
بعضی از خدمه هتل اگر سرپرستشان زودتر اقدام نکند، می‌توانند پول اضافی از طریق انعام به دست آورند.
مشتریان قبل از ترک هتل، مبلغ ۲۰ دلار به خدمه هتل انعام دادند. (در این جمله از کلمه «انعام دادن» به عنوان فعل استفاده شده است.)
گیتاریستی که در ایستگاه مترو برنامه اجرا می‌کند، بخشی از درآمدش از طریق انعام مردم تأمین می‌شود.

نکته: پایان چیزی; نقطه یک شی

او می‌تواند با زبانش، نوک بینی خود را لمس کند.

گلندا می‌گوید به خاطر همه کارهایی که دیروز انجام داده، نوک انگشتانش درد می‌کند.

سیب‌ها در انتهای شاخه‌های کوچک درخت سیب می‌رویند.

اسمش نوک زبانم است. (نوک زبان = حافظه)

نکته: سقوط کردن; برای اعمال مقدار کمی فشار

پشته صندلی‌ها به خاطر بلندی بیش از حد، روی زمین افتاد و واژگون شد.
قایق زیر وزش باد، کمکم کج شد و در آستانه چپ شدن قرار گرفت.
بازیکن بسکتبال، توپ را به آرامی به سوی تور پرتاب کرد و گل شد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی آدینوشاپ، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

مقایسه محصولات

0 محصول

مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول
مقایسه محصول