ابن سینا، دانشمند بزرگ ایرانی و مسلمان، در سال ۳۷۰ هجری قمری در بخارا به دنیا آمد. او از همان کودکی نبوغ فوقالعادهای در یادگیری علوم مختلف از خود نشان داد. حافظهای قوی و هوشی سرشار داشت، به طوری که در سنین نوجوانی بر بسیاری از دانشهای زمان خود مسلط شد.
این دانشمند پرکار در زمینههای گوناگونی مانند پزشکی، فلسفه، ریاضیات، نجوم و زمینشناسی فعالیت میکرد. مشهورترین کتاب او در پزشکی، “قانون در طب” نام دارد که برای قرنها به عنوان یکی از اصلیترین کتابهای درسی پزشکی در Europa و جهان اسلام تدریس میشد.
ابن سینا تنها یک پزشک نبود. او فیلسوفی برجسته نیز بود که به درک و تفسیر فلسفه ارسطو پرداخت و ایدههای خود را به آن افزود. تفکر منطقی و روش علمی او، تأثیر زیادی بر پیشرفت دانش در سراسر جهان گذاشت.
او حدود ۴۵۰ کتاب در موضوعات مختلف نوشته است که بسیاری از آنها هنوز هم مورد مطالعه قرار میگیرند. ابن سینا پس از یک زندگی پربار، در سال ۴۲۸ هجری قمری در همدان ایران درگذشت. تلاشها و دستاوردهای این دانشمند مسلمان، گواهی درخشان بر نقش بزرگی است که متفکران جهان اسلام در پیشبرد علم جهانی داشتهاند.

در ادامه، چند ایده برای پژوهش دربارهٔ یکی از اندیشمندان مسلمان ارائه میشود. با ما همراه باشید.
موضوعات پیشنهادی دانشمندان مسلمان
تعداد زیادی دانشمند مسلمان در طول تاریخ وجود داشتهاند که هر کدام خدمات ارزشمندی به علم و دانش ارائه کردهاند. در ادامه، نام برخی از این بزرگان ذکر شده و خلاصهای از زندگی یکی از آنها نیز ارائه میشود:
* بررسی زندگی خیام نیشابوری و نوشتههای او
* بررسی زندگی محمد بن موسی خوارزمی
* زندگی جابر بن حیان، شیمیدان ایرانی و اکتشافات او
* بررسی زندگی علامه مجلسی و آثار به جای مانده از او
* زندگی ابوعلی سینا، فیلسوف و پزشک نامدار شرق
* بررسی زندگی علامه حسن زاده آملی
* بررسی زندگی علامه حلی
* بررسی زندگی علامه جعفری
* بررسی زندگی ابوریحان بیرونی و حکایتهایی درباره او
نمونه تحقیق – زندگینامه ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی، دانشمند بزرگ ایرانی، در رشتههای گوناگونی مانند فلسفه، ستارهشناسی، ریاضی، تاریخ و جغرافیا تبحر داشت. او در سال ۳۲۶ قمری در نزدیکی خوارزم به دنیا آمد و به همین دلیل به “بیرونی” معروف شد، که اشاره به بیرونِ خوارزم دارد.
تحصیلاتش را نزد ابو نصر منصور گذراند و در هفدهسالگی با استفاده از یک ابزار دقیق نجومی، توانست موقعیت خورشید را در آسمان اندازهگیری کند و عرض جغرافیایی منطقهاش را محاسبه نماید. چهار سال بعد، برای انجام محاسبات بیشتر، نقشههایی کشید و یک حلقه بزرگ پانزدهذراعی برای رصد ستارگان ساخت.
او با ابن سینا، فیلسوف و پزشک نامدار، در مورد سرشت گرما و نور گفتوگوهای علمی داشت. بیرونی در دربار مأمون خوارزمشاهی از احترام بالایی برخوردار بود و مدتی نیز در دربار شمسالمعالی قابوس بن وشمگیر زندگی کرد. حدود سال ۴۰۴ قمری به خوارزم بازگشت. وقتی سلطان محمود غزنوی آن شهر را فتح کرد، قصد جان او را داشت، اما با وساطت اطرافیان، از کشتنش صرفنظر کرد و او را در سال ۴۰۸ به غزنه برد.
ابوریحان در سفر سلطان محمود به هند همراه بود و در آنجا با دانشمندان هندی معاشرت کرد. زبان سانسکریت آموخت و اطلاعات ارزشمندی گردآوری کرد که بعدها در کتاب “تحقیق ماللهند” از آنها استفاده نمود.
آثار او در زمینههای ستارهشناسی، جغرافیا، منطق و فلسفه بسیار است. کتاب “قانون مسعودی” را به نام سلطان مسعود غزنوی نوشت. اثر دیگرش “آثار الباقیه عن القرون الخالیه” درباره تاریخ و فرهنگ ملل مختلف است که سالها بعد توسط خاورشناس آلمانی، زاخائو، ترجمه و منتشر شد.
بیرونی در شصتوسهسالگی فهرستی از نوشتههای محمد بن زکریای رازی تهیه کرد و فهرست آثار خودش را نیز به آن پیوست. این فهرست شامل ۱۱۳ عنوان بود، اما کامل نیست چون او دستکم ۱۴ سال پس از آن همچنان پرکار بود. متأسفانه حدود چهارپنجم آثارش از بین رفته و تنها نیمی از باقیماندهها چاپ شدهاند.
علاقه او به دانش بسیار گسترده بود و در تقریباً تمام علوم زمان خود تحقیق میکرد. گرچه به فلسفه آشنایی داشت، اما بیشتر به پدیدههای قابل مشاهده در طبیعت و انسان علاقه نشان میداد. نیمی از کارهایش درباره ستارهشناسی و رشتههای وابسته بود که در آن زمان علوم دقیق به شمار میرفتند. ریاضیات نیز در کارهایش جایگاه ویژهای داشت، اما بیشتر از نوع کاربردی آن استفاده میکرد. با این حال، در زمینههایی مانند mineralشناسی، داروشناسی و زبانشناسی نیز آثاری از خود به جای گذاشته است.
از جمله آثار بهجایمانده از او میتوان به these titles اشاره کرد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایهها، وترها، پاتنجلی، قرهالزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونی درباره چرخش زمین و نیروی جاذبه آن نیز نظریههایی علمی ارائه داده است.
میگویند وقتی کتاب قانون مسعودی را نوشت، سلطان هدیه زیادی به او داد، اما ابوریحان آن را پس فرستاد و گفت: “من به آن نیازی ندارم، چون همیشه به قناعت زندگی کردهام و ترک این روش شایسته نیست.”













