در کتاب گنج حکمت، شعری از سعدی وجود دارد که میگوید:
**چو سرو باش که در باغستان هستی**
**به هر که میرسدش خرمی و خوش مستی**
**معنی:**
مانند درخت سرو باش که در باغ وجود داری و هر کسی به تو میرسد، از وجودت شادمان و خوشحال میشود.
سعدی در این شعر از درخت سرو الهام گرفته است. سرو نماد سبزی، استواری و زیبایی است. این درخت همیشه سرسبز است و به هر کس که از کنارش میگذرد، آرامش و شادابی میبخشد.
سعدی به ما میگوید که ما هم باید در زندگی مانند سرو باشیم. یعنی:
* همیشه استوار و پابرجا بمانیم.
* وجودمان برای دیگران مایهی آرامش و شادی باشد.
* مانند سرو که همیشه سبز است، ما هم همیشه خوشاخلاق و با نشاط باشیم.
در حقیقت، سعدی از ما میخواهد که چنان رفتاری داشته باشیم که دیگران از همنشینی با ما احساس خوشحالی کنند و وجود ما برای آنها مانند یک درخت زیبا و سایهدار، مایهی آرامش باشد.

**عنوان درس: گنج حکمت**
**مبحث: درک معنای واژهها و مفهوم شعر**
در این بخش، میآموزیم که چگونه معنای واژهها و مفهوم شعر را بهتر درک کنیم. با یادگیری معنی کلمات و عبارات، میتوانیم منظور شاعر را به خوبی بفهمیم و از زیباییهای شعر لذت ببریم. این کار به ما کمک میکند تا با دنیای ادبیات بیشتر آشنا شویم و از آن در زندگی روزمره خود استفاده کنیم.
معنی گنج حکمت چو سرو باش یازدهم
از یک حکیم پرسیدند: «در میان همه درختان مشهور و با عظمتی که خداوند بزرگ آفریده است، هیچ کدام را آزاد نمینامند، به جز سرو که میوهای ندارد. دلیل این نامگذاری چیست؟»
حکیم پاسخ داد: «هر درختی میوه مخصوص به خود را دارد که در فصل مشخصی پدیدار میشود و با نبودن آن، درخت پژمرده و بیروح به نظر میرسد. اما سرو چنین ویژگیای ندارد؛ همیشه سرسبز و شاداب است و این ویژگی، نشانه آزادگان واقعی است.»
| ۱- به آنچه می گذرد دل منه که دجله بسی | پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد |
معنی: به چیزهای ناپایدار و زودگذر وابسته نشو، چون پس از نابودی هر قدرتی، دنیا به راه خود ادامه میدهد. مثل رود دجله که قرنها پس از پایان حکومت خلفا در بغداد، هنوز هم جریان دارد. (ما از دنیا میرویم، اما جهان باقی میماند.)
قلمرو زبانی:
کلمه «که» به معنای «زیرا» است و «بسی» به معنای «بسیار» است.
قلمرو ادبی:
این بیت وزن خاصی دارد که به آن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» میگویند.
عبارت «دل نهادن» کنایه از دلبستن و علاقهمند شدن به چیزی است.
| ۲- گرت ز دست برآید، چو نخل باشد کریم | ورت ز دست نیاید، چو سرو باش آزاد |
اگر از دستت برمیآید، مانند درخت نخل بخشنده باش و اگر نمیتوانی، مثل سروی آزاده و بلندقامت باش.








